صفحات

۱۳۹۴ آبان ۳۰, شنبه

فیگارو: سوریه به گورستانی برای پاسداران ایرانی تبدیل شده است



روزنامه فیگارو در مقاله‌ای نوشته است که شمار قربانیان ایرانی در سوریه هر روز بیشتر می‌شود و تنها در ماه اکتبر بین ۳۰ تا ۴۰ تن در سوریه کشته شده‌اند که ۱۴ تن آن‌ها را درجه داران تشکیل می‌دهند.
به گزارش رادیو فرانسه به نقل از فیگارو، شمار این افراد در آغاز سال و پس از سه سال حضور درکنار نیروهای کشور متحد خود سوریه، ۲۰۰ تن بود. اما به گفته یک دیپلمات در تهران، در حالی که در گذشته تنها مشاوران هدف قرار می‌گرفتند، امروز کسانی جان خود را از دست دادند که بیشتر در عملیات شرکت داشتند و درجه آن‌ها بالابود.
فیگارو ادامه داده است: «ایران هم دیگر قربانیان خود را پنهان نمی‌کند و حتا خبر مرگ ژنرال حسین همدانی، یکی از مقامات بلند پایه ایرانی، در ماه سپتامبر، در نزدیکی حلب، را منتشر کرد واز وی بزرگداشت به عمل اورد. حسین همدانی که در خط مقدم سرکوب تظاهرکنندگان انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۲۰۰۹ و مسئول عملیات پنهانی در کنگو در اواسط سال ۱۹۹۰ بود، یکی از همکاران نزدیک ژنرال «قاسم سلیمانی»، فرمانده نیروهای القدس، بازوی نظامی ایران بیرون از این کشور به شمار می‌آمد که قربانیان سوریه اعضایش بودند.»
بنا بر این یادداشت: «از این رو، او به یکی از مهم‌ترین هدف‌های نیروهای ضد بشار تبدیل شده بود و درسال ۲۰۱۲ نیز این نیرو‌ها به روی آپارتمانی که او با همسر وفرزندانش در آن می‌زیست آتش گشودند. به گفته یکی از هم رزمانش، اسماعیل کوثری، از جمله دستاورد‌های او در سوریه، بر پا نهادن ارتش خلقی «الجیش الشعابی» و نیروهای دفاع ملی بود تا این‌ها به کمک ارتش بشار اسد بشتابند که نمی‌توانست در برابر دشمن ایستادگی و مبارزه کند.»
فیگارو به حضور شبه‌نظامیان شیعه‌های سازماندهی شده از سوی ایران در جنگ سوریه نیز اشاره کرده و نوشته است: «در بهار گذشته نیز، دو جوخه از شیعیان افغان و پاکستانی به جنوب سوریه در مرز این کشور با اسرائیل فرستاده شدند که دلش نمی‌خواست گروه‌های مخالفان یک منطقه حائل در بلندی‌های جولان، یعنی منطقه اشغالی توسط این کشور، به وجود آورند.»
بنا بر این یادداشت، هم زمان «ولید جمبلاط»، رهبر «دروزی»‌های لبنان، بسیار از حضور مشاوران ایرانی و آموزش دادن به داوطلبان دروزی برای پاسداری از منطقه «سویدا» خشمگین شده بود. در آنجا نیز شماری به خاک افتادند که در میان آن‌ها علیرضا توسلی، یک افغان ساکن ایران، دیده می‌شد که فرماندهی جوخه «فاطمیون» را بر عهده داش
فیگارو افزوده است: «در حالی که نیروهای روسی از یک ماه و نیم پیش مواضع داعش را بمباران می‌کنند، ایرانیان، در کنار سربازان سوری، نفرات حزب الله و شبه نظامیان دیگر، بر روی زمین می‌جنگند. همچنین به گفته «عبداله گنجی»، سر دبیر روزنامه جوان، ارگان سپاه پاسداران، از آغاز عملیات روسیه در سوریه ایران به حضور خود در این کشور افزوده است. وزارت دفاع آمریکا از حضور ۲۰۰۰ نفر خبر می‌دهد اما پاره‌ای این برآورد را کمتر از واقعیت می‌دانند. »
این یادداشت به نقل از جوانی افزوده است: «برای حفظ احترام سوری‌ها، ایرانی‌ها واژه «توصیه کردن» و مشاوره را به کار می‌بندند که در عین حال می‌تواند در زبان فارسی معنای «دستور دادن» نیز پیدا کند. ایرانیان هم اکنون در همه جا و به ویژه در اتاق‌های فرماندهی همراه با سوری‌ها حضور دارند.»
به نوشته فیگارو این حضور می‌تواند، همچون در عراق، در جریان بر پا نهادن یک ائتلاف واحد، که «فرانسوآ اولاند» رئیس جمهوری فرانسه به شدت خواستارش است، مشکل ساز شود.

پوتین: در صورت حمایت کشورهای عربی از روسیه نقش ایران را در منطقه محدود می‌کنیم



روزنامه آمریکایی «وال ستریت جورنال» در گزارشی از تلاش برخی کشورهای عربی، اروپایی و ایالات متحده آمریکا برای جدا کردن موضع روسیه و ایران از یکدیگر در باره اوضاع سوریه خبر داده است. این در کشور هم‌اینک با کنار رفتن بشار اسد از قدرت در سوریه مخالفت می‌کند.
در این گزارش آمده است که کشورهای عربی تعیین زمانی برای کنار رفتن بشار اسد از قدرت را به عنوان پیش‌شرطی برای آتش‌بس مطرح کرده‌اند.
این گزارش می‌افزاید که ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه گفته است چنانچه کشورهای عربی از روسیه حمایت کنند، مسکو در محدود کردن نقش تهران در منطقه نقش ایفا خواهد کرد.
بنا بر این گزارش، پوتین دوستان بین‌المللی خود را با تاکید بر تلاش روسیه برای کاهش نقش ایران در بحران سوریه، شگفت زده کرده است.
پایان حمایت سیاسی روسیه از ایران در بحران سوریه، راه را برای اتحاد بیشتر در مقابله با گروه دولت اسلامی موسوم به داعش هموارتر می‌کند. این مساله همچنین موضع بین‌المللی را در برابر اسد تقویت می‌کند به ویژه این‌که فرانسه خواستار تشکیل ائتلاف جدیدی به رهبری پاریس، مسکو و واشنگتن برای جنگ با داعش شد. علاوه بر آن پوتین در ائتلافی به همراه دو قدرتی قرار می‌گیرد که کنار رفتن بشار اسد را آغاز راه‌حل بحران سوریه می‌دانند.
اما در مذاکرات وین، ایران نشانه‌ای از آمادگی برای فشار بر اسد به منظور کنار رفتن از قدرت از خود نشان نداد. اما برخی مسئولان آمریکایی و اروپایی گفتند که امیدوارند با دامه مذاکرات دیپلماتیک، مسکو نرمش بیشتری در خصوص آینده اسد از خود نشان دهد.

۱۳۹۴ آبان ۲۴, یکشنبه

تفسیر سردبیر دویچه وله: اعلان جنگ به اروپا

یک روز پس از وقوع ترور هولناک پاریس، "دولت اسلامی" مسئولیت این حملات را که بیش از ۱۲۰ قربانی بر جای گذاشته، به عهده گرفته است. آلکساندر کوداشف، سردبیر دویچه وله، در تفسیری که در زیر می‌خوانید به این موضوع پرداخته است.


روز ۱۳ نوامبر به عنوان "جمعه‌ی سیاه" فرانسه، اروپا و کشورهای غربی در کتاب‌های تاریخ به ثبت خواهد رسید. "دولت اسلامی" با این حملات تروریستیِ دقیقا برنامه‌ریزی ‌و هماهنگ‌شده‌ که هم‌زمان در مکان‌های گوناگونی در پاریس، در یکی از زیباترین شهرهای جهان به اجرا در آورد، اعلان جنگ کرد؛ اعلان جنگی از سوی جهادگرایان اسلامی به همه‌ی ما در اروپا، به روش و شیوه‌ی زندگی ما، به برداشت سیاسی، اجتماعی و انسانی ما از آزادی.
این اعلان جنگ ما را که امروز، یک روز پس از این حادثه، خود را بیش از پیش به مردم فرانسه نزدیک ‌احساس می‌کنیم، آشفته و منقلب می‌سازد. ما از این بابت متاثر، مایوس یا... بله، حتی خشمگین می‌شویم. خشمگین از تمایل بربرمنشانه‌ی "دولت اسلامی" به قتل و کشتار که در پاریس، گذشته‌ از تعداد بی‌شماری زخمی، تا کنون بیش از ۱۲۰ قربانی گرفته است.
این حملات ضربه‌ای به قلب اروپا بود. ضربه‌ای به شیوه‌ی بدیهی زندگی ما. این ترورها، ضربه‌ی کشنده‌ای بود به دولت فرانسه که با وجود ایجاد امکانات گسترده‌ی جدید حفاظت و مراقبت، نتوانست امنیت شهروندان خود را تامین کند. این ترورهای مرگبار در ضمن بر آرایش سیاسی نیروها در فرانسه نیز تاثیر می‌گذارد و گرایش و حرکت به سوی جناح راست یا حتی راست افراطی را سبب می‌شود. فرانسه در آینده خود را محصور و از روند جهانی شدن، کنار خواهد کشید. برنده‌ی سیاسی کابوس ۱۳ نوامبر در فرانسه، جبهه‌ی ناسیونالیست‌های این کشور خواهد بود و فرانسوا اولاند، رییس‌جمهور نامحبوب و بدشانس آن، بازنده‌ی اصلی.
"جمعه‌ی سیاه" فرانسه، اروپا را تغییر خواهد داد. هر چند که هنوز معلوم نیست، تروریست‌هایی که به این حملات دست زده‌اند، به کدام منطقه و شهر تعلق دارند. آیا در "بنلیوها" زندگی می‌کنند؟ در حاشیه‌ی شهرهای بزرگ فرانسه که مدتهاست در آنجا جوامعی موازی از جوانان بی‌ریشه‌ای با زمینه‌ی اسلامی پدید آمده است؛ در جایی که به قول نویسنده‌ی الجزایری بوعلام صنصال "مدت‌ها است که تنها ریشوها حرف آخر را می‌زنند"؛ کسانی که شیوه‌ی زندگی فرانسوی و غربی را به‌کلی رد می‌کنند؟ یا تروریست‌هایی هستند که از سوریه یا عراق بازگشته‌اند و خود را به عنوان پناه‌جو جا زده‌اند؟ این پرسش‌ها، موضوع اصلی بحث‌هایی است که در اروپا و نیز در آلمان در خواهد گرفت.
روز ۱۳ نوامبر، روز احساس درماندگی و ناتوانی است. روزی که مانند کابوس فرانسوی‌ها و اروپایی‌ها را راحت نخواهد گذاشت. روز احساس شکست و استیصال و روز خشمی بی‌هدف. این روز، در ضمن روزی هم هست که جوامع آزاد و لیبرال این قاره‌ی کهن با غرور باید بگویند: ما شیوه‌ی زندگی خود را تغییر نخواهیم داد.
روز ۱۳ نوامبر، هم‌چنین روزی است که در کمال خونسردی و با منطق باید دریافت: اگر کسی بخواهد با ریشه‌های آوارگی مبارزه کند، باید با اسد و "دولت اسلامی" بجنگد. اعلان جنگ "دولت اسلامی" چاره‌ی دیگری برای غرب ـ و نه تنها غرب ـ باقی نمی‌گذارد.