۱۳۹۰ آبان ۱۴, شنبه

چرا سی دوسالست که رژیم درمقابل خواستهای بحق ملت توانسته است بایستد

جامعه ایرانی یک تشکل بخصوصی دارد درهرکجای دنیا هرکسی برای کاری ساخته شده ودرانجام آن کوشاست اگر کسی رفتگر شهرداریست واقعا محل مورد وطیفه خود را تمیز نگاه میدارد معلمش وظیفه خود میداند که به دانش آموزانش درست ودقیق آموزش دهد کاسبش بجای کلاه گذاشتن سر مشتری ها درفکر جمع آوری مشتری بیشتر است کارمند اداره اش اگر قرار است هشت ساعت کارکند آن هشت ساعت کارمفید را انجام میدهد مسئولین دولتش بجای دزدی واخاذی برای رفاه ملتش تلاش مینماید نواینده مجلسش همچون عقابی مراقب حرکتهای دولت است وهرکجا خطائی مشاهدنماید دولت را بماخذه میکشد و......................انسانها بایکدیگر با انساننیت رفتار میکنند پزشگش بدنبال بساز وبفروشی نیست وخلاصه آنکه یک جامعه مترقی نمیگویم عاری از هر گونه پلشتی ونابکاریست ولی درصد آن بسیار کم است .
هرملتی درخارج از کشورش بایکدیگر رفیقند وبدرد یکدیگر میخورند بطور مثال جامعه ترک ترکیه درهمین لندن چنان بیکدیگر متصلند که شما اگر بیک ترک در جنوبیترین نقطه لندن اجحافی نمائید ترک دیگری در شمالترین نقطه این شهر فریاد میزند کاسبی هائی که همین ترکها درانگلستان میکنند اکثرا جمعی وفامیلی ودوستانه است هرگز یک شغل بزرگ وآبرومند را پیدا نمیکنید که مثلا صاحبش ترک باشد وکارمندانش بنگالی یا کره ای ویا غیر ملیت ترک باشد .حتی افقانها دراین کشور بایکدیگر متحداند واز این ملت پول درمیاورند وبا یکدیگر صادق ودرستکارند .
حال ببینیم ما ایرانیها چگونه هستیم
اولین کاری که خوب یادگرفتهایم خیانت است خیانت بدوست به شریک به هموطن وحتی خیلی راحت بگویم خیانت به میهن دراین کشور من ندیده ام صاحب شغل ایرانیی را که کارمندانش ایرانی باشد مدیر داخلی شرکتش را یک ایرانی با لیاقت گذاشته باشد حق هم دارد چون بمجردی که یک ایرانی را بگذارد اولین کارش جمع آوری اطلاعات درمورد آن شغلست وبعد از تکمیل اطلاعاتش شروع به دزدیدن میکند وسرآخر هم اگر گیر نیافتد که اخراجش کنند پانصد متر اینطرف یا آنطرفتر همان بیزینس ر

هیچ نظری موجود نیست: