۱۳۹۴ بهمن ۲۷, سه‌شنبه

دمکراتهای آمریکا با طرح مکارتیزم هزاران نفر را بیکار کردند حقوق بشر و دمکراسی کجا بود ؟ کارتر بیشرف هم دمکرات بود وحقوق بشر و دمکراسی را برای ایران برپا کرد

مک کارتیزم در آمریکا و سینمای هالیوود
واژه ی مک کارتیزم به دوره ای از تاریخ آمریکا مربوط است که از آن به عنوان second red scareیا ترس سرخ دوم نام برده میشود که از اواخر دهه ی 1940 میلادی تا اواخر دهه ی 1950 میلادی، شدت داشت .مشخصه ی این دوره افزایش نگرانی از نفوذ کمونیسم بر اجتماعات و موسسات آمریکایی بود.در طی دوره ی مک کارتیزم هزاران آمریکایی متهم به کمونیست بودن یا طرفداری از کمونیسم شدند و مورد تحقیق و سوال قرار گرفتند.
آغاز مک کارتیزم
وقایع سال 1949 تا 1950 به شدت حس تهدید از سوی کمونیست ها را در ایالات متحده افزایش می داد. در سال 1949 اتحاد جماهیر شوروی بمبی اتمی را آزمایش کرد.این اتفاق خیلی زود تر از آنچه تحلیل گران تخمین زده بودند، رخ داد.در همان سال ارتش کمونیست مائو با وجود حمایت مالی سنگین آمریکا از مخالفانش، کنترل سرزمین اصلی چین را به دست گرفت.در سال 1950تحولات مهمی در رابطه با فعالیت های جاسوسی جنگ سرد دیده می شد.در سال 1950 تعدادی از کارمندان دولت و دانشمندان بخاطر جاسوسی برای شوروی دستگیر شدند. این آغاز دوره ی مک کارتیزم بود.
 "آیا شما قبلا عضو یک گروه کمونیست بوده اید یا در حال حاضر عضو یک گروه کمونیست هستید؟"
 در دهه ی 1950،هزاران آمریکایی شاغل در نهاد های مختلف دولتی،افراد ارتش، افراد شاغل در صنعت سینما و مردم از قشرهای مختلف، مجبور بودند به این سوال پاسخ دهند.در طی دوره ی مک کارتیزم هزاران آمریکایی متهم به کمونیست بودن یا طرفداری با کمونیسم شدند و مورد تحقیق و سوال قرار گرفتند.در این دوره کارمندان دولت، کسانی که در صنایع سرگرمی مانند هالیوود کار میکردند ، اساتید دانشگاه ها و فعالان اتحادیه ها مورد بررسی و تفحص قرار میگرفتند. در این دوره سوء ظن ها را علارغم کافی نبودن مدارک معتبر می دانستند و تهدید افراد چپ گرا را به طور اغراق آمیزی بزرگ جلوه می دادند.در این دوره عده ی بسیاری از مردم شغل خود را از دست دادند و زندگی حرفه ای شان نابود شد و بیشتر مجازات ها از طریق حکم دادگاه اعلام میشد.
جوزف مک کارتی از سال 1947 تا سال 1957 یعنی زمان مرگش سناتور ایالت ویسکانسین آمریکا بود.درگیری وی  با این پدیده ی فرهنگی با سخنرانی وی در روز نهم فوریه سال 1959 برای باشگاه زنان جمهوری خواه در ویرجینیای غربی آغاز شد.او در این سخنرانی تکه ای کاغذ در دست داشت و ادعا کرد این لیست کمونیست های شناخته شده ایست که برای وزارت امور خارجه آمریکا کار میکنند.این سخنرانی باعث افزایش توجه مطبوعات به مک کارتی شد.او بعد از آن سخنرانی مک کارتی در دوره ی تنشهای جنگ سرد،وی  به خاطر ادعاهایش به چهره ای مشهور تبدیل شد.او ادعا میکرد تعداد زیادی از کمونیست ها، جاسوس های شوروی و هواداران ارتش سرخ در آمریکا حضور دارند و وی لیست نام بسیاری از آنها را دارد.واژه ی مک کارتیزم که در آن سال ها به خاطر شیوه ی کار مک کارتی ابداع شده بود،به زودی برای تمامی فعالیت های ضد کمونیستی مورد استفاده قرار گرفت.امروزه از این واژه در توصیف عوام فریبی بی پروا و اتهامات بی اساس استفاده میشود.
مک کارتیزم در امریکا بوسیله ی گروه های مختلف من جمله بوسیله ی بسیاری از سازمان های ضد کمونیستی و  لژیون های آمریکایی حمایت میشد.از هسته های اصلی حمایت کننده مک کارتیزم میتوان به گروههای نظام مند زنان ضد کمونیست مانند گروه روابط عمومی آمریکا نام برد.اینها یکی از ده ها هزار نهادی بودند که زنان خانه دار را در گروه های مطالعه، شبکه های نامه نگاری و باشگاه های میهن پرستی درگیر میکردند تا با آگاه کردن آنها از کمکشان برای شناسایی و بر اندازی کمونیست ها استفاده کنند.اگرچه رادیکال های راست افراطی بستر پشتیبانی مک کارتیزم بودند، با این حال اینها تنها گروه نبودند،اعتلاف گسترده ای  بوجود آمده بود که مک کارتیزم را جذاب یا از نظر سیاسی مفید می دانست.
آیا واقعا کمونیست ها در آمریکا حضور داشتند؟
پاسخ بدون شک مثبت است.اما بسیاری از متهمان آن روزها، درحدود15سال قبلتر در تجمعات و گروه های کمونیستی حضور میافتند، چیزی که در روزهای دهه ی 1930 به نوعی مد و پز بود.
با وجود این که گفته میشود حلقه ی جاسوسی شوروی در سطوح بالای دولت آمریکا نفوذ کرده بودند،اما قریب به اتفاق متهمان در جریان مک کارتیزم بی گناه بودند.در سراسر آمریکا در آن سالها قانون گذاران ایالتی از مک کارتی تقلید کردند و این باعث شد هزاران نفر شغل خود را از دست بدهند و حسن شهرتشان خدشه دار شود.
دفاع سخت تا دفاع نرم در برابر تهاجم فرهنگی در آمریکا
در واقع مک کارتیزم نوعی روش دفاعی علیه تهاجم فرهنگی کمونیستم به آمریکا بود و نوعی جنگ سخت بود.بعد از پایان دوره ی مک کارتیزم تا 30سال راجع به آن صحبتی نمیشود وبعد از 30 سال درباره اش فیلم میسازند.
بعد از دوره ی مک کارتیزم آنچه برای کنترل سیستم های چپ انجام شد بد تر بود ولی در غالب جنگ نرم بود.جریان های چپ فرهنگی از نیمه دهه 50تا دهه70میلادی به صورت موج انقلاب های سوسیالیستی، دانشجویی و سینمای به چالش کشنده در سطح دنیا ادامه داشتند.آمریکا بعد از دوره ی مک کارتیزم سیاست خود را درباره ی کنترل این موج عوض کرد.بدین شکل که طرفداران این موج را در هویت انسانی نازل کرد و جریان هایی را بوجود آورد تا آنها را به خود مشغول کند(موج موسیقی مخرب و معترض ،زندگی کولی وار،اعتیاد به الکل و مواد مخدر،هم جنس بازی، فمنیسم جنسی و. پکیجی بود که برای خنثی کردن مردم استفاده کردند..).در واقع در این تغییر سیاست الگوهای موافق و مخالف را تعریف کردند و روش های مخالفت  را  در حد یک مد تنزل دادند و کلیشه های الگوی موافق و مخالف با سیستم را تعریف کردند و بدین ترتیب از جان گرفتن واقعی جریان های اعتراضی جلوگیری کردند.

۱۳۹۴ بهمن ۲۵, یکشنبه

خطابه اول میرزا آقا خان کرمانی درباره تمدن ایران



دوست عزی من جلال الدوله عاقبت سخن تورا نشنیده در مراجعت از فرنگستان از راه تبریز وارد حاک اندوهناک ایران شدم
 . ای کاش نیامده و هموطنان قدیم وخویشان کهن ووطن اصلی پربلا ومحن را ندیده بودم واز احوال وعادات واخلاق وروش وکیش ومذهب وآئین ایشان مطلع نمیگشتم . دلم خون واب وجگرم پارچه پارچه و کباب شد.
ای ایران اگر چه تاریخ بزرگی وعظمت وشوکت وجلال تو در دست تازیان سوخت وبه زیر ستم آن وحشیان پای مال گشت به   قسمی که یک ورق تاریخ صحیح از دوهزار سال قبل ایران دردست نیست . اما تواریخ یونان واوراق وآثار عتیقه ایران که دردست تازیان بی انصاف ویران شده به ما نشان میدهد که بزرگی وشوکت وقدرت وجلالت چه قدر بوده است . مثلا تصاویر طاق بستان وکوه بیستون کرمانشاهان برای ما داستان باستان را حکایت مینماید که حدود حکم رانی پادشاهان ایران تا چه کران بوده است که داریوش و به اصطلاح عربی شاپور ذدوالکتاف دوازده پادشاه بزرگ عامل را طوق بندگی برگردن نهاده وبه زیر زنجیر فرمان برداری خویش کشیده وآخرین پادشاه یونان است که بر عتبه شاه ایران به خاک افتاده وداریوش پای جلالت برپشت ودوش اونهاده : بزرگی بین جلالت را تماشا کن! اشکال مصوره تخت جمشید درجه تمدن ایران درچهار هزار سال پیش را گواهی میدهد ومینماید که درآداب سلطنت وطنطنه جلالت وبدایع صناعت وظرافت درحرفت - چه حجاری - چه  نجاری - چه مهندسی -چه معماری وچه اسباب مبل وزندگانی چه وضع وطور کام رانی داشته اند.  حتی ستره وپانطالون که ثمره تمدن از چهارهزار سال تا بحال فرنگستان است - ایران درچهارهزار سال اول دارا بوده است . وارابه که نتیجه ترقی حالیه اروپا است درعصر جمشید معمول شوارع وطرق ایران بوده است . 
توپ وتوپچی که از ودارس صنایع کنونی پاریس بیرون میاید دربهترین وضعی درپیشگاه کیانیان پارس مرمت کرده اند وخلاصه در ودیوار وکوه و بیابان ایران برتمدن ایرانیان گواهی است با برهان ودلیلی است مسلم : آثار پدیداست صنادید عجم را . دیگر از شواهد تمدن ملت باستان ایران همانا زبان شیرین بیان ایشان است که برای اثبات مدنیت این قوم شاهدی است صادق وبینه ای است موافق عقل ومطابق منطق - وزبان هر ملت - بحقیقت تاریخی است که دلالت میکند بر کیفیت حالات  وطرز وطور اعتقادات - بلکه جزئی وکلی حرکات وسکنات آن ملت. اگر چه تاخت وتاز تازیان نه همان مال ومنال وزن وفرزند وعیال وعز واقبال ایرانیان را یغما وتاراج وشهرها وقصبه ها وآبادیها ی آنان را تار ومار وخراب کرد - بلکه زبان لطافت بیان فارسیان را فاسد ومغشوش ومختل  ومشوش ساحت. ولی بقدر این که ما بتوانیم اقامه حجت وبرهان برای اصالت ونجابت وشرافت ومدنیت قوم کیان نمائیم باز در میدان داریم . مانند این که از لفظ هور وخور که پارسی آفتاب است میتوانیم استدلال نمائیم که اهالی ایران را بواسطه پرستش خورشید یا سبب این که ممالک ایشان درمشرق آفتاب واقع بوده است اریانی واریانتال وایران که همان محرف دریان است میگویند. اروپ واروس واروم وارمن وارنبود که درابتدای ایشان کلمه اور است یا این که درقدیم از جنس ایرانیان بوده اند واز آن خاک به اطراف جهان متفرق شده اند . یا به مناسبت این که آنان درمغرب آفتاب واقع گشته هروپ واروپ نامیده شده . وآنان که درشمال غربی آفتاب واقع شده اند هروم واروم مسمی گردیه اند ودیگران معلوم نیست به چه مناسبت ارمن وارنبود گرفته اند . خلاصه مقصود ما بر هردو فرض یا فرض دیگر اینست که   طوایف بزرگ عالم که موسوم ومعروفند و این بزرگ دلیلی است براین که زبان فارسی درقدیم الایام عالم گیر بوده وطوایفی بدین بزرگی موسوم به پارسیان بوده اند. 
وباز همین دلیل است که ملت ایان یا پدر تمام ملل متمدنه است یا اینکه یک زمانی بوده که برکل این ملل سلطنت واستیلا داشته . درهر دوحال مقصود اصلی آنستکه اثبات اصالت وقدمت ملت ایران حاصل میشود . هم چنین از لفظ میزبان وبدوح که معرب بدو است که الان روی پاکت ها مینویسند وغیره وغیره معلوم میشود که دراین ملت همواره مانند اهالی فرنگستان غذا بر میز میخورده اند ودرهر شهر پاپارخانه داشته اند. واز لفظ آسترونومی - که استاره نامه باشد معلوم میگردد که علم هیات وهندسه ونجوم را یونیان از ایرانیان اقتباس نموده اند. باری هرگاه کسی درآثار عتیقه وخطوط قدیمخ وکلمات والفاظ وحکایات وضروب امثال زبان فارسی به دقت ملاحظه ونجیب ودارای شان وشوکت وحشمت وسلطنت واز اکثر ملل قدمت آن بیشتر است.