صفحات

۱۳۸۹ بهمن ۹, شنبه

ملت به این بی غیرتی هرگز ندیده دولتی!




دنیا در یک ماه اخبر:۱در بولیوی بنزین ۸۳% گران شد. مردم کولاک کردند. رفیق احمدی نژاد عقب نشینی کرد.۲در الجزایر فقط قیمت آرد، روغن و شکر افزایش پیدا کرد. مردم کولاک کردند. دولت عقب نشینی کرد.۳در تونس یک تظاهر کننده کشته شد. مردم کولاک کردند. دولت به غلط کردن افتاده است.و اما
۴ - در جمهوری اسلامی قیمت بنزین ۷۰۰% درصد رشد کرد. گاز ۳۰۰٪ درصد برق و آب و نان و گازوئیل و ... قیمت نجومی پیدا کرد. ۴۰ نفر تاکنون اعدام شدند و... اما مردم خفقان مرگ گرفته اند!؟
درد من تنهایی نیست بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت. بی عرضگی را صبر. و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامند. مهاتما گاندی

رهبران جنبش سبز یک بیک توزرد درآمدند از رفسنجانی شروع شد سپس میرحسین وحالا محمدهفت رنگ


آقای خاتمی از کجا کشف کردید که ملت ایران دمکراسی و سکولاریسیم که اصل زیر بنایی دمکراسی است را نمیخواهد . آیا رفراندومی برپا شده است که دمکراسی و سکولاریسم جزو گزینه هایی آن بوده و مردم ایران آن را نخواسته اند . با چه پشتوانه ای میگوید ما دمکراسی و سکولاریسم را نمیخواهیم مگر شما صاحب ملت ایران هستید که میگوید ما این و آن را نمیخواهیم .چرا نمیخواهید چون دکان دین کارانی مثل شما تخته میشود. آقای خاتمی شما مطمن هستید که معنی دمکراسی را میدانید . داستان شما مثل مغازه دار گران فروشی است که در کنار مغازه اش یک فروشگاه مدرن و ارزان قیمت میخواهد تاسیس شود و میرود وسط خیابان و میگوید این محل نیاز به یک همچین مغازه منصفی ندارد . چون میدانید اگر این مغازه تاسیس شود .دیگر کسی از شما خرید نمیکند و شما باید دکانتان را تخته کنید .... دمکراسی نه مال غرب است نه مال آمریکا .دمکراسی همان حکومت عدل علی است که در آن حقوق اکثریت واقلیت رعایت میشود وبهترین روش حکومت داری جهان است که تا به حال انسان ابداع کرده . البته غربی ها در اجرای دمکراسی موفق بوده اند .ولی متاسفانه ما ملت ایران بدلیل وجود مفتخوران مفسد و دینکاران یعنی آخوندهای دین فروش به دمکراسی دست نیافیم . اما دیگر در این سی سال دست آخوند ها و دینکاران رو شد. و شما را خوب شناختیم . جناب خاتمی فریب ملت به چه قیمتی؟ بقیمت حفظ دستارتان


هموطنان ما هفتاد میلیون هستیم درمقابل حداکثر یک میلیون اگر بکار خود ایمان داشته باشیم واگر بآینده فرزندانمان علاقمند باشیم باید از نسل سوخته خود واز خاکستر جوانانمان که درزندانها باشکنجه جان دادند واجسادشان خانوده هایشن هرگز ندیدند پلی بسازیم تا ازاین عذاب 32 ساله که روشنفکران خائن بکشور وملت همچون بازرگان حاج سیدجوادی سنجابی وسحابی توده ای مجاهد وکمونیست های بیوطن برایمان ساخته اند نج


ات یابیم یکنفر طرفدار رژیم درمقابل 70 نفر ایمان داشته باشیم که نور بر تاریکی پیروزاست


داریوش همایون هم نگفت رشیدی مطلق خودش بوده یا نه ورفت



اعلاميه حزب مشروطه ايران (ليبرال دموکرات)

دکتر داريوش همايون بزرگ مرد تاريخ سياسی به جاودانگی پيوست

دکتر داريوش همايون بزرگ مرد تاريخ سياسی ايران آموزگار و رايزن حزب مشروطه ايران در ساعت 11 شامگاه 28 ژانويه 2011 در ژنو ( سوئيس ) به جاودانگی پيوست.
هموندان حزب مشروطه ايران در سراسر جهان اين رويداد جبران ناپدير و اين فقدان تاسف انگيز را به عموم مبارزان راه آزادی ايران تسليت می‌گويند.
روانش شاد که رهنمود‌های اجتماعی سياسیش هميشه مورد توجه و اعتبار خواهد بود.




دبير کل حزب مشروطه ايران ( لبيرال دمکرات )

فواد پاشائی

هشدار بملت مصر چرا باید اوباما خواستار اصلاحات برای کشورشما باشد مثل کارتر گچسگ


اوباما خواستار اصلاحات در مصر شد

قاهره
ارتش مصر کنترل میدان های اصلی قاهره را در دست گرفته است
باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا از حکومت مصر خواسته است در برابر معترضان خویشتنداری و به سوی اصلاحات سیاسی حرکت کند.
آقای اوباما که پس از مکالمه تلفنی سی دقیقه ای با حسنی مبارک صحبت می کرد از دولت مصر خواست به خشونت متوسل نشود و هر چه زودتر خدمات تلفن همراه و اینترنت را به حالت عادی برگرداند.
آقای اوباما همچنین از معترضان خواست با آرامش تظاهرات کنند.
پیش تر، رابرت گیبز، سخنگوی کاخ سفید به حکومت مصر هشدار داد که اعطای کمک مالی یک و نیم میلیارد دلاری به این کشور به نحوه برخورد با معترضان بستگی دارد.
آقای اوباما گفت: "مردم مصر از حقوق جهانی برخوردار هستند. این حقوق عبارتند از حق تجمع، آزادی بیان و حق تعیین سرنوشت."
باراک اوباما گفت به آقای مبارک خاطرنشان کرده که مسوول تحقق وعده هایی است که در سخنرانی تلویزیونی خود مطرح کرده بود.
باراک اوباما گفت رهبران مصر باید وضع متشنج کنونی را به یک فرصت تبدیل کنند.
سخنرانی آقای اوباما در پی سخنرانی تلویزیونی حسنی مبارک انجام شد.
حسنی مبارک، رئیس جمهوری مصر ساعتی پیش از سخنرانی آقای اوباما و برای نخستین بار پس شروع تظاهرات گسترده ضددولتی با مردم این کشور صحبت کرد.
آقای مبارک در یک سخنرانی تلویزیونی به مردم مصر وعده داد برای اصلاحات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تلاش کند.
او همچنین از دولت احمد نظیف، نخست وزیر این کشور خواست استعفا دهد و از تشکیل دولت جدید در روز شنبه خبر داد.
آقای مبارک همچنین از عملکرد نیروهای امنیتی در برخورد با مخالفان دفاع کرد.
او هشدار داد که فاصله بین هرج و مرج و آزادی یک خط باریک است و گفت اجازه نمی دهد مصر بی ثبات شود.
حسنی مبارک در حالی سخنرانی کرد که به رغم اعمال مقررات منع رفت و آمد در سراسر مصر، درگیری میان معترضان و نیروهای حکومتی در قاهره ادامه دارد.
معترضان کمی پس از اعلام برقراری مقررات منع رفت و آمد در قاهره، دفتر مرکزی حزب دموکراتیک ملی، متعلق به حسنی مبارک را به آتش کشیدند.
به گفته منابع بیمارستانی، دست کم ۲۶ نفر از معترضان -۱۳ نفر در شهر سوئز، ۵ نفر در قاهره و ۶ نفر در اسکندریه- در جریان حوادث روز جمعه کشته شده اند.

از انقلاب سپید شاه و ملت تا انقلاب سیاه خمینی و بیگانگان!!!



سرود انقلاب سفید شاه ومردم

امروز، فیلم کوتاهی را می دیدم از شدت فقر و نداری و فلاکت و بی چارگی، مردمی پاک و ساده در شهرستانی به نام "قلعه گنج" در جنوب استان کرمان. بی اختیار از درون، اشک و خون ریختم. یاد وعده های کذایی خمینی درباره ی آب و برق مجانی افتادم. و تقویم را که مرور کردم دو مناسبت را دیدم: یکی) ماه بهمن که آغاز سلطه ی اهریمنی پتیاره و کاملا بیگانه بر ایرانمان است. که به راستی باید آن را آغاز دومین قادسیه ی خونبار در ایران بدانیم.و دودیگر) ششم بهمن، سالروز انقلاب سپید در سال 1341 خورشیدی که شامل اصل هایی چون: 1) اصلاحات ارضی، 2) ملی کردن جنگل ها، 3) سهیم کردن کارگران در سود کارخانه ها، 4) سپاه دانش، و مهم تر از همه: 5) اصلاح قانون انتخابات؛ مشارکت همگانی و به خصوص زنان در انتخابات بود. که هدف از همه ی آنها رسیدن با این پنج هدف بود: 1) نان برای همه، 2) مسکن برای همه، 3) پوشاک برای همه، 4) بهداشت برای همه، 5)آموزش و پرورش برای همه.
 وقتی تک تک این موارد را در طول این سی و اندی سال مرور می کنیم، به تنها چیزی که می رسیم، ویرانی بوده و بس. این مورد را شاید کسی که در خارج از ایران باشد و یا مستقیما شاهدش نباشد، به خوبی درک نکند. اما برای جوانانی همچون ما که عمرمان در طی این حکومت اشغالگر و ویرانگر به تمام معنا تلف شده، این امر، یک چیز عادی است و هر روز بیشتر شاهدش هستیم.اگر یادتان باشد، خمینی در سخنرانیش گفت که: "من به مردم ایران کَرامت و عَزت می دهم و روحیه ی مردمان را عوض می کنم..."دقیقا او به وعده اش عمل کرد؛ زیرا کرامت مورد نظر خمینی، بر اساس توزیع المسائل خودش بود که شان انسان در حدیک متجاوز به "نوزاد" است! و منظورش از عوض کردن روحیه ی مردم، کاشتن هرزه علف غم و اندوه و سیاهی و دروغ به جای شادی و راستی بود.اگر یادتان باشد خمینی سخن از مفت شدن پول آب و برق و تلفن زد. می دانید منظورش چه بود؟ نهادینه کردن تخم دروغ گویی و فرهنگ مفت خوری.
 خمینی گفت: "برای رفتن به جبهه برای نابودی صدام و رهاندن ملت مسلمان عراق از شر این دیکتاتور! نیاز به اجازه ی پدر و مادر نیست" می دانید منظورش چه بود؟ پشت کردن به اخلاق و عدم احترام و گرامی داشت مقام مادر و پدر.
خمینی گفت: "همه ی دستاوردهای این پدر و پسر (رضاشاه و محمدرضاشاه) را ازبین می برم...!" می دانید منظورش چه بود؟ جایگزینی ویرانی ایران به جای آبادانی که یادگار سلسله ی پهلوی بود. نابودی سازمان یافته و طولانی مدت و حساب شده ی فرهنگ و هویت ایرانی؛ درست همان کاری که خالدبن ولید و سعد ابی وقاس هزار و چندسد سال پیش، هنگام سلطه ی اسلام  بر ایران روا داشتند.
 بگذریم. از این سخنان زیاد زده شده است. برگردیم به مناسبت امروز: انقلاب سپید. بی گمان انقلاب سپید یک تحول بزرگ در ایران آن زمان به حساب می آمد، به ویژه برای کشاورزان، روستاییان و کارگران.
درست است که در همان حرکت نیز نقص هایی وجود داشت (از جمله نادیده گرفته شدن فرهنگ اصیل روستایی) اما به راستی و از دید منصفانه بدون عینک تفرقه بینی و عقده گشایی، مزیت های این طرح بزرگ بر این نقص ها بسیار می چربید. و چرخ های اقتصادی ایران ِ رو به ابرپیشرفت را زیر و زبر می کرد. جالب است که روشنفکران آن زمان! که تنها تز روشنفکر مآبانه یشان را در "رفتن شاه" خلاصه می دیدند، به مقابله با این طرح پرداختند. حتا کسی همچون "احمد شاملو" که بهترین و آزادانه ترین روزهای عمرش در دوره ی شاه بود (در آن زمان او فیلم ساز بود و روزنامه نگار و بدون محدودیت و سانسور و دستگیری کارش را می کرد) ژست مخالف با این طرح را گرفت و حتا موافقان اصلاحات ارضی را "یاوه خلایق"! نامید:
 اي ياوه ياوه ياوه خلايق !
مستيد و منگ؟
يا به تظاهر تزوير مي كنيد
از شب هنوز مانده دودانگي
 ور تائبيد و پاك و مسلمان
نماز را از چاوشان نيامده بانگي !
 جالب است که شاملو بیشترین رویارویی با سانسور و گرفتاری با چاپ نشدن اشعارش را در دوره ی حکومت اسلام، پشت سر نهاد!
 به هر روی تاریخ همه چیز را ثابت کرده و می کند، او منصف ترین آموزگار است؛ که از صافی عدالتش نه دیکتاتورها را گریزی است و نه عادل ترین شاهان را!
 خوشبختانه نسل امروز هم نه دیگر گرفتار کتاب ها و قصه های پرغصه و تکراری تاریخی رژیم است (کتاب هایی که حتا تاب تحمل آیت الله منتظری، مبتکر طرح ولایت مطلقه ی فقیه را هم ندارند و پس از بروز اختلاف او با حضرتش، خمینی نام منتظری از فهرست اثرگذاران انقلاب اسلامی خط می خورد!) و نه اسیر قضاوت های یک سو نگرانه می شوند، بلکه بدون تعصب به گزارش و خواندن تاریخ معاصرشان می پردازند.
برای من همیشه، اینکه چرا در دوره ی محمدرضاشاه فقید به تاریخ ایران کمتر توجه شد، جای پرسش بود؛ همیشه پیش خودم می گفتم اگر در دوره ی شاه فقید، "شاهنامه ی آریامهر" چاپ شده بود و تدریس آن در مدارس اجباری شده بود، آیا مردم زیر بار ننگی به نام انقلاب اسلامی و شخص ننگینی به نام خمینی می رفتند؟!
 باری! از پس ِ پشت این تاریخ سیاه و شوم ایرانِ اکنون (که نیک می دانم به روز سپید آزادی و خوشی بس نزدیک است) که بوتیمار اندوه از ناسپاسی و بی خردی نسل انقلاب-چی با شرنگ ستم و جور حکومت ضد ایران آمیخته شده و پس از سی و چند سال جنایت و اعدام و آدم سوزی و جنگل سوزی و فقر و فلاکت، در شرایطی که سیل اعدام، جوانان را به کام خود می بلعد، یاد شعری از فردوسی بزرگ در داستان سیاووش افتادم.
 این بخش از شاهنامه، (همچون نامه ی رستم فرخزاد به برادرش) سروده ی خود فردوسی است و زمانی که او در غم مرگ جوانان پاک و دلیر ایراشهر همچون سیاووش به دست دژخیمان غیر ایرانی، این مرثیه را سر می دهد، غمین و دل شکسته از همه چیز و همه کس حتا از چرخ گردون هم می نالد و در کار آن فرو می ماند و می گوید که این چه رسمی است که پاکان و آزادگان به مصیبت کشته شدن گرفتار می شوند و ناپاکان و مستبدان بر عرش سوار می شوند و دیگران بندگیشان را می کنند؟
چپ و راست هر سو به تابم همی
سراپای گیتی نیابم همی

یکی بد کند، نیک پیش آیدش
جهان بنده و بخت، خویش آیدش

یکی جز به نیکی زمین مسپرد
زمانه مر او را همی بشکرد
 سروش سکوت
6 بهمن

این فیلم ما دوره اسلام ناب محمدی خمینی گچسگ است اشتباه نکنید
http://www.youtube.com/watch?v=Lj37yh7QsdI&feature=player_embedded
توضیح فیلم: آنچه در این فیلم مستند خواهید دید مربوط است به یکی از مناطق استان کرمان. شهرستان قلعه گنج در جنوب این استان و تقریبا در مناطق مرکزی ایران واقع شده. مناطق روستایی این شهرستان در پی خشکسالی های چند ساله اخیر، به روزگار صد سال قبل بازگشته و مردم هر روز گرسنه تر و بی چیز تر از پیش می شوند. هنوز مردمان کشاورز این سامان از کشور، آب آشامیدنی ندارند و از کور سوی آبی گل آلود که چشمه نام دارد رفع تشنگی که نه به هزاران مرض مرئی و نا مرئی دچار می شوند. آنانی که تا آخرین قطره ،چاه های نفت این بختبرگشتگان را یکی پس از دیگری به یغما برده اند، حتا برای مردم درمانده این روستا که منبع درآمد خود یعنی درختان نخل را از دست داده و خاکستر نشین شده اند، یک تانکر آب نگذاشته اند. دیدن این نوع از فیلم های مستند که زندگی مردم گرفتار آمده در چنبره فقر را نشان می دهد خود تاسف بار ناگوار است؛ اما دانستن این نکته که این فقر و گرسنگی مربوط به زندگی مردمانی است که در سرزمین نفت و ثروت بدین گونه زندگی می کنند، تاسف بیننده را دو چندان می کند

۱۳۸۹ بهمن ۸, جمعه

سخنان بزرگترین کلاهبردار قرن که سر روشنفکران بدبخت ایران را شیره مالید





کجای مملکت ما در زمان پهلوی ها اینگونه بوده که درزمان این گدایان سامره اتفاق میافتد دوصد لعنت بر آن گوساله های روشنفکری که دوزانو جلوی این دجال بزرگ نشستند برایش شعر وترانه وقطعه ادبی سرودند ویرا خورشیدی از عرب خواندند.عکسش را درماه بماتحت ملت بیسواد وپرتوقع وکم کار و حریص فروکردند وایران آزادوبا آینده ای روشن برای فرزندانش را به این ناکجا آباد کشاندند آنانیکه اکنون بعنوان فسیل های سیاسی ویا بهتر بگویم مهره های سوخته وبی حیا سیاسی امثال داریوش همایونها درخارج از کشورنشسته اند واز بستن دهان گشادشان بور هستند وچون یکدیگر را میبینند گوئی درهمان دوران 57 زندگی میکنند ومردم هم بهمان خریت ونفهمی غافل ازآنکه این گوساله های سیاسی هنوزهم باندازه گوساله عقل ندارند



ادامه بحران و تظاهرات در مصر و ناآرامی در اردن، سوریه، یمن و لبنان، نگرانی زیادی برانگیخته است



28 ژانویه 2011
  
   البرادعی درفرودگاه قاهره: خیال رهبری ندارم، ولی خواست مردم را میپذیرم

پس از سه روز تظاهرات گسترده ای که در قاهره و شهرهای بزرگ و کوچک مصر رخ داد و درگیری های خونین بین اعتراض کنندگان و نیروهای انتظامی، تدارکات امنیتی در سراسر آن کشور به اوج تازه ای رسیده، زیرا گروه های مختلفی که مخالف دولت پرزیدنت حسنی مبارک هستند، با استفاده از آئین های نماز جمعه می کوشند به تظاهرات گسترش بخشند.
در ساعات پیش از ظهر امروز (جمعه 8 بهمن ماه – 28 ژانویه 2011) درگیری های تازه ای رخ داده که هنگام گزارش این خبر همچنان ادامه دارد.
محمد البرادعی که از وین به قاهره بازگشته اعلام داشته که رهبری اغتشاشات را به دست ندارد، ولی در کنار مردم است و از آن ها پشتیبانی می کند.
در مرحله کنونی، تظاهرات تا حدود زیادی جنبه خودجوش دارد، ولی بعید نیست که گروه اخوان المسلمین به زودی در صدد برآید رهبری آن را به دست گیرد و مصر را به سوی یک جمهوری اسلامی پیش برد.
برخی آگاهان می گویند که دولت ایالات متحده نسبت به این احتمال هشیاری کامل نشان نمی دهد و در شماری از ارزیابی ها گفته شده که از هنگام به روی کار آمدن دولت پرزیدنت اوباما، فشار دولت واشنگتن بر دولت قاهره برای دادن آزادی بیان به مخالفان رژیم بیشتر شده است.
اوضاع بحرانی در مصر همچنان ادامه دارد
در تلاش برای جلوگیری از گسترده تر شدن تظاهرات، نیروهای انتظامی مصر در نقاط حساس شهرهای بزرگ و کوچک مستقر هستند و به ویژه مساجد را زیر نظر دارند. با این همه درگیری های پراکنده ای آغاز گردیده که احتمال می رود در ساعات آینده گسترده تر شود.
به امامان جمعه دستور اکید داده شده که در خطبه های امروز از سخنان تحریک آمیز و یا انتقاد از حکومت خودداری ورزند. از مردم نیز خواسته شده که از اغتشاش دوری جویند و به اقدامات خشونت آمیز دست نزنند.
ولی گروه های اسلامگرای افراطی و به ویژه اخوان المسلمین این فراخوانی را باطل دانسته و ادعا کرده اند که اگر حکومت همچنان "آرمان ها و خواسته های مردم را نادیده بگیرد" اوضاع بیش از این ها وخیم خواهد شد.
تنش در سراسر مصر در ابعادی است که فدراسیون فوتبال در آن کشور اعلام داشت که به علل امنیتی مسابقات ورزشی امروز و فردا را باطل می کند.
محمد البرادعی که تا سال گذشته رئیس آژانس بین المللی انرژی اتم بود و پس از پایان دوران خدمتش گفته بود که قصد دارد رئیس جمهوری آینده مصر شود، شب گذشته هنگامی که از سفر به وین به قاهره بازگشت به خبرنگاران گفت که اگر ملت مصر از او بخواهد، حاضر است رهبری اقدامات اعتراضی را به دست بگیرد. ولی فعلا چنین برنامه ای ندارد و تنها توصیه اش به مردم آن است که از اقدامات خشونت آمیز دوری جویند و امکان دهند که تغییرات سیاسی به صورت آرام انجام گیرد.
آگاهان البرادعی را متهم می سازند که در دوران ریاست آژانس، عملا از برنامه های اتمی جمهوری اسلامی ایران پشتیبانی می کرد و او بود که نمی گذاشت رژیم ایران در شورای امنیت مورد مجازات قرار گیرد.
در فرودگاه قاهره، شماری از طرفداران البرادعی و گروهی از روزنامه نگاران و فیلمبرداران توانستند با او دیدار کنند – ولی پلیس انتظامی مصر به تدابیری دست زده بود که از ورود افراد بیشتری به فرودگاه جلوگیری شود.
در برخی ارزیابی ها گفته شده که اگر تظاهرات در روزهای آینده نیز ادامه یابد، این احتمال وجود دارد که نیروهای انتظامی نتوانند بیش از این با معترضین درگیر باشند، و ممکن است کنترل اوضاع از دست مقامات خارج شود.
اخوان المسلمین ممکن است "انقلاب را بدزدد"
در حالی که تظاهرات و اعتراضات در مصر تا حدود بسیار زیادی خودجوش است، برخی تحلیلگران بر این گمان هستند که اگر البرادعی و گروه های سکولار مصر موجب تغییر حکومت شوند، احتمال این که اخوان المسلمین آینده سیاسی را از آن ها بریابند بسیار زیاد است. زیرا آن ها متشکل ترین گروه در میان مخالفان سیاسی مصر هستند و با در اختیار داشتن تریبون مساجد از نفوذ بیشتری برخوردار می باشند.
در گزارش ها گفته شده که دولت مصر شبکه های اجتماعی در اینترنت، و به ویژه فیس بوک و توییتر را مختل کرده، که همین امر نیز می تواند عملا موجب برتری تاکتیکی اخوان المسلمین شود که از طریق تشکیلات دینی و زیرزمینی خود با گروه های بنیادگرای اسلامی در ارتباط نزدیک هستند – و این در حالی که بهترین وسیله ارتباط بین گروه های سکولار، امکانات اینترنتی بوده است.
برخی تحلیلگران اوضاع خاورمیانه می گویند: احتمال آن می رود که اگر اوضاع در مصر دگرگون شود، بر رویدادهای اردن نیز تاثیرات فوری بگذارد و ادامه رژیم آن کشور را هم به خطر اندازد.
بافت سیاسی و اجتماعی در اردن، بسیار حساس تر از مصر است. در آن کشور نیز در روزهای گذشته تظاهرات اعتراضی علیه گرانی و بیکاری و فساد رخ داد که گرچه دولت توانست آن را فرو نشاند، ولی هنوز ممکن است جنبه آتش زیر خاکستر داشته باشد.
مصر و اردن دو کشوری هستند که با اسرائیل پیمان صلح دارند و ناآرامی در دو کشور ممکن است بر این امر نیز تاثیر گذار باشد.
هم در اردن و هم در مصر گروه های افراط گرای اسلامی از پیمان صلح انتقاد کرده و خواهان ابطال آن هستند. گروه های سکولار اوپوزیسیون نیز صلح با اسرائیل را به عنوان حربه ای برای انتقاد از حکومت به هدف تضعیف آن به کار می گیرند.
برخی کارشناسان امور می گویند که از هنگام به روی کار آمدن دولت پرزیدنت اوباما، فشار ایالات متحده بر مصر در امور حقوق بشری نه تنها بیشتر شده، بلکه حتی جنبه علنی به خود گرفته است. مقامات ارشد آمریکائی در ماه های اخیر به صراحت از پرزیدنت مبارک خواسته اند که آزادی های بیشتری به گروه های سیاسی مخالف رژیم اعطا کند.
یک روزنامه نگار ایرانی در لوس آنجلس گفت: این وضع، فشارهای پرزیدنت جیمی کارتر بر دولت ایران را پیش از به قدرت رسیدن خمینی یادآوری می کند.
با آن که هنوز نمی توان پیش بینی کرد رویدادهای مصر در چه راستا پیش می رود، باید توجه داشت که اوضاع در سوریه نیز بحرانی است و در آن کشور هم علی رغم سرکوبگری های شدید از جانب رژیم، تظاهرات و درگیری هائی رخ داده است.
در یمن نیز اوضاع بحرانی است و درگیری های خونینی به وقوع پیوسته است. هم زمان، بحران در لبنان نیز ادامه دارد و نسبت به آینده آن کشور نیز نگرانی های شدیدی ابراز شده است.