۱۳۹۰ مرداد ۶, پنجشنبه

تسخیر و غارت كاخ مداین توسط اعراب و سرنوشت فرش بهارستان








بالاخره سپاه اعراب در سال 14 هجری پس از تسخیر ساحل چپ فرات ، در محل قادسیه به سرداری سعد بن ابی وقاص ، ایرانیان را كه تحت فرمان رستم پسر فرخزاد بودند ، شكست دادند و درفش كاویان ، یعنی پرچم ملی ایرانیان را به غنیمت بردند .
دو سال بعد ، یعنی در سال 16 هجری ، مداین ، پایتخت ساسانیان ، به تصرف اعراب درآمد . اعراب طبق معمول به غارت پرداختند . به هر یك از 60.000 عربی كه در این نبرد شركت داشتند 12000 دینار رسید و از جمله غنایم این جنگ ، فرش بزرگ و بی نظیری بود كه آنرا بهارستان می خواندند .
وصف مداین و فرش بهارستان :
مولف حبیب السیر در این مورد چنین می نویسد : « چون سعد از فرار یزدگرد وقوف یافت ، به دل جمع و خاطر مطمئن به مداین درآمده نظر بر آن قصور منقش و منیع و ایوانهای دلكش رفیع انداخت و آن اموال لاتعد و لاتحصی و اجناس بیحد و قیاس دید ، زبان به حمد مهیمن منان ، گردان ساخت و ضبط غنایم را به عهده عمر بن مقرن مزنی كرده آن مقدار اشیاء نفیسه و اقمشه ظریفه و اوانی نقره و طلاو فرش و بساطهای گرانبها به دست آمد كه وصف آن با مداد و قلم و دست میسر نباشد و از آن جمله فرشی بود ابریشمی 60 گز در 60 گز كه اطراف آن به زمرد آراسته بود . و 18 ارش از آن فرش به جواهرات غیر مكرر تزیین داشت ، چنانچه  ده ارش از زمرد سبز بود و ده ارش از بلور سفید و ده ارش از یاقوت سرخ و ده ارش از یاقوت كبود و ده ارش از یاقوت زرد . و در حواشی و جوانبش ، انواع گلستانها و گلها و درختان از جواهرات آبدار و گوهرهای شاهوار بافته بود و آن را بهارستان نام نهاده . و ملوك عجم در فصل زمستان آن فرش را گسترانیده ، مجلس عشرت می آراست و میان زمستان را اولین ایام بهار می پنداشتند .
القصه سعد از آن غنایم خمس جدا كرد ، نهصد شتر جهت حمل آن ترتیب نموده و به مدینه فرستاد و مابقی را بر شصت هزار سپاه عرب تقسیم نمود . به دست هر سواری 12 هزار دینار رسید و چون اموال خمس و خبر فتح مداین ، به مدینه رسید ، عمر بسیار هیجان زده و خوشحال گشته و آن امول را بخش كرد ، و فرش بهارستان را كه به محض رویت موجب نشاط و انبساط خاظر میگشت ، قطعه قطعه كرده و بین مسلمین تقسیم نمود ، به روایتی تكه ای از آن كه نصیب علی ابن ابیطالب گشته بود توسط آن جناب به بیست هزار دینار فروخته شد .»
اعراب در تیسفون غنایم فراوانی به دست آوردند كه عبارت بود از مقادیر زیادی ظروف طلا و نقره مزین به صورت انسان و حیوان و سنگهای قیمتی ، پارچه های ابریشمی ، زربفت ، قالیهای زیبا و بسیار گرانبها ، بردگان بسیار از زن و مرد و اسلحه و اموال فراوان دیگر .
شهر تیسفون  ویران ، غارت و سوزانده شد و دیگر در هیچ عهدی احیاء نگشت ، بخشی از ساكنان شهر كه نتوانسته بودند فرار كنند ، كشته شدند و زنان و مردان زیبا روی ایرانی اسیر و به بردگی برده شدند .
سطح فرهنگ و تربیت سپاهیان عرب و حتی سرداران بزرگ ایشان ، به قدری نازل بود كه از درك ارزش اشیائی كه با چنان هنرمندی و چیره دستی ساخته شده بود ، عاجز بودند و طبق سوره مربوطه غنایم را تقسیم كردند . بدین ترتیب كه ظروف زیبای طلا و نقره كه از لحاظ هنری بی بدیل بودند ، ذوب كردند و به شمش مبدل ساخته و پارچه های زربفت و زیبا را قطعه قطعه كردند .
تصرف پایتخت ساسانیان و ویران شدن آن به دست تازیان تاثیر شدید و بسیار بدی در مردم ایران كرد و اندك اندك ایرانیان فهمیدند كه حمله اعراب نه فقط غارت اموال و نفوس آنان و بلكه غارت و فرهنگ و تمدن درخشان ایرانی می باشد .
اطرافیان یزد گرد در مقام گردآوری قوا برآمدند ولی فكر تجزیه طلبی سران نظامی نمی گذاشت كه به ندای شاه پاسخ مساعد بدهند .
یكی از آثار شوم و بسیار زیان بخش حمله اعراب به ایران ، محو آثار علمی و ادبی این مرز و بوم بود . اعراب جاهل كلیه كتب علمی و ادبی را ، به عنوان آثار و یادگارهای كفر و زندقه از بین بردند ، سعد وقاص پس از فتح پارس و تسخیر مداین و دست یافتن به كتابخانه ها و منابع فرهنگی ایران ، از عمر خلیفه وقت كسب تكلیف نمود ، خلیفه در جواب نوشت :« كتابها را در آب بریزید زیرا اگر در آنها راهنمایی باشد با هدایت خدا و قران از آن بی نیازیم و اگر متضمن گمراهی است ، وجود آنها لازم نیست ، كتاب خدا برای ما كافیست .»
پس از وصول این دستور سعد وقاص و دیگران حاصل صدها سال مطالعه و تحقیق ملل شرق نزدیك را به دست آب و آتش سپردند .
در اثر غنایم فراوانی كه پس از تسخیر مداین به مدینه فرستاده شد ، اعراب بیشتری به طمع غارت و چپاول بسیج و راهی ولایات ایران شدند ، اندكی بعد سراسر خوزستان به تسخیر تازیان درآمد ، یزدگرد پادشاه ساسانی برای نجات قسمت شرقی ایران به جمع قوا پرداخت و سرانجام در حدود نهاوند بین طرفین جنگ سختی درگرفت كه به پیروزی اعراب منجر گشت . اعراب فتح نهاوند را كه اهمیت فراوانی برای آنها داشت فتح الفتوح می خوانند  

کتاب تاریخ طبری
کتاب دو قرن سکوت- عبدالحسین زرین کوبکتاب تاریخ اجتماعی ایران- مرتضی راوندی
کتاب مروج الذهب ـ مسعودیکتاب ‌‌ایران در زمان ساسانیان- كریستین‌سن 


هیچ نظری موجود نیست: