۱۳۸۹ بهمن ۱۰, یکشنبه

آیا همان طور که کارتر موجب شد ایران از دست برود، پرزیدنت اوباما نیزباعث ازدست رفتن مصرخواهد شد؟»


آیا همان طور که کارتر موجب شد ایران از دست برود،
پرزیدنت اوباما نیزباعث ازدست رفتن مصرخواهد شد؟»

30 ژانویه 2011
  
  
به دنبال انتقادهای صریح و قاطعانه ای که پرزیدنت باراک اوباما در آخرین اظهارات خود از پرزیدنت حسنی مبارک به عمل آورد، و عملا در کنار تظاهرکنندگان قرار گرفت و حکومت مصر را به حال خود رها کرد، برخی آگاهان می پرسند آیا همان گونه که پرزیدنت جیمی کارتر به علت ناآگاهی از اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران موجب سقوط رژیم گردید و دولت های غربی یک هم پیمان صدیق را در خاورمیانه از دست دادند، اکنون نیز پرزیدنت اوباما به علت نداشتن شناخت عمیق از ماهیت سیاسی و اجتماعی اوضاع در مصر، موجب از دست رفتن یک هم پیمان مهم دیگر غرب در منطقه عربی خواهد شد؟
آگاهان می گویند که در میان کشورهای عرب، هیچ حکومتی به اندازه پرزیدنت مبارک به ایالات متحده و کشورهای غربی نزدیک نبوده، و اکنون نه تنها ایالات متحده او را تنها می گذارد، بلکه کشورهای اتحادیه اروپا نیز شدیدا او را مورد انتقاد قرار می دهند.
نه تنها پرزیدنت اوباما در سخنان کم سابقه خود، به دنبال تماس تلفنی با پرزیدنت مبارک، از او خواستار شد به شعارهای تظاهرکنندگان توجه نشان دهد و در اجرای خواسته های آنان بکوشد و به مخالفان خویش آزادی بیان دهد، بلکه وزیر خارجه بریتانیا با لحن شدیدی، در سخنان خویش در کنار متعرضین قرار گرفت و از پرزیدنت مبارک به انتقاد پرداخت.
آگاهان امور ایران گفتند: در تابستان سال گذشته، هنگامی که میلیون ها نفر از مردم ایران به دنبال تقلب در انتخابات ریاست جمهوری به خیابان ها آمدند، و حکومت به کشتار آنان دست زد، چنین قاطعیتی در لحن سخن رهبران اروپا و ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران شنیده نشد.
به گفته آنان، با آن که رهبران غرب در سخنان خود از خیزش مردمی در ایران پشتیبانی کردند، ولی لحن سخن آن ها علیه سرکوبگری های رژیم چندان قاطعانه نبود.
برخی رسانه های همگانی در غرب نیز متهم می شوند که در عین دفاع از آزادی بیان و حمایت از حق مردم برای انجام تظاهرات، به پیامدهای بعدی توجه ندارند و این احتمال را نادیده می گیرند که عاقبت رویدادهای مصر ممکن است قدرت گرفتن اخوان المسلمین باشد که ضد دموکراسی و مردمسالاری هستند.
شماری از تحلیلگران بر این واقعیت انگشت می گذارند که در حکومت خودگردان فلسطینی نیز نخستین انتخابات آزاد پارلمانی، موجب به قدرت رسیدن حماس گردید که نخستین اقدام آن در نوار غزه، دست زدن به یک کودتای نظامی و کشتار فعالان فتح و فراری دادن سران آن بود.
آلوف بن، یکی از تحلیلگران برجسته اسرائیلی امروز (یک شنبه 10 بهمن ماه – 30 ژانویه 2011) در روزنامه هاآرتس نوشت: «ممکن است پرزیدنت اوباما در تاریخ ایالات متحده به عنوان رئیس جمهوری ثبت شود که موجب از دست رفتن ترکیه، لبنان و مصر شد و در دوران ریاست جمهوری او ساختار همه پیمان های سیاسی و منطقه ای ایالات متحده در خاورمیانه فرو ریخت».
روزنامه لوس آنجلس تایمز نیز در شماره امروز خود نوشت که آینده مصر، در حال حاضر یک آزمون بسیار حساس برای دولت پرزیدنت اوباما می باشد.
طرفداران رئیس جمهوری ایالات متحده او را تحسین می کنند که قاطعانه در حمایت از مردم سالاری به پا خاسته، ولی منتقدینش می گویند که او فراموش می کند در شرائط سیاسی و اجتماعی خاورمیانه، اگر برای پیشبرد مردمسالاری با سنجیدگی عمل نشود، دموکراسی نه تنها ریشه نخواهد گرفت، بلکه عواملی به روی کار خواهند آمد که دشمنان سنتی مردمسالاری بوده و هستند.
آگاهان سیاسی در اورشلیم می گویند: پرزیدنت اوباما به جای آن که از پرزیدنت مبارک در این حال و هوای دشوار ابراز حمایت کند، و هم زمان با لحن آرام از او بخواهد که به اصلاحات و تغییرات لازم دست بزند و به آرمان های ملت توجه کند، با چهره ای پر غیظ علیه بزرگترین متحد ایالات متحده در خاورمیانه سخن گفت و از تظاهرات و اغتشاشات در مصر عملا جانبداری کرد – بی آن که هنوز معلوم باشد این تظاهرات به کدام سوی می رود.
تحلیلگران اسرائیلی می گویند: در حالی که دولت ایالات متحده بر دولت مصر و شخص پرزیدنت مبارک نفوذ بسیار دارد، در مقابل، از هیچ گونه کنترلی بر تظاهرکنندگان مصری برخوردار نیست، و با آن که از سه شنبه گذشته که تظاهرات خیابانی آغاز شد، تا به امروز، شعارهای ضد آمریکائی در تظاهرات مصر شنیده نشده، ولی در خارج از مصر، شماری از گروه هائی که به حمایت از مردم آن کشور به تظاهرات پرداختند، شعارهای ضد آمریکائی بر سر دست حمل می کردند.
یک تحلیلگر اسرائیلی، برخی رسانه های همگانی بریتانیا و به ویژه شبکه های تلویزیونی خصوصی را متهم ساخت که از دو رشته تظاهراتی که هم زمان، یکی توسط افراد سکولار و دیگری توسط افراد اسلامی علیه حکومت پرزیدنت مبارک برگزار شده بود، تظاهرات مذهبی را نادیده گرفتند و تنها درباره تظاهرات سکولار خبر پخش کردند، تا مبادا در اذهان شهروندان بریتانیا و غرب چنین تداعی شود که بنیادگرایان اسلامی هستند که رویدادهای مصر را شکل می دهند.
حتی پیش از آن که رئیس جمهوری ایالات متحده و وزیر خارجه وی زبان به انتقاد آشکار از پرزیدنت مبارک بگشایند، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا به صراحت گفته بود که ایالات متحده ممکن است کمک نظامی 5ر1 میلیارد دلاری خود به مصر را قطع کند.
آگاهان اسرائیلی می پرسند: چه لزومی داشت که سخنگوی آمریکائی، در همان نخستین روزهای تظاهرات، و در حالی که هنوز معلوم نبود (و هنوز هم معلوم نیست) که رویدادهای مصر در چه راستائی پیش می رود، این چنین عجولانه و نسنجیده چنین سخنانی بگوید؟
برخی دست اندرکاران آمریکائی در واکنش به این انتقاد می گویند که "حمایت از اوپوزیسیون مصری و معترضین سیاسی و تلاشگران مدنی، الزاما به مفهوم آن نیست که ایالات متحده به حکومت کنونی مصر پشت کرده است".
شماری از تحلیلگران سیاسی در اورشلیم هشدار می دهند که اگر نظام کنونی مصر فرو پاشد، ایالات متحده نه تنها بزرگترین متحد سیاسی و نظامی خود در میان کشورهای عرب را از دست خواهد داد، بلکه ادامه موجودیت دیگر حکومت های طرفدار آمریکا در منطقه نیز به خطر خواهد افتاد و دولت واشنگتن ممکن است در آینده ای نه چندان دور خود را با یک زمین لرزه بزرگ سیاسی در خاورمیانه روبرو ببیند.
به دیگران بفرستید
چاپ کنید
این نشانی را ذخیره کنید
    

هیچ نظری موجود نیست: