۱۳۹۰ فروردین ۲۸, یکشنبه

پاسخ به اظهارات محسن کدیور واحمد صدری

اخیرا محسن کدیور واحمد صدری تحلیلی آبکی درمورد خروج سازمان مجاهدین از لیست تروریستی آمریکا نموده اند که هرچند با تمام وجودم از این سازمان خائن به ملت وکشور ایرانم متنفرهستم ولی نتوانستم پاسخ این اراجیف را ندهم لذا بر روی سخنان خودشان پاسخ اصافه نمودم وارزویم اینست که پاسخ هایم درست ومنطقی باشد وروزی هواداران سازمان از مریم رجوی ومسعود بپرسند حقوق فردی افراد مقیم دراشرف چه میشود چرا باید این افرادبیش 30 سال در اشرف بدون تللیف باشند وخود ایشان درپاریس؟


ابتدا با بگویم که من نتنها با سازمان مجاهدین خلق مخالف هستم که آنها را دشمن ایران وایرانی میدانم ودر ردیف سایر خائنین به کشور.
اما برای پاسخگوئی به این دلالان جمهوری اسلامی باید سطر به سطر سخنان این جیره خواران آمریکا نشین را که تا دوسال قبل شعار شان مرگ بر آمریکا بود واکنون نیز از قانون تقییه اسلامی سوئ استفاده میکنند پاسخی مدلل داد.
محسن کدیور و احمد صدری در نوشته‌ای در مجله آن‌لاین «سالن» به بررسی پیامدهای خارج شدن احتمالی سازمان مجاهدین خلق از فهرست گروه‌های خارجی تروریست در وزارت امور خارجه آمریکا پرداخته‌اند.
محسن کدیور، پیشگام جنبش سبز که به عنوان استاد دین در حال تدریس در دانشگاه دوک در آمریکا بسر می‌برد و احمد صدری، جامعه‌شناس و استاد مطالعات دنیای اسلام در کالج لیک فارست نوشته خود را چنین آغاز می‌کنند:
در حالی که مردم تونس و مصر روی انتقال سیاسی خاص خود کار می‌کنند، دولت ایران به طور فزاینده خود را از واقعیت‌های مردم ناآرام خود جدا می‌کند. هرقدر حکومت، بیشتر در برابر تقاضاهای عمومی مقاومت کند، عمرش کوتاه‌تر می‌شود(بهتر است بفرمائید سقوط حکومت اسلامی نزدیکتر میشود).
همزمان و در میان ایرانی‌ها، برخی از گروه‌ها‌ به دنبال غصب رهبری حرکت بومی طرفدار دموکراسی ایران هستند. رهبران جنبش سبز در ایران در باره این موضوع هشدار داده‌اند. میرحسین موسوی در آخرین گفت‌وگویی که پیش از بازداشت خانگی او در 29 فوریه سال جاری انجام داد درباره «موج‌سواران بین‌المللی» هشدار داد که از جنبش سبز برای دنبال کردن مطامع خود بهره می‌برند
(رهبران حنبش با تنها گذاشتن ملت بپا خاسته ایران در روز عاشورا عملا خود را از رهبریت جنبش خلع و با افاضات بعدی خود بملت فهماندند که آش همان آش است فقط کاسه اش را میخواهند عوض نمایند)
اولین و مهم‌ترین این گروه‌ها مجاهدین خلق هستند، گروهی که از سوی دولت آمریکا به عنوان یک سازمان خارجی تروریستی شناخته می‌شود
(دولت آمریکا برای خوش خدمتی به محمد خاتمی این مرد تدارکاتچی دست به چنین اقدامی زد درثانی شما که رهبرتان آمریکا را دشمن ملت ایران خوانده واین وصیت بعد از مرگ وی همچنان ادامه داشته است  چگونه است که اینجا شده اید شتر مرغ؟).
اما با وجود تهدید جدی امنیت جهانی از سوی این گروه، سازمان مجاهدین خلق ممکن است در عرض هفته آینده از فهرست گروه‌های تروریست وزارت امور خارجه آمریکا خارج شود. اگر چنین چیزی رخ دهد، مطمئنا برای جنبش طرفدار دموکراسی ایران فاجعه‌ای به بار خواهد آورد و یک بازگشت ویرانگر در تلاش‌های کشور در حرکت به جلو است
سازمان مجاهدین بدون سلاح تهدید جدی برای امنیت جهانی است وجمهوری اسلامی که درپی بدست آوردن سلاح هسته ای است برای امنیت جهانی تهدید بشمار نمیآید؟ خجالت آور نیست که سازمان بیارزشی مثل مجاهدین را برای امنیت جهانی خطرآفرین بدانیم وجمهوری باصطلاح اسلامی را که در طول مدت 32 سال عمرش هرگز راست نگفته مخالفینش را درداخل وخارج از کشور ترور واعدام نموده درآمدهای ملی کشور را هزینه حزب الله وحماس وسوریه ولبنان نموده وبرای بقای خود از تمام مزایای کشور در جهان چشم پوشی نموده (سهم ایران از دریای مازندران وچشم پوشی از 18 میلیارد دلار بلوکه شده توسط ترکیه .....هزاران خیانت مال به ملت ایران ) را بیخطر بدانیم؟شما آقایان چرا اینقدر سنگ حکومت اسلامی را برای یک تکه نان بسنه میزنید ؟ .
سازمان مجاهدین خلق دارای هیچ پایه سیاسی در داخل ایران نیست و از هیچ گونه حمایت واقعی از سوی ایرانی‌های کوچه و خیابان برخوردار نیست زیرا سال‌های طولانی در عراق و تحت حمایت صدام حسین بوده است
 سازمان مجاهدین خلق 32 سال پیش دست دردست خمینی دجال گذاشتند این بزرگترین خطای آنهاست وبعد که خمینی مانند دستمالیاستفاده شده بدور انداخت مانند زمان پهلوی های ایرانساز  دست باسلحه بردند واین هم برای آنها وهم برای گول خوردگان خمینی هندیزاده خسارت داشت این را شما بهتر میدانید که کشته شدگان این سازمان بیچاره وسوخته سیاسی از تلفات افراد خمینی بسیار بیشتر بوده است کشتار 67 را فراموش کرده اید چه کس دستور کشیدن خون اعضای مجاهدین را قبل از اعدام صادر کرد؟ این جنایت بود یا پناه بردن به صدام که دشمن دشمن مجاهدین بود؟
این گروه، اعتبار خود را که شاید در زمان مخالفتش با حکومت شاه در داخل ایران داشته، زمانی از دست داد که نیروهایش تا پایان جنگ ایران و عراق در سال‌های 1980 تا 1988 به جانبداری از عراق جنگیدند.
در نتیجه، سیاست‌گذاران آمریکا بایسته است که با توجه به دامنه محبوبیت سازمان مجاهدین خلق در داخل ایران، در باره لاف‌‌های دلالان سیاسی این گروه بدگمان باشند
این گروه درزمان حکومت پادشاهی درایران هم اعتباری نداشتند عده ای گولخورده وبدبخت بودند که باکشت پلیس ژاندرام ودزدیدن اسلحه اش دست بعملیات خرابکارانه میزدندومخل اجتماع بودند همچون آخوند ها که با سوئ استفاده از احساسات پاک مذهبی ملت ایران کشور را بدامن چین شوروی وانداختند وسودش را به جیب کشور انگلستان آلمان اطریش فرانسه ترکیه و...................واریز کردند وسران رژیم هم دلالیهایشان را بحسابهای بانکی خود در خارج از کشور ریختند نفرمائید دروغ است که امروزه عصر کامپیوتر است وشما بادروعپردازیهایتان نمیتوانید مانند 32 سال گذشته کلاه بر سر ملت بگذارید..
سازمان مجاهدین خلق از زمان سرنگونی صدام حسین در عراق در سال 2003 تقریبا به طور کامل وابسته به اجرای ناهمگون قوانین موجود آمریکا در مورد سازمان‌های خارجی تروریستی بوده است.
با کمال شگفتی، بخش نظامی این سازمان در عراق از وضعیت بالفعل «افراد حمایت شده» استفاده می‌کنند و فعالیت‌های آن‌ها در کنگره آمریکا سال‌هاست که تحت نظارت نبوده است. تقریبا ناممکن است که گروه‌های دیگری مانند القاعده که از سوی آمریکا به عنوان گروه‌های خارجی تروریست شناخته شده‌اند در کریدورهای دستگاه نظامی آمریکا و شاخه‌های اجرایی و قانون‌گذاری این کشور تا به این حد از آزادی عمل برخوردار باشند
 القاعده حماس حزب الله فلسطینیهای سنگ پران اگر حمایتهای مال وآموزشی جمهوری آخوندی نباشد بمراتب آرامتر وبیخطر تر از جمهوری آخوندیست که شما سنگش را بسینه میزنید.   .
تحلیل‌گران، پژوهشگران و سازمان‌های حقوق بشر رده‌بالای بیشماری از جمله دیده‌بان حقوق بشر گفته‌اند که سازمان مجاهدین خلق یک سازمان غیردموکراتیک و فرقه‌گراست که روش کارش ادعای آن را به عنوان وسیله‌ای برای تغییر دموکراتیک بی‌اعتبار می‌کند.
از همه‌ مهم‌تر فعالیت‌های سازمان مجاهدین خلق در واشنگتن می‌تواند زیان جبران‌ناپذیری به اعتراضاتی وارد کند که در داخل ایران رشد کرده‌اند.
پس از آن‌که تلاطم پس از انتخابات ایران آغاز شد، سازمان مجاهدین خلق به سرعت به هیاهوی جنبش اعتراضی در شرف تکوین مخالف با دولت کنونی پیوست. دولت احمدی‌نژاد فورا برای بی اعتبارکردن حرکت طرفدار دموکراسی، جنبش سبز را به مجاهدین خلق نسبت داد.
رهبران مخالف مانند میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی فورا واکنش نشان دادند. زهرا رهنورد گفت «جنبش سبز یک حرکت مردمی است که زنده و پویاست و بین خود و سازمان مجاهدین خلق دیواری قائل است
اینکه جنبش زنده و پویاست ویک حرکت مردمیست شکی وجود ندارد اما رهبرانیکه شما از آنها یادمیکنید با بکار بردن جملاتی چون ((از دادن شعارهای ساختار شکن که همانا استقلال آزادی حکومت ایرانی مرگ بر خامنه ای مرگ بر شوروی و................بود وهمچنین خواستار  بازگشت بدوران طلائی امام قلابی خود شدند)) آنهارا از حیض اعتبار نزد ملت ایران ساقط کرد پس حساب آقایان موسوی وکروبی وخانم زهرا رهنورد یا بهتر بگوئم (( زهره کاظمی قبل از انقلاب )) را از نظر ملت ایران مسدود شده بدانید چرا که این پروژه هاشمی خاتمی با کنار زدن هاشمی با شکست کامل روبرو شد.
رهبران مخالف در ایران دلیل خوبی داشتند تا چنین دیواری را بناکنند و آن را نگه‌دارند. آن‌ها سازمان مجاهدین خلق را به صورت یک سازمانی می‌نگرند که از دشمنی بین ایران و آمریکا استفاده می‌کند تا به عنوان یک گروه تروریست شناخته نشود و بتواند کمک مالی دولت آمریکا را دریافت کند، و عملا مانند نسخه ایرانی کنگره ملی بدنام احمد چلبی در عراق شود
من نمیدانم چرا گرفتن کمکهای مای دولت آمریکا توسط هر سازمان مخالف جمهوری ملایان از آمریکا بد است وخطر ناک ولی کمک مال دولت آخوندی بدون اجازه ملت ایران به سوریه حماس حزب الله کشورهای کوچک عضو سازمان ملل برای خریدن رای آنان که هیچگاهم با موفقیت همراه نبوده برای امنیت جهانی خطر آفرین نیست واصولا شما که از این جمهوری ولائی اینقدر خوشتان میآید در سرزمین کفر واستکبار چه .........میکنید؟
آمریکا نباید به اعتماد و دوستی بین دو کشور آسیب بزند
در حالی که سیاست‌گذاران در واشنگتن در جست‌وجوی راه‌های نو برای فشار آوردن بر همتاهای خود در تهران به منظور تسلیم شدن در باره توسعه هسته‌ای هستند باید از انجام اعمالی که به چشم‌اندازهای درازمدت اعتماد و دوستی بین مردم دو کشور آسیب می‌رساند خودداری کنند
این سیاستگذاران درواشنگتن نیستند بلکه کارتل های نفتی وشرکتهای سود جوهستند که با لابی گری افرادی چون تیریتا پارسی وطنفروش وهوشنگ امیراحمدی وباند آنان تلاش درایجاد رابطه با ایلات متحده دارند واگر آقای اوباما چشم وگوشش را باز نکند درانتخابات بعدی با سر زمین خواهد خورد زیرا ایرانیان مقیم کالیفرنیا توانائی آنرا دارند که باعث سقوط این رئیس جمهوری عهد شکن گردند.شما هم لازم نیست دلتان برای روابط ایران وآمریکا بسوزد باسقوط حکومت ملائی درایران هستند سیاستمدارانی که بزودی این روابط را بحال عادی ودرسطحی استاندارد برسانند..
خارج کردن سازمان مجاهدین خلق از گروه‌های خارجی تروریستی در این برهه زمانی می‌تواند افراطی های ایران را جسور کند تا سرکوب و بی‌اعتبارکردن جنبش سبز را با این استدلال شدت بخشند که این حرکت به گروه تروریستی مجاهدین خلق وابسته است.
به علاوه حمایت از مجاهدین خلق کابوس تهدید خارجی را برای دولت ایران فراهم می‌کند که می‌تواند برای التیام شکاف‌های کلیدی داخل دستگاه حاکمیت به کار رود، تعداد ایرانی‌هایی را زیاد کند که به دور پرچم کشور جمع می‌شوند و سرکوب معترضان سیاسی بومی را تسهیل کند
آقایان بجای تلاش برای نگهداشتن سازمان مجاهدین ورشکسته درلیست تروریستی آمریکا تلاش خودرا صرف شکستن تحریمهائی بنمائید که علاوه بر ایلات متحده 27 کشور اروپائی برای سران دزد جنایتکار وفاشیست رژیم تعین وحسابهای دزدیده شده آنان از ملت ایران دراین کشورها مسدود خواهد شد تلاش برای ماله کشیدن بروی اظهارات آخوندکی نمائید که ملت ایران را بآن پایه از حماقت تصور نموده که گفته خامنه ای این آخوندک مطرب بهنگام تولد گفته است (( یا علی)) !!!!!
دولت بوش با همه اشتباهاتش در خاورمیانه و حتی در اوج سیاست خارجی پرخاشگرانه‌اش، فهمید که خارج کردن مجاهدین از فهرست گروه‌های تروریستی وزارت امور خارجه یک مانور خطرناک است.
چنین حرکتی می‌توانست ریزش بزرگی در قدرت نرم آمریکا در ایران برانگیزد، به پیشرفت دموکراتیک ایران آسیب برساند و به افراطی‌های ایران کمک کند تا دیکتاتوری بلندمدت خود را استحکام بخشند
اتفاقا یکی از بزرگترین اشتباهات بوش همین بس که تصور میکرد با سقوط دولت صدام جمهوری ملائی آدم میشود وبرای خوش خدمتی افراد پایگاه اشرف را گوشت دم توپ رژیم جنایکار وخونریز ایران ونوری المالکی نمود وملت ایران هرگز عدم وقای بعهد بوش را فراموش نخواهند کرد سه تن از منفور ترین روسای جمهوری آمریکا ازنظر ملت ایران عبارتند از (کارترگجسگ – بوش وهمین آقای اوباما هستند).
مردم ایران چنین حرکت‌های طعنه آمیزی را نخواهند بخشید و فراموش نخواهند کرد.خاطرات تلخ‌تر تداعی شده با سیاست‌های آمریکا نسبت به شاه و محمد مصدق، اولین نخست‌وزیر برکنارشده با کمک آشکار آمریکا در سال 1953، منجر به تعویق افتادن و مسموم شدن روابط آمریکا و ایران تا به امروز شده است
شما آخوندکها چکاره هستید که ازطرف ملت ایران سخن میرانید خجالت هم خوب چیزیست در دیزی باز است حیا گربه دزده کجا رفته؟ آقای کدیور شمائیکه باکمال پر روئی شعار ملت ایران را که فریاد میزدند(( نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران )) را با بی حیائی عوض کردید حالا غلط میکنید ازطرف ملت ایرا سخن میگوئید وغلط میکنید مشگلات خودرا ورژیم مهحوس ملایان را با اختلاف وبرکناری محمد مصدق تلفیق میکنید سگ محمد مصدق بشما ملایان چرب زبان گردن کلفت مفتخوار میارزد واصولا در آمریکا چه غلطی میکنید چه کسی شما را حمایت مال مینماید چند کلاس سواد دانشگاهی دارید؟.
ما دولت آمریکا را ترغیب می‌کنیم که در حال حاضر که آمال دموکراتیک مردم ایران در شرایط معلق قرار گرفته از دست زدن به چنین اشتباه سرنوشت‌سازی پرهیز کند
شما خیلی بیل زن هستید یک بیل به ... خودتان بزنید ودولت سرنگون ملایان را ازین بدبختی نجات بدهید ایمان داشته باشید ملت چنان تسمه ای ازگرده ملا خواهی کشید که تا 1400 سال دیگر درایران جرات سربلند کردن نداشته باشد

هیچ نظری موجود نیست: