۱۳۹۰ اردیبهشت ۱, پنجشنبه

دیو مقدس قسمت سوم شرح زندگانی امام خمینی



بچه ها دورود
دردو قسمت قبلی درباره انجمن مسلمانان هند وسر جان تامپسون وتاثیر وی در تفیر مسیر خاندان روح اله خمینی وهمچنین تولد وکودکی وی سخن راندیم واکنون بقییه داستان.
دراین مدت هیچ کس با دمخور نیست وهمه ازوی فراری . تمام این اعمال باعث  میشود که ازو یک فرد عاصی /بد خواه/بد خیموناسازگار ساخته شود وبعد درقالب بیماری پارانویا(paranoia) تجلی میکند.
این بیماری ترکیب پیچیده ای است از شیزوفرنی-که اختلال روانی مزمنی است-که با ازدست دادن همگامی اجتماعی - خودگرائی-دم دمی بودن مزاج -انجام کارهای بیجا وغیر مقتضی مشخص میشود / شروع بیماری درجوانی ویا درآغاز پیری ممکن است اتفاق افتد .برای این بیماری چهار نوع آن شناخته شده است که مال روح اله ازنوع چهارم یعنی ((هیفرنیک)) است که بارفتار ابلهانه - پر گوئی وشر و ور گفتن مشخص میشود. بخش مکمل عارضه (( پارانویا ))بغیر از شیزوفرنی -جنون خود بزرگ بینی خود صحیح بینی افراطی - همراه با بد گمانی  ورفتار های خلاف معیار وموازین عقلی واخلاقی -بهمراه نفرت بی حد - از آنچه که در روابط افراد ونظام های اجتماعی حکم است میباشد. با این تعریف علمی وبیان بیماری روحی روح اله هندیزاده میتوان به ماهیت این دیو پی برد.
این قبیل بیماران اتفاقا آدم های بااستعدادی هم هستند ومعمولا درآغاز برای فریب توده های مردم ژست های بشر دوستانه وآزاد اندیشانه میگیرند.سنگ مردم خصوصا طبقه فقیر وبقول خودشان مستضعفان را به سینه میزنند.
از شش تا شانزده سالگی بمدت ده سال روح اله به گوسفند چرانی اشتغال داشته وتنها با کاروانیان - ساربانان وچوپداران برخورد داشته است. وقتی روح اله 16 ساله شد صاحبه خانم عمه اش بفکر افتاد تا اورا بمکتب بفرستد تا خط یاد بگیرد وقرآن بخواند لذا اورا به مکتب آقا سید ابوالحسن مبرد- ولی از آنجائیکه اسم روح اله بخاطر روابطش باشتر داران وساربانان درصحرا خوب نبود سید ابوالحسن مکتب دار عذر اورا میخواهد . ماجرای قتلی که درسن 15 سالگی به روح اله نسبت میدهندو یکی از دلایل عدم قبول او درمکتبخانه بود بقرار زیر است:مردی بنام قدیر که نتها یک چشم داشته مرتب درصحرا مزاحم روح اله میشود وبه او وعده هائی میدهد که هیچگاه به آنها جامع عمل نمی پوشاند ودر جریان یک خلاف وعده در دره حیر خان روح اله باضربات سنگ که به سر قدیر وارد میسازد او را میکشد وجنازه اش را هامن جا چال میکند وبعد ها ماجرا را باچند تن از دوستان وازجمله برادر بزرگش (( آتی اله سید مرتضی پسندیده)) درمیان میگذارد . پرونده قتل قدیر درعدلیه خمین تا قبل از انقلاب بایگانی میشد وپس از انقلاب وطنپرستی از کادر بایگانی دادگاه خمین از پرونده مذکور کپی گرفته ودر تحقیقات محلی در اختیار گزارشگران میگذارد که هم اکنون کپی های مربوطه درصندوق امانات بانک درآمریکا نگهداری میشود. 
در پرونده قتل قدیر با آنکه روح اله مجرم شناخته نشد است ولی نام او بهمراه دوتن دیگر باسامی جعفر محلاتی فرزند امان اله وحسین دشتبان فرزند کرمعلی در رابطه با قدیر واختلاف با او ذکر شده است اعتراف صریح روح اله نزد برادرش ودوستانش به قتل وتوجیه اینکه جنایت مذکور جنبه ناموسی داشته وهمچنین انهدام پرونده پس از انقلاب توسط دادستانی میتواند ظن آدمهای خوش بین را که هیچ جتایتی را به اهل دین نسبت نمیدهند وآن ها را بری از گناه ومعضیت و دروغ میدانند برانگیزد هرچند هیجده سال جنایت وحمام خون راه انداختن دیگر نیازی به گفتن ندارد.
روح اله درتاریخ آذر ماه 1293 دومین هجرت خودرا آغاز میکند . انگیزه این هجرت بدینگونه بود که عمه خانم آسید ابوالحسن مکتب دار ومشهدی رجب دلاک وکدخدای خمین حاجی باقر تصمیم میگیرند تا روح اله را به عتبات برای طلبگی بفرستند چون آخوند شدن را برای این خبیث از همه چیز بهتر میدانستند . ولی وقتی پای عمل میرسد میبینند به عتبات رفتن خرج دارد وآنها قادر به تامین ان نیستند بنابراین راهی نزدیک را برگزیده واورا به اراک میفرستند وروح اله به اراک رفته ودرمحضر آیت اله حاج محسن اراکی بعنوان طلبه شروع بفراگیری علوم دینی میکند .
چند ماهی که از تحصیل روح اله میگذرد از خود لیاقت واستعداد نشان میدهد تا جائی که آیت اله اراکی حجره بغل خانه خود را به او میدهد . این حجره از طریق دالانی به خانه آیت اله راه داشت /
این حجره دراختیار طلبه های ممتاز چندماهی قرار میگرفت وجالب اینجاست که روح اله دوسال ونیم درآنجا اقامت میگزیند.این مدت طولانی باعث شد تا شایعاتی از طرف دیگر طلبه ها باشیخ طالب کمره ای قزوینی مدرس مدرسهوحتی خود آیت اله شیخ محسن اراکی اشاره میکردند . توضیح اینکه روابط جنسی بین مرد با مرد دربین طلبه های مدهبی امری عادی وپیش پا افتاده است .
درحجره های تنگ پس از صرف شام وپایان صرف ونحو وفراگیری علوم دینی بزرگتر ها الف های راست را به خانه کاف کوچکتر ها وارد میکنند وفریضه بزرگ نمودن را اعمال میدارند . آنها وقتی عمود های لحمی سان را برسپرهای شحمی کوچکتر میکوبند - خسته وناتوان با درک لذت بهشتی خواب برآنان چیره میشود. البته در حصوص جند سطر بالا که از کتابهای سکسولوژی اسلامی اقتباس پده - ما چیزی سر در نیاوردیم شما را نمیدانم. از مزایای دیگر این حجره ها هزینه تحصیلی بیشتری بود که طلبه های ممتاز دریافت میداشتند .
آنموقع هزینه تحصیلی برای طلبه ممتاز یک عباسی درهفته بود درحالیکه طلبه های عادی فقط یک صنار دریافت میداشتند . روح اله بمدت سه سال ونیم نزد آیت اله اراکی ماند وازین دوران همیشه بعنوان دوران طلائی یاد میکند . جالب اینجاست که روح اله درسن 19 سالگی توسط آیت اله اراکی بدرجه اجتهاد نائل میشود. آیت الله آشیخ محسن اراکی از همفکران ویاران بسیار نزدیک آیت اله شیخ فضل اله نوری بود که با ایشان همواره درسنگر مبارزه ومخالفت با مشروطه خواهان جنگیده واز طرفداران پر وپا قرص ئلایت فقیه یا حکومت الله در روی زمین است واموزش های این شیخ بعد ها شاگردی تحویل جامعه آخوند زده ایران داد که حکومت اله در زمین پیاده نمود . البته وقتی درآن زمان مشروطه خواهان پیروز شدند آیت اله اراکی پس از شنیدن خبر مرگ آیت اله نوری که اورا مبارزان مشروطه خواه درمیدان توپخانه بدار کشیدند سوراخ موش را هزار تومان خریده وخودرا پنهان نمود .
پس از آنکه آبها از اسیاب میافتد وتب مشروطه خواهی پائین گرفت آقا محسن اراکی به زادگاه خودش اراک مراجعت نمودوچون در اراک اوتنها 80 پارچه آبادی داشت به تاسیس حوزه علمیه اراک همت گماشته وسرمایه گذاری جدیدی را آغاز میکند.
البته باید گفت که قسمت اعظم هزینه حوزه خاج محسن اراکی باضافه 59 حوزه علمیه در سراسر ایران از جانب انجمن مسلمانان هند وقسمت دیگراز محل نذورات وسهم امام وخمس وشکوه تامین میگردید.
دراین حوزه بود که افکار بلند شیخ فضل اله دال بر ولایت فقیهتدریس میشد.
پیرتر های ما تمام سخنان شیخ فضل اله را شنیده اند حصوصا شاگرد خلف حاج محسن اراکی یعنی روح اله را نیز میدانستند.
فتنه این این دیو مقدس را درسال 1342 دیدند ولی افسوس که هیچگاه دوزاریشان نیفتاد.
اقامت سه ساله روح اله در اراک وافکار تزریقی شیخ فضل اله نوری و شیخ محسن اراکی درمورد حکومت اله درزمین کار خودش را کرد و ولی فقیه را بارمغان آورد!!!
تا درودی دیگر بدرود



هیچ نظری موجود نیست: