صفحات

۱۳۹۰ آبان ۲۱, شنبه

سپاه پاسداران: در انفجار امروز ۲۷ نفر کشته و ۱۶نفر زخمی شدند


سپاه پاسداران: در انفجار امروز ۲۷ نفر کشته و ۱۶نفر زخمی شدند
به روز شده:  15:33 گرينويچ - شنبه 12 نوامبر 2011 - 21 آبان 1390
دود انفجار
تصویری که مخاطبان بی‌بی‌سی فارسی برای ما ارسال کرده‌اند دود ناشی از انفجار را نشان می‌دهد

سپاه پاسداران اعلام کرده که در انفجار شدید یک پادگان این نهاد نظامی در اطراف کرج ۲۷ نفر کشته و ۱۶ نفر زخمی شده اند و حال برخی از مجروحان نیز وخیم است.
سرتیپ رمضان شریف مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران به تلویزیون دولتی گفت که در حادثه انفجار در یکی از زاغه ها مهمات ۲۷ نفر کشته و ۱۶ زخمی شده اند و حال برخی از مجروحان وخیم است.
پیش از این سپاه پاسداران تعداد کشته های این انفجار را پانزده نفر و مجتبی خالدی کارشناس مرکز هدایت عملیات بحران کشور تعداد مجروحان حادثه را ۲۳ نفر اعلام کرده بودند.
در پی وقوع انفجار شدیدی در اطراف تهران، سپاه پاسداران ایران اعلام کرد که این انفجار در یکی از زاغه های مهمات متعلق به این نهاد نظامی رخ داده و ربطی به "آزمایش هسته ای" نداشته است.
خبرگزاری فارس به نقل از اطلاعیه سپاه پاسداران نوشت که "مقارن ظهر امروز انفجاری در یکی از زاغه های نگهداری مهمات متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حوالی تهران رخ داد."
محمد مظفر، رئیس سازمان امداد و نجات هلال احمر ایران گفته است که تنها شش امدادگر "با سگ های زنده یاب" اجازه ورود به پادگان را پیدا کرده اند زیرا "احتمال انفجار مجدد وجود دارد".
آقای شریف در باره علت این حادثه گفته "این انفجار به دلیل جا به جایی مهمات رخ داده است."
او به خبرگزاری مهر گفت: "این انفجار ربطی به آزمایش هسته ای که بعضی رسانه های بیگانه آن را مطرح کرده اند، ندارد".
پیش از این اسماعیل کوثری نماینده تهران و یکی از فرماندهان سابق سپاه، در گفتگو با خبرآنلاین "شایعه خرابکاری" را تکذیب کرده و گفته بود که کمیسیون امنیت ملی فردا علت این انفجار را بررسی می کند.
بعد از این انفجار شدید در اطراف تهران، گزارشهای ضد و نقیضی در باره علت وقوع این حادثه منتشر شد. برخی علت را انفجار جایگاه گاز و بعضی هم انفجار "زاغه مهمات" در پادگانی نظامی در حوالی کرج عنوان کرده بودند.
صدای انفجار به قدری شدید بوده که در نقاط مختلف شهر تهران نیز شنیده شده است.
خبرگزاری دانشجویان ایران به نقل از علی رضا جانه، مدیر کل انتظامی استانداری تهران گفته که "این صدای انفجار خارج از شهر تهران و مربوط به غرب استان تهران (ملارد و شهریار) و در یکی از پادگان هایی که در آنجا وجود دارد، است."
حسین گروسی نماینده شهریار در مجلس به خبرگزاری خانه ملت گفته که این انفجار در "زاغه مهمات پادگان بیدگنه در حوالی ملارد شهریار" رخ داده است.
نقشه محل پادگان_خبرگزاری ایسنا
صدای انفجار شدید در پادگان نظامی در اطراف کرج در نقاط مختلف شهر تهران شنیده شده است
آقای گروسی گفته که "شدت دو انفجار به حدی بود که صدای مهیب و لرزش آن شیشه برخی ساختمان ها در اطراف محل حادثه را شکسته و مردم شهریار و شهر قدس را وحشت زده کرده است."
او افزوده که این پادگان فقط انبار مهمات بوده، و سربازان در آنجا حضور نداشتند.
خبرگزاری خانه ملت به نقل از شاهدان عینی گزارش داده که در پی انفجار در حوالی شهر قدس و ملارد از توابع شهرستان شهریار، "دود غلیظ و سفیدی آسمان را فرا گرفته است."
خبرگزاری مهر می گوید که شدت دود بقدری زیاد است که از فاصله ۱۰ کیلومتری به سختی می توان اطراف را دید و آتش انفجار هنوز خاموش نشده است. بنا به این گزارش، از ورود خبرنگاران به داخل پادگان جلوگیری شده و هلی کوپترهای امداد در آسمان منطقه می چرخند.
هنوز هیچ گزارشی از میزان خسارات احتمالی منتشر نشده است اما آقای گروسی گفته که که این انفجار که در محوطه ای باز رخ داده "تلفاتی هم در پی داشته اما شمار مجروحان حادثه زیاد نیستند."
بنابر گزارشها، نیروهای امدادی و گروههای عملیاتی آتش نشانی به محل حادثه اعزام شده اند.
هلال احمر اعلام کرده که سه تیم از سگهای زنده یاب را به محل انفجار اعزام کرده است. پویا حاجیان مدیر روابط عمومی هلال احمر به خبرگزاری مهر گفت که بعد از انفجار "زاغه مهماتی در شهر ملارد" سه تیم سگهای زنده یاب به همراه سه دستگاه آمبولانس و گروههای امدادی به سمت محل حادثه اعزام شده اند.
به گفته مدیر روابط عمومی هلال احمر، نیروهای این مجموعه در حال آماده باش بوده و هلی کوپتر امدادی نیز برای "اعزام مصدومان در شرایط خاص آماده هستند."
نماینده شهریار گفته که "هم اکنون آمبولانس ها و گروه های امدادی برای انتقال مجروحان حادثه در محل حضور دارند."
به گفته آقای گروسی، "کارشناسان نیز در محل پادگان حاضر شده و مشغول بررسی حادثه انفجار زاغه مهمات هستند."
خبرهای ضد و نقیض
در اولین لحظات بعد از وقوع انفجار خبرگزاری های ایرانی از انفجار یک جایگاه گاز خبرداده بودند اما شرکت ملی گاز انفجار در جایگاه گاز را تکذیب کرد.
جواد اوجی، مدیر عامل شرکت ملی گاز ایران در گفتگو با خبرگزاری فارس انفجار جایگاه گاز در تهران یا هر جای دیگر را تکذیب کرده است.
آقای اوجی گفته که "این انفجار هیچ ربطی به شرکت ملی گاز ندارد چرا که اگر اتفاقی رخ داده بود، دیسپچینگ شرکت ملی گاز آن را به ما نشان می داد."
خبرگزاری مهر نوشته که انفجار در عظیمیه کرج که با صدای بلندی همراه بوده موجب شکستن شیشه ها و وحشت مردم شده است.
مدیر ایمنی شرکت پخش فراورده های نفتی هم گفته که هم اکنون در کرج حضور دارد و "بر اساس اطلاعات و ارتباطات ما با آتش نشانی منطقه کرج انفجار کرج مربوط به کارخانه ای در صفا دشت کرج بوده و ارتباطی با تاسیسات صنعت نفت ندارد."
برخی گزارشهای اولیه، محل وقوع انفجار را در اطراف کرج در منطقه شهریار عنوان کرده بودند، اما عباس جوهری، فرماندار کرج گفت که "در حوزه شهریار هیچ انفجاری نداشتیم."

۱۳۹۰ آبان ۱۴, شنبه

آیا این عمل درست است

 


اینهم نوعی بالابردن اعتماد به نفس کودک است؟

چرا سی دوسالست که رژیم درمقابل خواستهای بحق ملت توانسته است بایستد

جامعه ایرانی یک تشکل بخصوصی دارد درهرکجای دنیا هرکسی برای کاری ساخته شده ودرانجام آن کوشاست اگر کسی رفتگر شهرداریست واقعا محل مورد وطیفه خود را تمیز نگاه میدارد معلمش وظیفه خود میداند که به دانش آموزانش درست ودقیق آموزش دهد کاسبش بجای کلاه گذاشتن سر مشتری ها درفکر جمع آوری مشتری بیشتر است کارمند اداره اش اگر قرار است هشت ساعت کارکند آن هشت ساعت کارمفید را انجام میدهد مسئولین دولتش بجای دزدی واخاذی برای رفاه ملتش تلاش مینماید نواینده مجلسش همچون عقابی مراقب حرکتهای دولت است وهرکجا خطائی مشاهدنماید دولت را بماخذه میکشد و......................انسانها بایکدیگر با انساننیت رفتار میکنند پزشگش بدنبال بساز وبفروشی نیست وخلاصه آنکه یک جامعه مترقی نمیگویم عاری از هر گونه پلشتی ونابکاریست ولی درصد آن بسیار کم است .
هرملتی درخارج از کشورش بایکدیگر رفیقند وبدرد یکدیگر میخورند بطور مثال جامعه ترک ترکیه درهمین لندن چنان بیکدیگر متصلند که شما اگر بیک ترک در جنوبیترین نقطه لندن اجحافی نمائید ترک دیگری در شمالترین نقطه این شهر فریاد میزند کاسبی هائی که همین ترکها درانگلستان میکنند اکثرا جمعی وفامیلی ودوستانه است هرگز یک شغل بزرگ وآبرومند را پیدا نمیکنید که مثلا صاحبش ترک باشد وکارمندانش بنگالی یا کره ای ویا غیر ملیت ترک باشد .حتی افقانها دراین کشور بایکدیگر متحداند واز این ملت پول درمیاورند وبا یکدیگر صادق ودرستکارند .
حال ببینیم ما ایرانیها چگونه هستیم
اولین کاری که خوب یادگرفتهایم خیانت است خیانت بدوست به شریک به هموطن وحتی خیلی راحت بگویم خیانت به میهن دراین کشور من ندیده ام صاحب شغل ایرانیی را که کارمندانش ایرانی باشد مدیر داخلی شرکتش را یک ایرانی با لیاقت گذاشته باشد حق هم دارد چون بمجردی که یک ایرانی را بگذارد اولین کارش جمع آوری اطلاعات درمورد آن شغلست وبعد از تکمیل اطلاعاتش شروع به دزدیدن میکند وسرآخر هم اگر گیر نیافتد که اخراجش کنند پانصد متر اینطرف یا آنطرفتر همان بیزینس ر

Reza Fazeli_ Sooreh Haj _ Part 1.avi

آیا از شایان کاویانی (( خبری دارید ))


۱۳۹۰ آبان ۱۳, جمعه

‫گفتگوی کامل شاهزاده رضا پهلوی با تلوزیون پارس‬‎

نقدی بر نامه ی دکتر ابراهیم یزدی

نقدی بر نامه ی دکتر ابراهیم یزدی
از دکتر ن. واحدی

دیروزهنگامیکه دهها نامه الکترونیکی درمورد نامه ی دکترابراهیم یزدی بهراشد الغنوشی رهبر"النهضة" تونس دریافت داشتم، دیگرسکوت را جایز ندانستم. چرا که خاموشی امروز شیون و فریاد مصیبتهای فردا را بهمراه خواهد داشت. به ویژه چون این نامه بوسیلهء آقای پتکین آذرمهر در تایمز لندن نیز منعکس شده عدم واکنش رسانه های ایرانی خارح از کشور بسیار تعجب آور است.
اینطور که پیداست مفسرین و مطلعین، سیاست بازان، و جامعه شناسان و فیلسوفان ایرانی، همه بهت زده شده اند. حیرت ولی اگر سبب تآمل و کنکاش و ریشه یابی در بحران فکری و اجتماعی نگردد نشانه ی بیگانگی با خود، که همانا انسان بودن است، میباشد.
باید توجه داشت هرانسانی دارای یک سیستم آگاهی است. این سیستم ویژگی خودش را دارد. به این ویژگی در زبان فارسی "توانائی یادگیری" گویند که به نظرم این کلام ادای مقصود را نمی کند. فرنگی ها به این ویژگی" آداپتیویتی"[1] گویند که نه تنها به معنی  یادگیری از تجارب است بلکه به این یادگیری جلوه ی فونکسیونال نیز میدهد. به سخنی دیگر "یادگیری" برای برازندگی و سزاواری با محیط، یا مطابقت دادن خود با آن، صورت میگیرد و نه برای دانش اندوزی ایکه جمع آن فقط هفتاد من کاغذ میشوند. برازندگی ولی با تقلید فرق دارد. تقلید تنها یک برازندگی مصنوعی است.
ازاینجا پیداست که ما طی این سی و اندی سال گذشته براستی توانائی "یادگیری" نداشته ایم. وگرنه به این سادگی از کنار کهنه فرورشیهای مندرج در نامهء آقایابراهیم یزدی رد نمیشدیم. بلکه پریشان گوئی وی را با اندیشه ها و خرد امروزی، آنهم مستدل پاسخ میدادیم.
دکتر ابراهیم یزدی پس از تعارفات معمول از موضع فیلسوفی که مسلط بر کار سیاست و احوال دین است آقای راشد الغنوشی را اندرزمیدهد و به گوش وی نصحیتی سه گانه میخواند تا انتقال حاکمیت در تونس، به مردم سالاری و نه استبداد، (که منظورش ایران اسلامی است) بیانجامد. به این نصایح توجه کنیم :
-  " اولین مقوله این است که تنوع و تکثر در جامعه بشری را به پذیریم و به آن احترام بگذاریم. خداوند سبحانه و تعالی در کتاب مقدس قرآن به ما وجود اختلاف در جامعه بشری را یادآور میشود و از ما می خواهد که یکدیگر راتحمل کنیم. خداوند می فرماید من در روز قیامت در باره گوناکونی باور های شما داوری خواهم کرد."
خوب اینجا سه نکته مهم مشاهده میشود که با خط قرمز علامت گذاری شده است تا آنها را باهم کالبد شکافی کنیم. تنوع و تکثری را که یزدی به آنها اشاره دارد با کثرتی که ما امروز در دنیا می بینیم کاملآ فرق دارد. بیان ایشان بیان فلاسفه و اندیشمندان کلاسیک است که او آن را با وعدهء الهی نیز زینت میبخشد. ریشه ی واژه ی کثرت در یونان باستان قرار دارد. این واژه بوسیلهء اندیشمندان کلاسیک چون هابس، روسو، مونتسکیو، توکویل، کانت و هگل[2] نیز بکار برده شده است. امروز ولی این لفظ، با همه ی بار تاریخی خود، دارای معنی دیگری در امور سیاسی است.
نگاه یزدی به جامعه ی امروز نگاهی غیرحقیقی است. او دنیای تجارب آدمی را که خالق آن انسان است و در نوع خودش نیز در کیهان تک است با یک دنیای خیالی و قدیمی عوضی گرفته است. دنیای امروزی دنیائی است که مدام بنابر کارمایه های ویژه ای اشتقاق می یابد. یعنی به بخشهای متفاوت و متعدد تقسیم میشود. کاریکه هیچگاه پایانی ندارد. این تقسیم را میتوان در همه ی امور زندگانی مانند، شهرها و دهات، مشاغل، تخصصها، علم و فن، تشکیلات، ساختارها، نهادها و نمادها، تئوریها، و امور آزمایشگاهی و غیره مشاهده نمود.
چنین دنیائی پر از علاقه ها و منافع مختلف و متفاوت است. اینها همه نیروهای اجتماعی تعیین کنندهء حرکت جامعه و یا یک ملت هستند. منافعی که میتوانند بحران سیاسی بوجود بیآورند. امروز هنگامیکه ما از تنوع و تکثر در امور سیاسی سخن بمیان میآوریم منظورمان همین منافع و علاقه ها میباشد که شما چه بخواهید و چه نخواهید، چه به پذیرید و چه نه پذیرید در ذات جامعه قرار دارند.  این علاقه ها در هزاره های گذشته وجود نداشته اند. به ویژه  امروز هرگز نمیتوان داوری درباره ی این منافع وعلاقه ها را که عملآ در نظرات سیاسی متبلور میشوند به روز قیامت حواله داد. چنین اجازه ای را مردم هرگز به سیستم سیاسی ایکه خودشان سالار آنند نمیدهند. بعلاوه بحرانهائی که با برخورد منافع و علاقه های سیاسی بوجود میآیند لازمه ی حیات سیستم مردمسالاری میباشند.
آشکار است، در سیستمهای دیگر اجتماعی (به غیر از سیاسی) گونه های دیگری از کثرت (رنگ، نژاد، تیره و قوم، دین، متافیزیک، باورهای افسانه ای، روشهای زندگی، اخلاق..... ) نیز دیده میشوند که دندان زهری آنها با اصل شهروندی کشیده شده است. مانند کثرت در باورهای دینی و یا نژادی و یا قومی و امثال آنها.
با این مقدمه، اگر به محتوای نامه ی دکتر داروساز "ابراهیم یزدی" بنگریم درمی یابیم که ایشان، چه در دوران جوانی و چه در دوران پیری خود، نه برداشت مطابق روزی از سیاست و مردمسالاری و نه درک هوشمندانه ای از مسئلهء اخلاق امروز که کارمایه اصلی آن حفظ صلح جامعه است، داشته اند.
امروزه سیاست را، برخلاف تصور فلاسفه ی کلاسیک(از هگل گرفته تا هانا آرند)، نمیتوان روح یا سر جامعه شمرد. بعبارت دیگر امر سیاست دستگاه مهار و مرکز هدایت امور زندگی مردم نیست، تا بتوان برای آن معیار اخلاقی "مسئولیت" را بکار برد. بلکه امروز (بنابر فلسفه ی مدرن سیاست) صندلی قدرت خالی است و امور آن  متمرکز نیست. از همه مهم تر باید توجه داشت که راه رسیدن به حاکمیت مردمسالار از سر پل قلدری و زور، ترور، اعتصاب و نافرمانی مدنی، انقلاب و خونریزی نمی گذرد. چه برسد به اینکه بیگانگان بخواهند آن نظام را به مردمانی تحمیل و یا تزریق کنند. دموکراسی ساختارها و ابزار و محیط خاص خودش را میخواهد و با شتاب و برنامه ای تدوین شده و یا با تهدید و تنبیه خداوندی نمیتوان آن را محقق ساخت. عبور از استبداد به دموکراسی فراگردی  تطوری است که اتفاقآ عاقبت دومرحله ی اساسی آن، گزینش یا سلکسیون و تطابق با محیط همیشه نه تنها نامعلوم و نا مطمئن است بلکه سخت وقت گیر میباشند. 
از این رو این پند و اندرزها همه بی جا و بیهوده است. انقلابیون دیروز و سیاسیون امروز ایران هنوز هم نفهمیده اند و نخواهند فهمید که آنها هیچوقت به دنبال مردمسالاری نرفته بودند بلکه برای کسب صندلی قدرت خونآشام شده اند  و ثمره ی این خونآشامی نیز همین استبداد کنونی است. جالب اینجاست که بسیاری از ما امروز نیز گذشته را با همین نگاه قدرت طلبی می نگرند. تفسیرهائی که از وضعیت کنونی مملکت در رسانه های عمومی آورده میشود همه به دور محور قدرت جوئی و قدرت طلبی میچرخند. این قدرت طلبی خودبخود دعواها و کشمکشهائی را میآفریند که زوال مملکت را دامن میزنند. چرا که در ذات چنین اعمالی ناسازگاری با محیط نهفته است. محیطی که مدرنیته نام دارد. شاید به این دلیل درچهارم سپتامبر سال 1993 در شیکاگو (در مجلس ادیان) در توصیه های اخلاق جهانی آمده است : "ما مکلف به فرهنگ بدون خشونت، احترام، عدالت و صلح هستیم".
این توصیه را هنوز آقای یزدی نفهمیده است. وگرنه در نامه ی خود از تسامح و تساهل و مدارا(تحمل) سخن نمی آورد. تسامح و تساهل و مدارا ژرفا ندارند، زیرا ازآنها تنها بوی جدائی و تفاوت استشمام میشود. این الفاظ به مصداق پیشنهاد آتش بس، ولی با حفظ تفاوتها و جدائیها، هستند. در حالیکه احترام یا Respect مهر انسانیت است، حلقه ی اتصال میان تفاوتهاست، وحدت یا انتگراسیون است. به این جهت نیز امروزه احترام پایه ی دستگاه اخلاقی انسان است.احترامیکه در واقع ملات اجتماعی حاکمیت مردمسالار است.
آغاز این دگرگونی در دستگاه اخلاقی کنونی را باید به کانت و "نقطه ی عطف کپرنیکی " وی نسبت داد. آنجا که کانت انسان را به مرتبه ی خدائی میرساند.
از اینجا پیداست که دستگاه اخلاق امروزی، با اخلاق آسمانی که هدیه ی ادیان به انسان است، فرقی اساسی دارد. این فرق را متاسفانه بسیاری از افرادی که در بحث ادیان در رسانه های عمومی شرکت میکنند تشخیص نمیدهند و تضاد آن را با ذات مردمسالاری لمس نمی کنند.
شاهکار فکری یزدی در پند سوّم اوست که زود خودش بند را آب میدهد. او مینویسد :
" ضرورت سوم در نهادینه شدن دموکراسی، سازگاری و همگرائی در میان کنشگرایان صحنه سیاست است"
این شاهکار نشانه ی درک نادرست از معنی سیاست، بازی سیاسی و ازهمه مهمتر بی اطلاعی از معنی سالار حاکمیت، یعنی مردم، است. چنین سخنی  درواقع شعار خمینی هم بود که دائم  " وحدت کلام" را مطالبه میکرد و اکنون، می بینیم کهیزدی نیز تاریک بینانه " تپق " میزند.
بعبارت دیگرآقای یزدی حفظ صندلی قدرت را در" سازگاری و همگرائی در میان کنشگرایان صحنه سیاست" میداند. باقی نامه همه اش حرف است. او با این جهت گیری حتی معنی "انتخابات" را هم نگرفته است که حتی اگر در کمال آزادی صورت بگیرد خودش یک دنیا دشواری در بردارد.
با این روشنگری امید دارم جوانان کشور شجاعانه، بیدار و هوشیار عملآ پاسخی دندان شکن به این سیه فکری و سیه دلی داده و رهائی از چنین بختکی را به اراده خود موجب گردند.

                                                               مونیخ : یکم نوامبر 2011-11-01
                                                                               دکتر ن. واحدی




آقای ابراهيم يزدی

شما اگر طبيب بودی سر خود دوا نمودی.  شما خود بعنوان عامل سيا که غرق در «اسلام» بودی وارد ايران شدی و يک «مسلمان دو آتشه» بی سواد را همراه خود آوردی. اين نشان از آن دارد که هم وابستگی شما به آمريکا و سازمان های نفتی نادرست بود و هم شما سواد شناخت «اسلام» رانداشته ای. چرا؟؟
1-   اسلام در قرآنی که شما به آن استناد می کنی هرگز با دموکراسی مرز مشترک ندارد و هرجا که اسلام واسلاميون باشند در آنجا دموکراسی همانند بوق و کرنایی است که شما در روز های نخست سرداديد «آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی» هيچيک از اين ها در قاموس اسلام نيست. اسلام آزادی نمی دهد زيرا حاکميت مطق در اختيار خدا است و خدا فرامين خودرا بطور روشن و صريح در قرآن داده است و اجازه فکر کردن به بشر را نداده است.
a.    در اسلام استقلال نيست زيرا به استناد آيه های همان قرآن که شما به کمرت بسته ای، استقلال فکری به انسان نمی دهد و همه افکار بشر برطبق نظرات «الله» که در تفکر هزاران هزار سال پيش منجمد شده است واز جمله 99% آن غلط و مطابقتی با علوم و فنون و مسايل رياضی و فيزيک وشيمی امروز ندارد فکر بشر را محدود کرده است.
b.    در اسلام دموکراسی نيست ونمی تواند باشد زيرا يکی از ابزار های دموکراسی رای دادن و جمهورمردم است (اشبتاه نکنيد جمهور مردم با جمهوری فرق می کند مجال اين گفتگو در اينجا نيست) که به استنادهمان آيه های قرآن کسی نمی تواند در رای گيری و رای دادن شرکت کند زيرا استقلال و حاکميت انسانی در قرآن به بشر داده نشده است.
بنابراين تا زمانی که «مسلمان» باشيد و طبق دستورات قرآن عمل کنيد و به اسلام تکيه کنيد هرگز و هرگز به استقلال و آزادی و حتا دموکراسی نخواهيد رسيد هرسه آنها متضاد و مخالف دستورات قرآن است.
2-   تساهل . [ ت َ هَُ ] (ع مص ) همدیگر آسان گرفتن . آسانگیری، نرم رفتاری، ساده انگاری، كوتاهی، ولنگاری، آسان گرفتن، آسان گفتن (منتهی الارب ) (آنندراج )(ناظم الاطباء). در معنی انگليسی يعنی Tolerance اين مورد طبق آيه های قرآن در اختيار بشر نيست و قرآن دستور اکيد دارد که يک قوم برتر (منظورش قوم قريش) است بر اقوام ديگر برتری دارد و اگر مسلمان مومن و معتقد باشد بر تمام بندگان (نگاه کنيد نمی گويد تمام بشر، بلکه سخن از بندگان است) الله واجب است تا غير مسلمان را با هر وسيله که شده از ميان بردارد و برای اينکار وعده بهشت و حوری و غلمان می دهد.

3-   تسامح . (زوزنی ) (متن اللغة). تلاین و تسامح . ..اين واژه هم در اصل يعنی آسان گیری، سست انگاری، نادیده انگاری، كوتاهی، كم گرفتن، فروگذاری، ساده انگاری، ولنگاری، تنبلی، بی بند و باری، پشت گوش اندازی  بنابراين اين مورد نيز به استناد آيه های قرآن نمی تواند مورد مصرف در ميان «مسلمانان» را داشته باشد زيرا هر مسلمان معتقد بجز دستور قرآن دستور ديگری را اجرا کند قرآن شديدا اورا تنبيه می کند اگر ناديده بگيرد که کسی در محله او مشروب می خورد، يا زنش بدون حجاب بيرون می رود بنابراين هرروز ميان مردم جنگ و آدم کشی آنهم به دستور الله صورت می گيرد که بر طبق قوانين مدرن امروزی قابل پذيرش هم نيست.

بنابراين اين نامه شما به آقای عزيز راشد الغنوشی سرتاسر دروغ سرتاسر ضدونقيض و سرتاسر توهين و سرتاسر شارلاتانيسم است همانطور که شمارا آموزش داده بودند آن شارلاتان بزرگ را بياوريد ودر هواپيما بگويد هيچ احساسی به آمدن به ايران ندارد. زيرا او ايرانی نبود او جانب اسلام را نگاه می داشت. اگر خبرنگار می پرسيد چه احساسی به اسلام داريد يک ساعت حرف می زد که کسی هم نمی فهميد چه ميگويد.  در باره اقتصاد هم که «مال خر» بود ابراز عقيده می کرد.

شما اگرخودتان را نتوانستيد اداره کنيد بی زحمت برای ديگران ملاباجی نشويد... اين تونسی ها و آن مصری و ليبيایی ها و فردا در سوريه همه از بند ناف اسلام آويزان هستند و اسلام بجز همين کثافت که شما آورديد ميوه ديگری ندارد.  قرآن و سنتش برهمين استوار است. مغلطه نکنيد.

کسانی که امروز نامه شما را سرمه چشم میکنند هنوز اين اصول را نشناخته اند و هرروز «قربان صدقه آن خدایی میروند که 1400 سال پيش در بيابان های عرب های بربر آواره شده است»

مارا به خير شما اميدی نيست شر مرسانيد.
ح-ک