۱۳۹۰ تیر ۹, پنجشنبه

نامۀ سرگشاده شاهزاده رضا پهلوی به دبيرکل سازمان ملل متحد


تجاوز مستمر و خشونت بار به آزادی ها و حقوق آشکار مردم ایران مهمترين هدف رژيم جمهوری اسلامی در همۀ سال های درازی بوده است که از تولد نامبارکش می گذرد.
تجاوز مستمر و خشونت بار به آزادی ها و حقوق آشکار مردم ایران مهمترين هدف رژيم جمهوری اسلامی در همۀ سال های درازی بوده است که از تولد نامبارکش می گذرد.

شاهزاده رضا پهلوی در نامه سر گشاده که به زبان انگلیسی منتشر شده است میگوید : قصدم از نوشتن اين نامه اين است که تجاوز فاحش و مستمر دولت جمهوری اسلامی ايران را به حقوق و آزادی های اساسی مردم ايران به جناب عالی يادآور شوم.

ترجمه فارسی این نامه را در زیر میخوانید :
عاليجناب بان کی مون

دبير کل محترم سازمان ملل متحد:
قصدم از نوشتن اين نامه اين است که تجاوز فاحش و مستمر دولت جمهوری اسلامی ايران را به حقوق و آزادی های اساسی مردم ايران به جناب عالی يادآور شوم. مطمئن باشيد که در نوشتن اين نامه انگيزه ای جز بازتابيدن صدای حق جويانۀ ميليون ها تن از هم ميهنانم نداشته ام؛ ميليون ها زن و مردی که با تحمل خطرهای بی شمار، از آزار و زندان گرفته تا شکنجه و کشتار، از اعتراض به رفتار هولناک حاکمان ايران نما و دشمن خوی خويش دست برنداشته اند. رژيمی که در بی رحمی و خونريزی به يقين بديلی برايش در تاريخ بلند ايران نمی توان يافت.

در هفته های اخير، موجی تازه از خشونت ها و سرکوبی های وحشيانه و وصف ناشدنی، صدها تن ديگر از روزنامه نگاران، نويسندگان کوشندگان حقوق بشر، که جز حقگوئی و حق جوئی گناهی ندارنــد، يا اسير زنــدان شده اند و يا قربانی شکنجه های دلخراش و اعدام های برق آسا و مخفيانه. از ميان آنان از هاله سحابی، و هدی صابر ياد می کنم. نخستين، هنگام شرکت در مراسم خاکسپاری و سوگواری پدرخويش که زبان به انتقاد از حاکمان غاصب گشوده بود، آماج حملۀ خشونت بار مأموران رژيم شد و جان باخت و آن ديگر در اعتصاب غذا در زندان و محروميت از دارو و درمان. اين دو نيز، چون ديگر قربانيان رژيم گناهی جز اعتراض به سرکوبی های بی امان و تجاوزهای روزانه و روزافزونش به آزادی ها و حقوق خود نداشتند.

جناب آقای دبير کل:
من در اين نامه مايلم از جنابعالی، که در مقام خود معرّف و پاسدار والاترين ارزش های جامعۀ بين الملل ايد، تقاضا کنم به صدای اعتراض مردم دربند ايران بيشتر از پيش توجه کنيد و، با عنايت به يکی از مهمترين هدف های سازمان ملل متحد، که در بند ۳ از مادۀ ۱ منشور اين سازمان تصريح شده است، رهبــران جمهوری اسلامی ایــران را فــرا خوانيد که حقوق و آزادی های اساسی مردم ايران را بدون هيچگونه تبعيض نژادی، جنسيتی، قومی و مذهبی محترم شمرند.

به احتمال بسيار، دعوت شما در گوش های ناشنوای رهبرانی که با زبانی جز زبان خشونت آشنائی ندارند طنينی نخواهد داشت و پاسخی نخواهد گرفت. امّا، اطمينان داشته باشيد که اين دعوت در ذهن و قلب همۀ آنانی که تشنۀ زندگی در صلح و امنيت و آزادی اند بازتابی بس پرطنين و پرشور خواهد داشت، به ويژه در دل مردم ايران که بيشتر از يک قرن پيش برای دسترسی به حقوق و آزادی های خود دليرانه کوشيدند و زودتر از هر جامعۀ ديگری در خاورميانه نيز به بسياری از آن ها دست يافتند.

تجاوز مستمر و خشونت بار به اين آزادی ها و حقوق آشکارا مهمترين هدف رژيم جمهوری اسلامی در همۀ سال های درازی بوده است که از تولد نامبارکش می گذرد. دشمنی بی امان رهبران جمهوری اسلامی با حقوق بشر خود مهم ترين انگیــزۀ سرپيچی کــامل آنان از اجــرای همۀ تعهدات بين المللی است که دولت های ايران برای تأمين و تضمين اين حقوق بر عهده گرفته بوده اند.

جناب آقای دبير کل:
هرچه بر دامنه و شدّت تجاوز رژيم نسبت به آزادی ها و حقوق مردم ايران افزوده می شود، خطرهای بيشتر و هولناک تری جان زندانيان سياسی ايران را تهديد خواهند کرد. ازهمين روست که آزادی هرچه زودتر آنان ضرورت و فوريت بيشتری می يابد. اميدوارم جنابعالی بتوانيد با بهره جوئی از همۀ امکاناتی که در اختيار داريد تحقق اين هدف را ميسر کنيد.


با احترام و اميد به دريافت پاسخ مساعد جنابعالی به اين نامه،
رضا پهلوی

سوم تيرماه ۱۳۹۰

۱۳۹۰ تیر ۷, سه‌شنبه

خطر از کار افتادن چند نیروگاه به دلیل قطع گاز




گاز بسیاری از نیروگاه‌های برق قطع شده و تعدادی از آنها در آستانه‌ی از کار افتادن هستند. ظاهرا اختلاف میان دو وزارت‌خانه نفت و نیرو علت قطع ارسال گاز به نیروگاه‌هاست. ذخایر چند نیروگاه طی روزهای آینده به پایان می‌رسد.
وزارت نیرو شرکت ملی گاز ایران را مسئول قطع گاز مورد نیاز تعدادی از نیروگاه‌های کشور می‌داند. وزارت نفت اساسا منکر کاهش ارسال گاز شده و شرکت ملی گاز علت آن را تعمیرات پالایشگاهی عنوان می‌کند. گزارش‌های غیر رسمی و سخنان تعدادی از مسئولان گویای وجود مشکلات دیگری است.

ظاهرا سوء مدیریت و اختلاف مالی با شرکت توانیر که مسئولیت اداره‌ی نیروگاه‌ها را بر عهده دارد دو علت اصلی قطع یا کاهش ارسال گاز به بسیاری از نیروگاه‌های کشور است.
قطع گاز ۱۵ نیروگاه

معاون وزارت نیرو، محمد بهزاد صبح امروز (سه شنبه 
۷ تیر) گفت «در حال حاضر ۱۵ نیروگاه کشور بدون گاز به کار خود ادامه می‌دهند و حجم مخازن سوخت آنها نیز به حداقل رسیده است.» او به خبرگزاری مهر گفته است «از ابتدای خردادماه تا این لحظه، میزان گاز دریافتی نیروگاههای کشور ۲۵ درصد کاهش یافته است.»

محمد بهزاد با بیان این که وظیفه تامین سوخت نیروگاه‌ها بر عهده‌ی وزارت نفت و شرکت ملی گاز است، از این شرکت انتقاد می‌کند که «تامین گاز نیروگاه‌ها را متوقف کرده.» خبرهای منتشر شده در مورد قطع گاز برخی از نیروگاه‌ها با واکنش مقام‌های وزارت نفت روبرو شده است. جواد اوجی معاون وزیر نفت  ادعا می‌کند «در شرایط فعلی هیچگونه مشکلی در تامین گاز مورد نیاز نیروگاه‌ها وجود ندارد.»
توجیه وزارت نفت برای قطع گاز

معاون وزیر نفت دو روز پیش (یکشنبه 
۵ تیر) کاهش روند ارسال گاز در خرداد ماه سال جاری را تایید کرد و گفت «عامل اصلی کاهش گازرسانی به نیروگاه‌ها، آغاز تعمیرات اساسی و دوره‌ای پالایشگاه‌ها و بخش‌های بالادستی صنعت گاز بوده است.» محمد بهزاد در واکنش به این اظهارات گفت «این برخورد تاکنون سابقه نداشته است؛ چراکه شرکت ملی گاز تعمیرات اساسی پالایشگاه‌های کشور را درست در زمان اوج تولید و مصرف برق انجام داده است.»

تقریبا تمام نیروگاه‌های ایران دو گانه سوز هستند و در صورت قطع یا کمبود گاز می‌توانند از نفت کوره یا گازوئیل استفاده کنند. معاون وزیر نفت ادعا می‌کند در حال حاضر وضعیت ذخیره‌سازی سوخت مایع در نیروگاه‌ها در شرایط مطلوب قرار دارد.
در آستانه‌ی خارج شدن از مدار

مطابق آماری که در پایگاه اطلاع رسانی شرکت توانیز منتشر شده میزان گازی که ششم خرداد ماه به نیروگاه‌های کشور تحویل داده شده در مجموع یک سوم کمتر از مدت مشابه در سال پیش بوده است. در همان روزی که معاون وزارت نفت کاهش گاز رسانی به نیروگاه‌ها را تایید کرد سرپرست این وزارت‌خانه محمد علی‌آبادی از اساس منکر این کاهش شد.
به گزارش خبرگزاری مهر علی‌آبادی روز یکشنبه (۵ تیر) گفته است «خوشبختانه در این زمینه هیچگونه مشکلی وجود ندارد و در زمان حاضر به صورت عادی و طبق روال معمول سوخت مورد نیاز نیروگاه‌ها تامین می شود.» به گفته‌ی مقام‌های محلی، که مورد تایید مسئولان وزارت نیرو نیز قرار گرفته‌، نیروگاه‌های کاشان، اردبیل و اصفهان که از پر قدرت‌ترین منابع تولید برق کشور محسوب می‌شوند در آستانه‌ی از کار افتادن هستند. در این نیروگاه‌ها نه تنها گاز قطع شده که دخیره‌ی سوخت مایع نیز به حداقل رسیده است. 
نامه‌ی وزیر نیرو به احمدی‌نژاد

برخلاف ادعای مسئولان وزارت نفت عامل قطع گاز برخی از نیروگاه‌ها فقط تعمیر پالایشگاه‌ها نیست. منابع نزدیک به وزارت نیرو گزارش می‌دهند روز گذشته (دوشنبه 
۶ تیر) مدیران کل شرکت‌های نفت و گاز برای رفع اختلاف‌های موجود با مسئولان وزارت نیرو مذاکره کرده‌اند. 

هنوز از نتیجه‌ی مذاکرات مقام‌های ارشد وزارت‌خانه‌های نفت و نیرو خبر موثقی منتشر نشده است. شواهد نشان می‌دهد مشکلات بین این دو نهاد همچنان حل نشده است. صبح روز سه‌شنبه 
۷ تیرماه وزیر نیرو، محمد نامجو به خبرنگاران گفت در مورد مشکل تامین گاز نیروگاه‌ها نامه‌ای به محمود احمدی‌نژاد نوشته است. او از محتوای این نامه خبر نداد اما تاکید کرد در حاشیه نشست امروز هیات دولت با سرپرست وزارت نفت مذاکره خواهد کرد.
وزارت نفت: خاموشی تقصیر ما نیست!

وزیر نیرو و معاونانش در روزهای گذشته بارها اطمینان داده‌اند که مشکلات را به زودی بر طرف می‌کنند و قطع گاز به کمبود برق و خاموشی نخواهد انجامید. به رغم این، احتمال از مدار خارج شدن برخی از نیروگاه‌ها منتفی نیست. یکی از مدیران نیروگاه اصفهان، که هفت درصد برق مصرفی کشور را تامین می‌کند، گفته است ذخیره‌ی سوخت این واحد دو تا سه روز دیگر به پایان می‌رسد و در صورت عدم تامین سوخت از مدار خارج می‌شود.

ظاهرا با توجه به همین احتمال است که وزارت نفت پیشاپیش از خود سلب مسئولیت می‌کند. جواد اوجی روز یکشنبه (
۵ تیر) گفته است «وزارت نفت و یا کاهش گازرسانی را نباید عامل مشکل خاموشی در سطح شبکه سراسری برق عنوان کرد.» ماه‌های تابستان دوره‌ی اوج مصرف برق است و در سال‌های اخیر کمبود برق و خاموشی‌های مکرر در این دوران بسیار رخ داده است

پایه های انقلاب سپید شاه و ملت از زبان محمد رضا شاه پهلوی(شاهنشاه آریامهر بزرگ و فقید) در سال1943


 باوجود جنگ جهانی دوم كه هیتلر با چند کشور در جریان بود و با وجود مشكلات دردناكی كه بر من هجوم آورده بودند , بر دولت های گوناگون ایران تاكید كردم كه با توجه به دلیل های واقعی و ریشه های بدبختی ژرف مان باید به این 5 هدف برسیم.
1 :_ نان برای همه.........
2 :_ مسكن برای همه.........
3 :_ پوشاك برای همه...............
4 :_ بهداشت برای همه.................
5 :_ آموزش و پرورش برای همه............
از تذكر این اهداف به دولتهایی كه در پی هم آمدند و رفتند هرگز فروگذار نكردم و سرانجام ناچار شدم حصول به این اهداف را با انقلاب سفید بر آنها تحمیل كنم.باید به خاطر داشت كه تا تحولات سال 1960, من به جز فرماندهی كل قوا قدرت قانونی دیگری نداشتم. بمحض اینكه قدرت انحلال پارلمان را بدست آوردم, یعنی پس از سقوط مصدق, می توانستم مراقب باشم كه دولتهای جدی و میهن پرستی بر سر كار بیایند. با تعقیب 5 هدف فوق رفته رفته برنامه ی كامل تر و پرمحتواتر را طراحی كردم و در عین حال ضروری ترین نیازها و واقعی ترین امكاناتمان را در نظر گرفتم. به این ترتیب بود كه نوزده اصل انقلاب سفید یكی بعد از دیگری شكل گرفت.در كتاب انقلاب سفید چنین نوشته ام:
"ما شیوه ی اختناق افكار و سلب آزادیهای فردی و اجتماعی را برای پیشرفت ظاهری خود برنگزیده ایم. بعكس, آنچه ما به عنوان اصول كار خویش برای آینده در نظر گرفته ایم, اصلاحات وسیع اجتماعی, سازندگی اقتصادی توام با اقتصاد دموكراتیك, پیشرفت های فرهنگی, همكاری بین المللی, احترام به معتقدات معنوی و به آزادیهای فردی و اجتماعی است"در 9 ژانویه ی 1963, در برابر اولین كنگره ی تعاونیهای كشاورزی كه در تهران تشكیل شد, نخستین شش اصل لازم برای انقلاب را ارائه نمودم
یک>>>> اصلاحات ارضی: تقسیم زمین میان كسانی كه در آن كار میكنند.
دو>>>> ملی كردن جنگلها و مراتع
سه>>>> تبدیل كارخانه های دولتی به شركتهای سهامی و فروش سهام آن ها به عنوان پشتوانه ی اجرای اصلاحات ارضی
چهار>>>>مشاركت كارگران در سود كارخانه ها
پنج >>>>اصلاح قانون انتخابات. مشاركت همگانی و بخصوص زنان در انتخابات
شش >>>>ایجاد سپاه دانش از سربازان وظیفه ی فارغ التحصیل تا در روستاها به تدریس بپردازند
هفت >>>>برپایی سپاه بهداشت، برای توسعه بهداشت
هشت >>>>برپایی سپاه ترویج و آبادانی
نه >>>> برپایی خانه‌های انصاف در روستاها
ده >>>> ملی كردن تمام منابع آبهای زیرزمینی كشور
یازده >>>> نوسازی شهرها و روستاها
دوازده >>>> انقلاب اداری و آموزشی
سیزده >>>> بسیار آسان کردن شرایط برای فروش سهام واحدهای بزرگ صنعتی به كارگران به صورتی که کارگران مالک کارخانه ها شوند
چهارده >>>> مبارزه با تورم و گران فروشی
پانزده >>>> آموزش رایگان و اجباری در هشت سال اول تحصیل
شانزده >>>> تغذیه رایگان برای كودكان خردسال در مدارس
هفده >>>> همگانی کردن بیمه‌های تامین اجتماعی برای ایرانیان با شرایط بسیار آسان
هجده >>>> مبارزه با زمین خواری و ابزار نمودن آنها برای استثمار دیگران
نوزده >>>> مبارزه با فساد در دولت و اعلان دارایی های مقام های دولتی هر شش ماه و نداشتن حق تجارت و معامله تا زمانیکه مقام دولتی دارند

ایران:اسرائیل و پایگاههای آمریکا در تیررس موشکهای ماست



پرتاب موشک
مقامات نظامی و دیپلماتیک ایران رزمایش موشکی را 'در راستای صلح، ثبات و امنیت منطقه' دانسته اند
یک مقام نظامی ایران گفته است از آنجا که اسرائیل و پایگاه های منطقه ای آمریکا در تیررس موشک های این کشور قرار گرفته به ساخت موشک های با برد بیشتر نیازی نیست.
روز سه شنبه، ۷ تیر (۲۸ ژوئن)، سرتیپ پاسدار امیرعلی حاجی زاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران جمهوری اسلامی، در گفتگو با خبرنگاران گفت که "مسافت برد موشکی ایران" تا دو هزار کیلومتر است و به این ترتیب، هدف های اصلی مورد نظر در برد امکانات موشکی کنونی این کشور قرار دارد.
سرتیپ حاجی زاده گفته است که فاصله اسرائیل با ایران هزار و دویست کیلومتر است و افزوده که "می توانیم اسرائیل را از دامغان و سمنان هم مورد اصابت موشک هایمان قرار دهیم."
این مقام نظامی جمهوری اسلامی تهدید موشکی کشورهای اروپایی از سوی ایران را رد کرده و گفته است که "دشمنان فرامنطقه ای ما آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند و ما از جانب کشورهای دیگر احساس خطر و تهدی نمی کنیم، بنابراین به برد بیش از دو هزار کیلومتر موشکها نیاز نداریم."
وی با ابراز این نظر که خاک اسرائیل و پایگاه های نظامی آمریکا در منطقه هدف های اصلی موشک های جمهوری اسلامی است، گفته است: "آمریکا نیز زحمت ما را کم کرده است زیرا پایگاه هایش از یکصد و بیست کیلومتر تا هفتصد کیلومتری در اطراف ایران وجود دارد و با همین موشک ها می توان همه اهداف آمریکایی در منطقه را مورد اصابت قرار داد."
اشاره آقای حاجی زاده به پایگاه های نظامی ایالات متحده در کشورهای منطقه از جمله کشورهای ساحل جنوبی خلیج فارس است.
به گفته خبرگزاری دولتی ایران، ایرنا، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران گفته است آمریکا "از فاصله یکصد و بیست کیلومتری تا هفتصد کیلومتری عمق افغانستان دارای پایگاه است" و افزوده که موشک های "سجیل و شهاب نوع قدراف" ساخت ایران از جمله موشک هایی است که می تواند اهداف دوهزار کیلومتری را هدف قرار دهد.
همچنین، سرتیپ پاسدار حسین سلامی، جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران، در مورد هدف از اجرای رزمایش موشکی پیامبر اعظم گفته است که "راهبرد ما دفاعی ولی تاکتیک های ما، تهاجمی است" و توضیح داده است که اگرچه جمهوری اسلامی در نظر ندارد آغاز کننده عملیات جنگی باشد، اما برای مقابله با تهدید خارجی، به شکلی تهاجمی عمل خواهد کرد.
وی گفته است که احتمال دارد به زودی آزمایش پرتاب موشک به سوی هدف های دریایی نیز انجام شود که می تواند به عنوان هشداری علیه حضور ناوگان های ایالات متحده و شماری از دیگر کشورها در منطقه خلیج فارس تلقی شود.
مقامات جمهوری اسلامی همواره تاکید داشته اند که برنامه های موشکی این کشور جنبه تدافعی دارد و اتهام برخی کشورهای غربی و منطقه ای در مورد مقاصد تهاجمی این برنامه ها را رد کرده اند.

رزمایش موشکی با پیام "صلح و دوستی"

اظهارات فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران ایران در حالی انتشار می یابد که رسانه های دولتی این کشور از ادامه یک رزمایش موشکی خبر داده اند.
رزمایش موشکی ایران
برخی کشورها نسبت به اهداف برنامه موشکی جمهوری اسلامی ابراز نگرانی کرده اند
براساس این گزارش ها، روز سه شنبه، مرحله دوم رزمایش پیامبر اعظم در میدان تیر موشکی معراج با پرتاب چهارده فروند موشک از نوع زلزال، شهاب یک، شهاب دو و شهاب سه نوع قدراف به سوی هدف های زمینی برگزار شد.
رسانه های جمهوری اسلامی گفته اند که روز گذشته، مرحله اول این رزمایش با پرتاب موشک فاتح ۱۱۰، که "جستجوگر هوشمند برای اهداف زمینی" است و همچنین رونمایی از سیلوهای موشکی آغاز شده بود.
به گفته منابع نظامی جمهوری اسلامی، هدف از ایجاد این سیلوها در دسترس بودن موشک های آماده پرتاب در هر زمان مورد نیاز است.
این رزمایش به مدت ده روز ادامه خواهد داشت و سرتیپ حاجی زاده هدف از اجرای آن را ارسال "پیام صلح و دوستی برای کشورهای منطقه" دانسته است.
همچنین، رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت خارجه، در نشست خبری خود در روز سه شبنه گفت که هدف از رزمایش موشکی سپاه پاسداران "صلح و ثبات و امنیت منطقه است" و افزود: "هر قدر یک کشور مستقل برای دفاع از خود توانایی بالاتری داشته باشد، می تواند در ایجاد صلح و ثبات در منطقه موثرتر باشد."
به گزارش رادیو و تلویزیون دولتی ایران، آقای مهمانپرست در مورد نگرانی کشورهای غربی از برنامه های نظامی جمهوری اسلامی گفته است: "اینکه غرب نگران است، باعث خوشحالی ماست چون زمانی که آنها نگران نیستند، معنایش این است که به راحتی منافع خود را در منطقه دنبال می کنند."
ایالات متحده، اسرائیل و برخی از کشورهای منطقه برنامه های موشکی ایران را تهدیدی علیه امنیت منطقه دانسته و به خصوص نسبت به احتمال دستیابی جمهوری اسلامی به تسلیحات اتمی و تجهیز موشک های خود به کلاهک هسته ای ابراز نگرانی کرده اند.
همچنین، شورای امنیت سازمان ملل در قطعنامه های خود علیه برنامه های اتمی جمهوری اسلامی، برنامه های موشکی ایران را نیز هدف تحریم قرار داده و صدور تجهیزات و امکانات قابل استفاده در این برنامه ها را ممنوع کرده است.
برخی از ناظران گفته اند که تحریم های بین المللی برنامه های اتمی و موشکی ایران را با دشواری هایی مواجه ساخته است اما مقامات جمهوری اسلامی همواره تاکید داشته اند که این تحریم ها تاثیری در پیشرفت امور کشور نداشته است.

دولت اسرائیل تحریم ها علیه ایران را تائید میکند



26 ژوئن 2011
«در میان این تحریم ها، اصلاحیه قانون منع به اصطلاح پول شوئی است که گسترش کنترل بر تجارت و داد و ستد متقابل با ایران را تقویت میبخشد.  همچنین تصمیم گرفته شد که تماس دولتی با شرکت هائی که با ایران داد و ستد می کنند، کنترل و محدود شود.»
  
(عکس:  GPO)
   (عکس:  GPO)
(از تارنمای نخست وزیری)
امروز (یکشنبه، 26 ژوئن 2011، 5 تیر 1390) کابینه اسرائیل به اتفاق آرا تصمیم گرفت که تحریم های اقتصادی علیه ایران را گسترش دهد.  این اقدام در ادامه توصیه کمیته دولتی است که برای همین منظور دایر شد. این گامها، از جمله یک سری تدابیر دولتی و مقرراتی است که اسرائیل را در صدر جلوداران تحریم های بین المللی علیه ایران قرار می دهد. این اقدامات، در روزهای آینده، توسط وزارتخانه های مربوط (در اسرائیل)، پیش برده خواهد شد.
در میان این تحریم ها، اصلاحیه قانون منع به اصطلاح پول شوئی است که گسترش کنترل بر تجارت و داد و ستد متقابل با ایران را تقویت میبخشد.  همچنین تصمیم گرفته شد که تماس دولتی با شرکت هائی که با ایران داد و ستد می کنند، کنترل و محدود شود.
بمنظور گسترش دامنه تحریم ها، دولت اسرائیل، ایران و  گروه و دسته های وابسته به آن را عناصر دشمن، اعلام خواهد کرد. عملیات مربوط به این مسئله، توسط یک هیئت مدیره ملی که برای همین منظور بوجود میاید، هم آهنگ خواهد شد. این هیئت مدیره، مسئول هم آهنگ کردن اطلاعات، اجرای قانون و مقررات، و اعمال تحریم خواهد بود.
بنیامین نتانیاهو نخست وزیر گفت: «توصیه های این کمیته گام مهمی در مبازه علیه برنامه اتمی ایران است.  این توصیه ها اطمینان خواهد داد که بمنظور مجبور ساختن رژیم ایران به دست برداشتن از برنامه تولید سلاح های اتمی خود، اسرائیل در صف جلوداران تحریم های بین المللی علیه ایران، قرار خواهد گرفت.»





    

۱۳۹۰ تیر ۳, جمعه

گفتگو با رضا پهلوی، ۳۱ خرداد ۱۳۹۰

روسیه و چین در شورای امنیت مانع انتشار گزارش علیه ایران شدند

 تا شعار مرگ بر چین ومرگ بر روسیه از دهان ملت خارج نشود این دوکشور ملت ما را میدوشد
بخش اعظم این گزارش مربوط به نقض صادرات سلاح از سوی ایران و ارسال تجهیزات و مهمات از تهران به دمشق است.
بخش اعظم این گزارش مربوط به نقض صادرات سلاح از سوی ایران و ارسال تجهیزات و مهمات از تهران به دمشق است.

تلاش نمایندگان سه کشور ایالات متحده، فرانسه و بریتانیا برای انتشار گزارش نقض تحریم‌های بین‌المللی از سوی جمهوری اسلامی روز پنج‌شنبه در جلسه شورای امنیت سازمان ملل با مخالفت دو متحد تهران یعنی چین و روسیه روبه‌رو شد.

به گزارش خبرگزاری رویترز که نسخه‌ای از این گزارش محرمانه را به دست آورده، روسیه و چین با این دلیل که هنوز جای اطلاعاتی قابل اعتماد در این زمینه خالی است با انتشار آن مخالفت کرده‌اند.

گرچه خبر مخالفت مسکو و پکن با انتشار گزارشی علیه فعالیت‌های غیرقانونی جمهوری اسلامی تازه در روز پنج‌شنبه، دوم تیرماه، منتشر شد، پیشتر تعدادی از دیپلمات‌های غربی پرده از تلاش‌های روسیه در این زمینه برداشته بودند.

خبرگزاری رویترز در ۲۳ اردیبهشت‌ماه گذشته اعلام کرد که روسیه در تلاش است جلو انتشار رسمی گزارش سازمان ملل از نقض قطعنامه‌های شورای امنیت از سوی ایران و ارسال سلاح و مهمات به سوریه را بگیرد.

به گفته این خبرگزاری، بخش اعظم این گزارش مربوط به نقض صادرات سلاح از سوی ایران و ارسال تجهیزات و مهمات از تهران به دمشق است.
این خبرگزاری از قول دیپلمات‌های غربی می‌گوید که تسلیحات ایرانی پس از رسیدن به سوریه به دست شبه‌نظامیان لبنانی و فلسطینی می‌رسد.
سفیر آمریکا در سازمان ملل روز پنج‌شنبه با حمایت نمایندگان دو کشور بریتانیا و فرانسه با تاکید بر اهمیت انتشار گزارش مربوطه و در جریان قرار گرفتن تمامی اعضای شورای امنیت خواستار انتشار سریع آن شد.

اما در مقابل آلکساندر پانکین، دستیار نماینده روسیه در سازمان ملل، با حمایت نماینده چین این خواسته را اکیداً رد کرد و متذکر شد که اطلاعات به گفته او تأییدنشده یا سیاسی نباید در روند کار شورای امنیت دخالت داده شود.

به گفته خبرگزاری رویترز، دولت چین پیشتر نیز در مورد دو کشور سودان و کره شمالی جلو انتشار گزارش‌های مشابهی از نقض تحریم‌ها را گرفته است.
با این حال نماینده چین در سازمان ملل اعلام کرد که پکن امیدوار است ایران گام‌هایی مثبت در جهت جلب اعتماد جامعه بین‌الملل بردارد.

به دنبال سر باز زدن ایران از متوقف ساختن غنی‌سازی اورانیوم، شورای امنیت سازمان ملل چهار قطعنامه تحریمی علیه جمهوری اسلامی به تصویب رساند تا تهران را وادار کند فعالیت‌‌های مرتبط با غنی‌سازی اورانیوم را به حالت تعلیق درآورده و صحت صلح‌آمیز بودن فعالیت‌های خود را به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ثابت کند.

جمهوری اسلامی ایران این قطعنامه‌ها را رد کرده و هم‌چنان به فعالیت غنی‌سازی اورانیوم ادامه می‌دهد.

۱۳۹۰ خرداد ۳۱, سه‌شنبه

دولت فخیمه میخواهد مرده را زنده کند ودوباره بنی صدر را مطرح نماید


گفتگو با نخستین رئیس جمهور ایران، سی سال پس از برکناری


ابوالحسن بنی صدر از جمله چهره های نزدیک به آیت الله روح الله خمینی، رهبر انقلاب ایران بود که در دوره اقامت او در فرانسه به عنوان یکی از سخنگویان اصلی آقای خمینی شناخته می شد.
آقای بنی صدر پس از پیروزی انقلاب ایران به عنوان نخستین رئیس جمهوری حکومت جدید انتخاب شد، اما به دلیل اختلاف با روحانیانی که به گفته خودشان به دنبال حاکم کردن "اسلام فقاهت" بودند، نتوانست دوره ریاست جمهوری خود را پایان دهد.
آقای بنی صدر چند ماه پس از برکناری، به فرانسه رفت و اکنون در پاریس روزنامه "انقلاب اسلامی در هجرت" را منتشر می کند.
در سی امین سالگرد وقایع خرداد ۶۰ با او در مورد این وقایع و وضعیت سیاسی امروز ایران گفت و گو کردم.
- آقای بنی صدر! سی سال از وقتی که شما توسط آیت الله خمینی از سمت ریاست جمهوری ایران "عزل" شدید می گذرد. اکنون که بعد از سی سال به آن واقعه و آن دوره نگاه می کنید، جمع بندی شما چیست؟ چه اتفاقی افتاد؟ چه چیزی باعث شد که آقای خمینی به تدریج از حمایت شما دست بردارد و چرا این انتخاب را کرد؟
آقای خمینی حمایتی نمی کرد که دست بردارد. از وقتی که من به ریاست جمهوری انتخاب شدم، آنطور که آقای هاشمی رفسنجانی درست بعد از کودتای خرداد ۶۰ در نماز جمعه گفت و در کتاب "عبور از بحران" آورده است، آقای خمینی به آن آقایان گفته بود که شما بروید و سعی کنید که مجلس را در اختیار بگیرید، اجازه تقلب داده بود در انتخابات مجلس. این جریان ادامه داشت تا در خرداد ۶۰ شد کودتا.
اما اینکه چگونه می بینم؛ دو نوع امور داریم، یک نوع اموری هستند که استمرار دارند، یک نوع اموری هستند که واقع می شوند و دنباله ندارند. مسئله ای که بین من و آقای خمینی، یا در واقع بین دو دیدگاه به وجود آمد، تا امروز ادامه دارد. دو خط است، یکی می گوید ولایت فقیه و بعد هم مدعی شد ولایت مطلقه، یکی می گوید حاکمیت یا ولایت جمهور مردم. بعد از من هم با اینکه انتخابات آزاد نبود، هر کسی که از حاکمیت و رأی مردم نمایندگی می کرد با رأی رهبر مقابل می شد؛ چه آقای خامنه ای با آقای خمینی، چه آقای هاشمی بود با آقای خامنه ای، چه آقای خاتمی بود با آقای خامنه ای و چه حالا که آقای احمدی نژاد است با آقای خامنه ای.
"اداره اطلاعات ارتش گزارش کرد که در طول هفته ۱۲۰۰ برخورد مسلحانه اتفاق افتاده است که عامل آن هم افراد سپاه و اینها بودند"
ابوالحسن بنی صدر
این امر مستمری است که تا امروز ادامه دارد و قبل از آن هم وجود داشته است. دعوای مصدق و شاه هم سر همین بود، مشروطیت هم برای همین بود. پس دعوای اصلی این بود. ولایت فقیه در پیش نویس قانون اساسی نبود، در مجلس خبرگان "نظارت فقیه" تصویب شد با مقداری اختیار که اختیار اجرایی نبود و تنها نصب چند مقام بود. اما آقای خمینی بر خلاف قانون اساسی [ولایت فقیه را] اعمال می کرد. تا زمانی که کودتا انجام شد، یعنی در خرداد شصت، ایشان در ۷۵ نوبت قانون اساسی را نقض کرده بود. بعد که نقض قانون اساسی را ادامه داد، همین مجلس خود ساخته هم فریادش به هوا رفت که آقا از قانون اساسی چیزی نماند. آقای خمینی به آنها نوشت که جنگ بوده است و به قانون اساسی عمل نشده و از این به بعد خواهد شد، اما از آن به بعد هم نکرد تا از دنیا رفت.
اصل دعوا این بود، اما چند امر مهم را هم همراه داشت. یکی مسئله رابطه با خارج یا اصل استقلال که از دید من با گروگانگیری نقض شد، چون با گروگانگیری آمریکا شد محور سیاست داخلی و خارجی و تا امروز هم همینطور است: محور سیاست داخلی و خارجی ایران آمریکا است، ممکن نیست امروز در ایران یک لیوان آب بدون اجازه رهبر سر بکشید و متهم نشوید که به دستور آمریکا دارید این آب را سر می کشید.
مسئله دیگر مسئله انسان و منزلت و حقوق انسان بود که هر روز به آن تجاوز می شد. یک بار اداره اطلاعات ارتش گزارش کرد که در طول هفته ۱۲۰۰ برخورد مسلحانه اتفاق افتاده است که عامل آن هم افراد سپاه و اینها بودند. نظریه آنها این بود که اگر مسئله را به مسئله نظامی تبدیل کنند، برد با آنها خواهد شد و عملا هم اینطور شد و الآن حاکمیت در اختیار آنها است.
مسئله سوم مسئله اقتصاد کشور و امنیت و منزلتی بود که فعالیت اقتصادی لازم داشت. کوشش هایی شد که این اقتصاد تولیدمحور بشود و این با استبداد جور نبود. این بود که آقای خمینی خیلی راحت در مقام تشویق از ما دو جمله مهم گفت، یکی گفت "اقتصاد مال خر است" و یکی هم گفت که "بنی صدر می خواهد ایران را فرانسه و سوئیس بکند در حالی که مردم برای اسلام انقلاب کردند".
"آقای خمینی در مورد ولایت فقیه پنج بار تغییر نظر داده است."
ابوالحسن بنی صدر
ماجرای دیگر بر می گردد به کثرت گرایی و وجود احزاب و گروه ها. انقلاب شده بود که اینها آزاد باشند اما آقای خمینی از من چه خواست؟ کرمانشاه که بودم، درست قبل از اینکه او شب هنگام به قول خودش مرا "عزل" بکند- بر خلاف قانون اساسی، چون نصبی نکرده بود که عزلی بکند- پیغام فرستاده بود که شما هشت گروه سیاسی را محکوم کنید. خب رئیس جمهور طبق همان قانون اساسی مجلس خبرگان هم مجری قانون اساسی بود که از جمله اصول آن حقوق انسان و حقوق گروه های سیاسی و آزادی بیان و تشکل بود. چگونه یک رئیس جمهوری هشت گروه سیاسی را محکوم کند؟ نهضت آزادی، جبهه ملی، مجاهدین خلق، فدائیان خلق، کومله، دموکرات و دو سه گروه دیگر. این هشت گروه را فهرست کرده بود که باید من محکوم کنم. این ها در مجموع بر محور همان نزاع اصلی که حاکمیت با فقیه است یا با ملت شکل می گرفت.
- اینطور که شما می فرمایید، این نزاع و این اشکالاتی که گفتید، به عقیده شما از سی سال پیش که آغاز شده هنوز هم ادامه دارد، هر چند طرف نزاع تغییر کرده است. شما در صحبت های خودتان اشاره کردید که عده ای می گویند که آیت الله خمینی در پاریس و وقتی انقلاب در ایران جریان داشت وعده هایی داد و بعدا در عمل آنها را نقض کرد. اما وقتی آدم به صحبت های آقای خمینی در پاریس مراجعه می کند، همانجا هم بسیاری از نظراتش را گفته است، یعنی مثلا هر جا که راجع به آزادی احزاب و گروه ها صحبت کرده، این قید را هم اضافه کرده است که در چارچوب اسلام و به شرطی که توطئه نکنند. همه احزاب و گروه ها و کسانی هم که بعدا مورد تحدید قرار گرفتند، حکومت همیشه گفته است که اینها یا مشغول توطئه بوده اند و یا اصول اسلام را زیر پا گذاشته اند. فکر نمی کنید برای کسانی که آقای خمینی را می شناختند، تا حدود زیادی روشن بود که او چه طرز تلقی ای دارد، با توجه به اینکه نظریه ولایت فقیه را هم تدوین کرده بود.
آنچه او در پاریس می گفت، حرف های ایشان نبود؛ چون اگر حرف های خودش بود قبلا در نجف و در ایران هم می بایست گفته باشد یا بعد از مراجعت به ایران تا زمانی که از دنیا رفت می گفت. آنها بیان آزادی بود و ایشان هم در آن وقت اصلا امیدی نداشت که پیروزی قطعی است. نتیجه این که ناگزیر بود مواضعی اتخاذ بکند که حرکت عمومی قوت بگیرد و سست نشود.
- ولی حرف من این است که حتی در همان مواضع هم...
می گویم حالا! نه! به آن غلیظی که شما می گویید نمی توانست بگوید. جواب ها را ما تهیه می کردیم. گاهی این را قاطی جواب ها می کرد که "در حدود موازین شرع"، اما در مورد آنچه مربوط به ولایت جمهور مردم است که هیچ قید و بند نداشت. از زبان مبارک ایشان در مصاحبه با بی بی سی در آمد که ولایت با جمهور مردم است. علاوه بر این در مصاحبه های فراوانی گفت که میزان رأی مردم است، نگفت که در حدود احکام دین میزان رأی مردم است، بدون قید گفت که میزان رأی مردم است. فراوان از این جمله ها گفت، بدون قید و شرط.
"خشونت را مجاهدین خلق در ایران شروع نکردند. خشونت را آقای خمینی و دستیاران او شروع کردند. شما سخنرانی ایشان را در روز ۲۸ خرداد ۱۳۶۰ ملاحظه کنید، خیلی روشن و صریح دستور می دهد که بزنید"
ابوالحسن بنی صدر
حالا که شما سئوال کردید به شنوندگان جوان شما یادآوری کنم که آقای خمینی در مورد ولایت فقیه پنج بار تغییر نظر داده است. آقای منتظری در خاطرات خود می نویسد که با آقای مطهری پیش ایشان رفتیم و ایشان مخالف ولایت فقیه بود. پس یک دوره مخالف ولایت فقیه بوده است. یک دوره در نجف ولایت فقیه را تدریس کرد که به صورت کتاب منتشر شد و در آنجا می گوید که ولایت فقیه یعنی اجرای احکام دین و قوانین اسلام. من که همراه جنازه پدرم به نجف رفتم، در مورد آن کتاب با آقای خمینی صحبت کردم، گفتم شما این کتاب را نوشته اید که خانواده پهلوی تا قیامت بر ایران حکومت کند؟ چه کسی حاضر است که مبارزه و جانبازی کند که رژیم شاه را ببرد و فقیه را بیاورد و به جای او بگذارد؟ گفت که نه، من این را برای فتح باب نوشته ام که امثال شما و آقای مطهری طرحی تهیه کنید. گفتم همین را بنویسید و از حقوقدانان و متفکران دعوت بکنید. نوشت و همان زمان در خارج از ایران منتشر شد. بعد آمد در فرانسه "ولایت جمهور مردم" را مطرح کرد. این سه موضع. رفتیم به ایران و پیش نویس قانون اساسی تهیه شد که این قید و بندها را نداشت و حاکمیت مردم بود و اسم و رسم ولایت فقیه در آن نبود. بعد در مجلس خبرگان آقای حسن آیت طرحی آورد که به امضای او بود و آقای منتظری. در این طرح ۱۶ اختیار برای ولی فقیه قائل شده بود، در واقع همین مطلقه ای که الآن هست. در قانون اساسی فعلی ۱۱ اختیار گذاشته اند، اما آن طرح ۱۶ اختیار داشت. من با آقای منتظری مفصل صحبت کردم، به "نظارت فقیه" قانع شد. تا آخر عمر هم می گفت که ما در آن مجلس "نظارت فقیه" تصویب کردیم. بعد هم در جواب آقای خامنه ای (در دی ماه سال ۱۳۶۶) مدعی ولایت مطلقه شد. این پنج نوبت. بنابراین اگر امری دینی و اسلامی بود که این آقا پنج نوبت تغییر نظر نمی داد.
ولایت جمهور مردم قطعا ضد ولایت فقیه است، چه برسد به ولایت مطلقه فقیه. آقای خمینی [ولایت جمهور مردم] را گفته است. پس توجیه نسازیم که گویا ایشان چیزهایی گفته و مردم ایران نادانسته جنبشی کردند. نه آقا! مردم ایران می دانستند که می خواهند حاکمیت خود و حاکمیت ملی را جانشین کنند. این هم به صراحت گفته شده بدون هیچ قید و بندی. حتی از او پرسیدند این که شما می گویید جمهوری اسلامی یعنی چه؟ گفت یعنی مثل همین فرانسه.
- یکی از مواردی که در مورد عملکرد شما به ویژه در ماه های منتهی به خرداد ۱۳۶۰ مطرح است، نزدیک شدن تدریجی شما به سازمان مجاهدین خلق است و بعد از آن هم اولا همراه آقای رجوی از کشور خارج شدید و بعد هم چند ماهی در شورای ملی مقاومت با هم همکاری داشتید. در همان دوره وقتی به صحبت های شما مراجعه می کنیم، می بینیم که معتقدید که باید مسابقه بین اعدام و انفجار یا اعدام و ترور زودتر پایان بگیرد و می گویید که مخالف استفاده از خشونت هستید. همکاری آن دوره چند ماهه را چطور توجیه می کنید؟
"می گویند یک رأی بر آرای مردم غلبه کرد و آن هم رأی آقای رهبر بود که به آقای احمدی نژاد داده بود. آقای احمدی نژاد آدمی است که آقای خامنه ای برای خاطر او با همه در افتاد. در روز ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ به مردم ایران اعلان جنگ داد."
ابوالحسن بنی صدر
تاریخ باید آنطور که واقع شده نوشته شود. من تا وقتی که (پس از عزل) به مخفیگاه رفتم، هیچ گونه ارتباطی با سازمان مجاهدین خلق و هیچ سازمان سیاسی دیگری نداشتم. اصلا و ابدا رابطه نداشتم. اولین ارتباطی که با من گرفته شد، در مخفیگاه بود. در منزل شهید لقایی که عضو حزب ملت ایران بود و به همین دلیل که من در خانه او بودم، او را بعدا اعدام کردند. تازه من در آنجا به آنها (مجاهدین خلق) گفتم که شما به پنج سئوال اساسی جواب بدهید تا من فکر کنم و ببینم که آیا می شود برای مقاومت در برابر این کودتا با شما همکاری کرد یا خیر. آنها هم جواب دادند. این اول قضیه.
مسئله مهم و اساسی دیگر اینکه خشونت را مجاهدین خلق در ایران شروع نکردند. خشونت را آقای خمینی و دستیاران او شروع کردند. شما سخنرانی ایشان را در روز ۲۸ خرداد ۱۳۶۰ ملاحظه کنید، خیلی روشن و صریح دستور می دهد که بزنید. حتی این آقای موسوی تبریزی هم که بعد دادستان انقلاب شد، اعتراف کرد که خشونت را مجاهدین آغاز نکردند. البته او اخیرا این اعتراف را کرده است. تبلیغات رژیم وارونه حقیقت را می گوید. می گوید که اینها دست به خشونت زدند و اعلان قیام مسلحانه دادند. در غائله ۱۴ اسنفد (۱۳۵۹) هم بیانیه مجاهدین خلق را منتشر کردند. شما مراجعه کنید ببینید که آیا آنجا اعلان قیام مسلحانه کرده است؟ هرگز...
- ولی دوره ای که شما در خارج از ایران با مجاهدین همکاری می کردید...
داریم می رسیم، بگذارید آنچه اساسی است معلوم بشود. حتی دو حزب کومله و دموکرات هم به من مراجعه کردند و گفتند در صورتی که به ما تأمین داده شود اسلحه را زمین می گذاریم. به آقای خمینی کتبا نوشتم که اگر شما حاضرید به اینها تأمین واقعی بدهید –چون طبق قانون اساسی او می باید عفو می داد- اینها اسلحه را زمین می گذارند. اما حاضر نشد تأمین بدهد. چون ممکن نیست که استبداد بخواهد در کشوری برقرار بشود و قبول کند که خشونت را کنار بگذارد و حضور و وجود گروه های سیاسی را بپذیرد. طرفین موافقت کنند که خشونت را کنار بگذارند. آنها حاضر بودند، این آقا حاضر نبود. مجاهدین خلق به آقای خمینی نامه نوشتند؛ جواب داد که شما اول اسلحه را زمین بگذارید و بعد پیش من بیایید. کدام دیوانه ای در حالی که یک رژیمی هر روز در کوچه ها اعضایش را می کشد، حاضر می شود که اسلحه را زمین بگذارد و بعد برود به خدمت کسی که در واقع رئیس آنهایی است که اعضای او را می کشند؟
اما در مورد بعد از آن کودتا: توافق ما با آقای رجوی و بقیه گروه ها و اشخاصی که در عضو شورای ملی مقاومت بودند این بود که اگر بنا بشود مدار بسته به وجود بیاید و دو طرف خشونت را روش بکنند، مردم از صحنه بیرون می روند. مردم طرف ما را دارند و ما نباید کاری کنیم که مردم از صحنه خارج شوند. خشونت تا وقتی مجاز است که اعضای گروه های سیاسی مورد تجاوز مسلحانه قرار بگیرند، در آن صورت حق دارند از خود دفاع بکنند. در این دفاع هم نمی بایست مقابله با رژیم را به افراد عادی تبدیل کنند، مثلا پاسداران و افراد کمیته یا اشخاصی که طرفدار آقای خمینی و رژیم کودتا هستند.
"آنچه سی سال پیش در مجلس انجام دادند یک کودتا بود، نه یک کار قانونی. آقای هاشمی رفسنجانی در کتاب "عبور از بحران" به صراحت می نویسد که به دستور آقای خمینی این کار را کردند. آقای خمینی در قانون اساسی چه مقامی داشت که بتواند به مجلس دستور بدهد که رئیس جمهور را عزل کنید؟ چنین مقام و اختیاری نداشت و یکی از مهم ترین نقض قانون اساسی همین مورد بود"
ابوالحسن بنی صدر
یکی از موارد اختلافی که با آقای رجوی، زودتر از موارد دیگر پیش آمد این بود که او می گفت که همه باید بپذیرند که روش اصلی مبارزه مسلحانه است، ما می گفتیم که آقا توافق شد که این روش روش اصلی نیست و مدار را می بندد. اما آن گروه هم مثل آقای خمینی و حکومتش فکرشان این بود که اگر خشونت به روش اصلی تبدیل بشود، کسانی که عمل و روش سیاسی را در پیش می گیرند از صحنه خارج می شوند. اگر این مدار باز می شد هر دو حیات خود را در خطر می دیدند.
- مداری که شما توصیف کردید بسته ماند و بعضی از گروه های سیاسی از جمله مجاهدین مبارزه مسلحانه را ادامه دادند. تلقی شما از پیامدهای آن دوره و این روش چیست؟ فکر می کنید چه تأثیری بر وضعیت سیاسی و حکومت در ایران گذاشت؟
کسانی هستند که قدرت و زور را هدف و روش نمی کنند. آنها آزمایش و ابتلا را روش می کنند. کاری که ما با آقای خمینی و حزب جمهوری اسلامی و گرایش های استبدادطلب آن طرف کردیم و بعد هم با گروه آقای رجوی و دیگران، این طرف. به نظر من در این آزمایش جامعه ایرانی به یک امر مهم پی برد؛ این که چه سختی بر ما گذشت به جای خود، اما یک نتیجه بسیار روشن داشت و دارد و آن این است که در هر جامعه ای که یک گروه های سیاسی خشونت را روش می کنند، آن جامعه در واقع به آنها اجازه داده است که قدرت را بر او حاکم کنند.
اگر طرفی که روش خشونت آمیز در پیش می گیرد توانایی غلبه بر رژیم استبدادی حاکم را نداشته باشد، وسیله کار او می شود. همانطور که آقای رجوی و گروهش وسیله کار رژیم و توجیه خشونت بی حد و مرز آن شدند. در واقع یکی از توجیه کنندگان، آقای رجوی و گروه او هستند، هم به لحاظ غلط بودن روشی که در پیش گرفتند و هم به لحاظ نقض استقلال ایران و در آمدن به خدمت صدام و هم به لحاظ تجاوز به آزادی و حقوق انسان و ترور اخلاقی. از دید من ترور اخلاقی که این گروه می کرد و می کند، از آن تروری که موضوعش جان اشخاص است بسیار مهم تر است. قبل از آنکه تکلیف رژیم حاکم معلوم شود، تکلیف این آقایان معلوم شد. یعنی الآن جامعه ایرانی با این خطر روبرو نیست. چون آن مدار باز شده است و دیگر نیست. [این خطر وجود ندارد که] اگر رژیم آقای خمینی رفت، یکی بدتر از او و با همان روش جانشین آن بشود. چون او قبلا دستش رو شد و در آزمایش معلوم شد که نه استقلال برایش اهمیت دارد، نه آزادی، نه حقوق انسان و نه حقوق ملی. فقط قدرت برایش اهمیت دارد و برای به دست آوردن قدرت هم هر کاری حاضر است بکند.
چون یک چنین آزمایشی انجام گرفت، ما به آن کشور خدمت کردیم. خدمت بسیار مهمی هم کردیم و این مدار را برای همیشه باز کردیم. الآن در صحنه سیاسی ایران، تقابل میان کسانی است که از حاکمیت مردم یا ولایت جمهور مردم طرفداری می کنند با رژیم. گروه هایی که دنبال قدرت بودند و هستند ضعیف و ناتوان شدند و معلوم است که سرنوشت ایران دموکراسی است.
- به وضعیت امروز ایران اشاره کردید. این روزها ماجرای مطرح شدن عدم کفایت سیاسی شما در مجلس سی سال پیش علاوه بر اینکه سی امین سالگردش است به یک دلیل دیگری هم زیاد مورد اشاره قرار می گیرد و آن تشبیهی است که با وضعیت فعلی آقای احمدی نژاد می شود، فارغ از اینکه بخواهیم اشخاص را با هم مقایسه کنیم، احتمالا نه شما و نه آقای احمدی نژاد از اینکه با دیگری مقایسه بشوید خوشحال نخواهید شد. ولی از نظر ساخت سیاسی و از نظر اینکه تلقی این است که علت بسیج حکومت علیه آقای احمدی نژاد این است که او به اندازه کافی از رهبری حرف شنوی ندارد، شما این مقایسه را چطور ارزیابی می کنید؟ چه شباهت هایی می بینید بین وضعیت امروز ایران و وضعیت سی سال پیش؟
محمد علی رجایی و ابوالحسن بنی صدر
تحمیل محمدعلی رجایی به عنوان نخست‌وزیر به آقای بنی‌صدر از جمله مهم‌ترین موارد اختلاف او با آیت‌الله خمینی و اعضای حزب جمهوری اسلامی بود که اکثریت مجلس را در اختیار داشتند
آنچه سی سال پیش در مجلس انجام دادند یک کودتا بود، نه یک کار قانونی. اولا آقای هاشمی رفسنجانی در کتاب "عبور از بحران" به صراحت می نویسد که به دستور آقای خمینی این کار را کردند. آقای خمینی در قانون اساسی چه مقامی داشت که بتواند به مجلس دستور بدهد که رئیس جمهور را عزل کنید؟ چنین مقام و اختیاری نداشت و یکی از مهم ترین نقض قانون اساسی همین مورد بود.
دوم اینکه این "بی کفایتی" رئیس جمهور چی بود؟ در چه کاری بی کفایتی نشان داده است؟ بنا بر آنچه آقای خامنه ای، همین بزرگوار در آن مجلس گفت و دیگران هم به آن تأسی کردند، مخالفت من بوده است با ولایت فقیه. مخالفت با ولایت فقیه دو وجه دارد، یکی وجه نظری است، یکی وجه عملی است. از لحاظ عملی فقیه در قانون اساسی ولایتی نداشت، نصب چند مقام بود که انجام داده بود. در امور دیگر هم نباید دخالت می کرد، که می کرد! مخالفت من با مداخلاتی بود که آقای خمینی بر خلاف قانون اساسی می کرد. مثلا در انتخابات مجلس، من ۱۰ هیأت، هر کدام به ریاست یک قاضی دیوان کشور را ناظر تعیین کردم برای انتخابات ایران. اینها گزارش دادند که اغلب این انتخابات تقلبی بوده است. خب این آقا گفت که نخیر! با همین انتخابات مجلس را افتتاح کنید. گفتم آقا این انتخابات تقلبی است، صحیح نیست که اولین مجلس ایران [بعد از انقلاب] مجلسی باشد که بیشتر نمایندگانش تقلبی اند. تازه در سراسر کشور مردم به قدری ناراضی بودند که بیشتر از ۶ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر در انتخابات مجلس شرکت نکردند. گفت مردم رأی ندارند، ما محض خاطر دنیا می گوییم انتخابات، وگرنه من تصویب کنم کافی است.
موارد دیگر هم که شما سراغ کنید، از مداخله ایشان در نصب نخست وزیر که برخلاف قانون اساسی بود تا [برخورد با] سازمان های سیاسی که باز بر خلاف قانون اساسی بود. مخالفت من با ولایت فقیه یعنی مخالفت با این کارهای آقای خمینی، که بلی! این بود.
اما حالا این وضعیت نیست. مسئله بسیار تازگی دارد و اهمیت خاص خودش را دارد. دعوای آقای احمدی نژاد و آقای خامنه ای، اعلان ورشکست ولایت فقیه است. به نظر من کودتای خرداد ۱۳۶۰ آغاز استبداد فقیه بود، و دعوای امروز در واقع شروع پایان آن است. به این دلیل که می گویند یک رأی بر آرای مردم غلبه کرد و آن هم رأی آقای رهبر بود که به آقای احمدی نژاد داده بود. آقای احمدی نژاد آدمی است که آقای خامنه ای برای خاطر او با همه در افتاد. در روز ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ به مردم ایران اعلان جنگ داد. همانجا گفت که افکارش با این آقا نزدیک تر است تا با دوست ۵۰ ساله اش، آقای هاشمی رفسنجانی. گفت و گفت و کرد و کرد تا او را رئیس جمهور کرد. در دور اول هم باز آقای خامنه ای آقای احمدی نژاد را به ایران تحمیل کرده بود. حالا با این دست نشانده خود که گویا افکارشان هم به هم نزدیک است سازگاری نمی کند. در طول این سی سال یک طرف ولی فقیه است، یک طرف رئیس جمهورهایی است که از یک قماش نیستند.
سی سال پیش تقابل میان حاکمیت مردم بوده و ولایت فقیه، حالا این تقابل یک بن بستی را بیان می کند. آن بن بست این است: این آقای رئیس جمهور از حاکمیت مردم نمایندگی نمی کند، ولی محل عمل او به عنوان رئیس جمهور، محل عمل حاکمیت مردم است. او انتخاب این مردم نیست، اما در جایی قرار گرفته است که باید به این مردم پاسخگو باشد و امور مردم را تصدی بکند. حالا با ولایت فقیه مقابل شده است.
"من مخالف ولایت فقیه بودم؟ سلمنا! خود آقای خامنه ای چی بود؟ آقای هاشمی رفسنجانی چی بود؟ آقای خاتمی چی بود؟ حالا آقای احمدی نژاد چیست؟"
ابوالحسن بنی صدر
پس در این سی سال یک طرف ولی فقیه است و اعمال قدرت، آنطور که آقای خامنه ای می گوید حکومت یک سر، یک طرف رؤسای جمهور هستند. من مخالف ولایت فقیه بودم؟ سلمنا! خود آقای خامنه ای چی بود؟ آقای هاشمی رفسنجانی چی بود؟ آقای خاتمی چی بود؟ حالا آقای احمدی نژاد چیست؟
نمی شود که یک طرف ولایت مطلقه باشد به معنای قدرت مطلق، یک طرف دیگر بخواهد از جامعه نمایندگی کند –چه به حق چه به ناحق- و این تقابل تا امروز تقابل پیدا کرده باشد. معنایش این است که طرفی که طرف اصلی دعواست و بطور مداوم هم طرف دعواست، عیب آنجاست. گیر قضیه آنجاست. حتی به دست نشانده خود هم رحم نمی کند؛ او هم مجاز نیست که وزیر خود را انتخاب بکند. پس این کشور تا وقتی که ولایت مطلقه هست، اداره بشو نیست. معنای دعوا این است.
پیش بینی شما از آینده این دعوا چیست؟
بر اساس اطلاعاتی که از داخل به من رسیده و دیدم که بعضی از اعضای همین مجلس کنونی هم همین مطلب را گفته اند، آقای خامنه ای می خواهد که آقای احمدی نژاد تا آخر دوره به کارش ادامه بدهد، به شرط اینکه در خط عمل کند. اگر این کار را کرد، یعنی سرش را پائین انداخت و هرگز بالا نگرفت تا روز آخر دوره اش، خب می ماند. اگر نه، نه! چون اطلاعات دیگری می گوید که در مجلس مقدمات استیضاح فراهم شده است و آن را به صورت شمشیر داموکلس بر سر این آقا نگاه داشته اند که اگر خواست از خط خارج بشود، آن را طرح کنند. دیگر بستگی به نحوه عمل آقای احمدی نژاد دارد. امام جمعه کاشان هم گفت که آقای خامنه ای گفته است که پرهای آقای احمدی نژاد را قیچی کنند، خودش بماند تا آخر دوره. در عمل هم همین کار را دارند می کنند. اخیرا هم گفتند که چهار نفر دیگر را هم از دفتر ایشان گرفته اند. به این ترتیب آقای احمدی نژاد یا باید به عنوان ریاست جمهوری بی اختیار بسنده کند، یا در معرض استیضاح و عدم کفایت قرار می گیرد.
شما ربطی بین وضعیت اقتصادی ایران و اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها با این اختلافات می بینید؟
قطعا! قطعا! برای اینکه در ایران ۸۰ درصد اقتصاد، بلکه بیشتر دست دولت است و تازه سپاه هم آمده قوز بالا قوز شده و قسمت های مهمی از این اقتصاد را تصرف کرده است. اقتصاد جورش با اقتصاد تولیدمحور جور نیست، چون اگر اقتصاد تولیدمحور باشد، یعنی مردم تولید بکنند و بودجه از تولید داخلی تدارک بشود، اختیار دولت به دست ملت می افتد. در حال حاضر وارونه است. در حکومت آقای احمدی نژاد این اقتصاد مصرف محور خیلی سرعت گرفته است. یک مزاحمت جدی با تولید داخلی و اقتصاد تولید محور به وجود آمده است. نتیجه این است که کشور از لحاظ امکانات کار و میزان واقعی درآمد فقیر شده است. حالا دستگاه آقای خامنه ای، می خواهد این را به گردن آقای احمدی نژاد و دولت او بیندازد، ولی در واقع آقای احمدی نژاد آلت فعلی بیش نبوده است در اجرای این اقتصاد. چندین بار هم اقتصاددانان ایران هشدار دادند اما آنها را تهدید کردند و ساکتشان کردند. مثلا یکی از آنها که تازگی حکم یک سال زندان هم گرفته است، آقای رئیس دانا.

پارسه (تخت جمشید) در چهار دوره

۱۳۹۰ خرداد ۲۹, یکشنبه

HAPPY FATHERS DAY / روز" پدر" مبارک

تقسیم قطب شمال


هرکه بفکر جیب است و آتیه انسان بر روی کره خاکی پریش است!! 
افشاگری ویکی‌لیکس در مورد برنامه‌های تقسیم قطب شمال
میریون جونز و سوزان واتس

پیام های محرمانه سفارت آمریکا که توسط ویکی لیکس منتشر شده حاکی از مسابقه کشورهای ذینفع برای دستیابی به منابع نفت و گاز – و حتی یاقوت- قطب شمال است که با آب شدن یخ ها قابل دسترسی شده اند.
این پیام ها نشان می دهد که دولت های سهیم در منطقه شمالی، از جمله آمریکا و روسیه، تلاش دارند تا سهم خود را از این منطقه بگیرند.
کاهش شدید حجم یخ های قطب شمال، دلیل اصلی بوجود آمدن فرصت برای بهره برداری از این منابع است.
برآوردهای زمین شناسی که توسط آمریکا انجام شده است میزان ذخایر نفتی موجود در گرینلند را برابر دریای شمال تخمین می زند.
سایت افشاگر ویکی لیکس این اسناد و مدارک را چندی پیش، زمانی منتشر کرد که وزرای خارجه هشت کشور شورای قطب شمال، شامل آمریکا، روسیه، کانادا، دانمارک، نروژ، فنلاند، سوئد و ایسنلد در منطقه نوک گرینلند گردآمده بودند تا پیمانی برای عملیات امداد و نجات بین المللی در نواحی قطبی منعقد و در مورد مسائل آینده منطقه بحث کنند.

گرینلد دارای منابع معدنی از جمله آلومینیوم و یاقوت هست
بر اساس مدارک منتشر شده، پر استیگ مولر، وزیر خارجه دانمارک به شوخی به آمریکایی ها گفت: "اگر شما پایتان را بیرون بکشید، سهم بیشتری برای بقیه می ماند."
گرینلند منطقه خود مختاری از دانمارک است که دولتی با اختیارات محدود دارد. با این وجود بر اساس مدارک منتشر شده، آمریکایی ها معتقدند که" گرینلند در مسیر استقلال است" و این برای شرکت های نفت و گاز آمریکایی فرصتی منحصر به فرد است تا برای خود جای پایی درست کنند.
جیمز پی کین، سفیر وقت آمریکا در دانمارک، در این پیام ها گفته بود که مقامات گرینلد را با سرمایه گذاران نیویورکی آشنا کرده "تا به گرینلندی ها در تامین سرمایه مطمئن مورد نیاز برای بهره برداری از این منابع کمک کند."
دعاوی ارضی
از سال ۲۰۰۷ که آرتور چیلینگاروف، که در مورد قطب تحقیق می کند، یک پرچم روسیه را با استفاده از زیر دریایی در بستر دریا و زیر قطب شمال به اهتزاز درآورد، بحث مالکیت قطب شمال شدت گرفت.
پیام هایی که از سفارت آمریکا مخابره شده نشان می دهد که بنا به اظهارات یک مقام ارشد روس، کرملین این حرکت را با هدف و برنامه انجام داده و "چیلینگاروف مطابق دستورات حزب حاکم روسیه متحد عمل کرده است."
براساس این مدارک، دیمیتری راگوزین، نماینده روسیه در ناتو گفته است: "قرن ۲۱ شاهد جنگ بر سر منابع خواهد بود و روسیه نمی تواند بازنده این جنگ باشد."
این مدارک همچنین نگرانی آمریکا را از ادعاهای مالکیت کانادا بر آبراه شمال غرب و "منابع بستر دریا که تا نزدیکی فلات قاره کشیده شده اند" نشان می دهد.

یخ های قطبی با سرعتی بیش از آنچه انتظار می‌رود، در حال آب شدن هستند
این اسناد نشان می دهد که سفارت آمریکا در اتاوا در سال ۲۰۰۸ از واشنگتن خواسته بود تا ابلاغ بخشنامه جدید رئیس جمهور را که طبق آن "ایالات متحده را موظف می کرد تا حضور ملی پررنگ تر و فعال تری برای حفظ منافعش در مناطق قطبی داشته باشد" به تاخیر اندازد.
مقامات رسمی معتقد بودند در صورت ابلاغ این بخشنامه قبل از انتخابات فدرال در کانادا، موضوع مناطق قطبی به مساله ای انتخاباتی تبدیل خواهد شد و "بر روابط آمریکا و کانادا اثر منفی خواهد داشت." ابلاغ این بخشنامه تا پایان انتخابات کانادا به تعویق افتاد.
افزایش تنش ها
پیام های مخابره شده از سفارت آمریکا نشان می دهد که استفان هارپر، نخست وزیر کانادا از ناتو خواسته بود همانطور که او با روسیه توافق کرده است، از دخالت در نواحی قطب شمال خودداری کند.

در سال ۲۰۰۷ پرچم روسیه در بستر دریا و زیر قطب شمال به اهتزاز درآمد
گفته می شود که او مدعی شده بود که برخی کشورهای اروپایی که سهمی از قطب شمال ندارند قصد دارند از حضور ناتو برای "افزایش نفوذ در منطقه ای که به آن ها تعلق ندارد" استفاده کنند.
تام برک، مشاور امور تغییرات آب و هوا در شرکت معدنی ریو و وزارت خارجه بریتانیا، به برنامه نیوز نایت گفته است: "تنش های سیاسی در حال افزایش هستند چون یخ ها با سرعتی بیش از آنچه انتظار می رفت آب می شوند و هرکسی که فکر می کند می تواند به این منابع دست یابد، در این منطقه سهم خواهی می کند."
پروفسور پیتر ودمز، از دانشگاه کمبریج سفرهای متعددی را از دهه ۱۹۷۰ برای اندازه گیری ضخامت یخ های قطب شمال، با استفاده از زیر دریایی های اتمی نیروی دریایی بریتانیا به این منطقه انجام داده است.
او به برنامه نیوز نایت گفت: "کار از کار گذشته است" چون لایه یخی نازک شده و مساحت آن هم کم شده است.
سیستم PIOMAS که حجم یخ های قطبی را اندازه گیری می کند، نشان می دهد که در سپتامبر گذشته حجم این یخ ها معادل یک چهارم حجم آن در سال ۱۹۷۹ بوده است.
پروفسور ودمز در تابستان گفت: "به سادگی می توان تصور کرد که ظرف یکی دو سال اثری از یخ در قطب شمال باقی نماند."
مسیر جدید دریایی
یکی از پیش قراولان هجوم نفتی به قطب شمال، شرکت نفتی بریتانیایی کیرن انرژی است. سایمون تامسون، مدیر بازرگانی این شرکت به برنامه نیوز نایت گفت:"ما در این زمینه پیشتازیم."
آقای تامسون می گوید "کیرن انرژی" در گرینلند از همه جلوتر است. اما او می داند که شرکت های نفتی بزرگ همگی گوش به زنگ هستند و ادامه می دهد: "همه ما را زیر نظر دارند و منتظرند ببینند ما چه پیدا می کنیم."
او اضافه می کند با وجود اینکه "کار پرمنفعتی خواهد بود"، اما اگر حادثه نشت نفت بزرگی اتفاق بیافتد تمام پروژه استخراج نفت در قطب را تحت تاثیر قرار خواهد داد؛ "به همین دلیل دقیقا باید بدانیم که چه می کنیم و تمام جوانب ایمنی را در نظر بگیریم."

فعالان محیط زیست نسبت به عملیات اکتشاف نفت در قطب شمال انتقادات زیادی دارند
با این وجود، فعالان محیط زیست از همین حالا نسبت به عملیات اکتشاف نفت در قطب شمال انتقادات زیادی دارند و اعضای صلح سبز هم با سوار شدن روی یکی از سکوهای حفاری شرکت کیرن انرژی، که به سمت گرینلند در حرکت بوده، اعتراض خود را نشان داده اند.
بن آیلیف، یکی از فعالان صلح سبز از روی عرشه اسپرانزا، کشتی این گروه، به برنامه نیوز نایت گفت: "شرکت های نفتی مانند کیرن، به جای آنکه به آب شدن یخ های قطبی به عنوان انگیزه‌ای برای کار روی مساله تغییرات آب و هوا نگاه کنند، دوباره می خواهند سراغ همان سوخت های فسیلی بروند که عامل اصلی ذوب شدن این یخ ها هستند."
برخی صاحب نظران معتقدند آنچه در قطب اتفاق می افتد مانند هجوم اروپائی ها به آفریقا در قرن ۱۹ برای تصاحب منابع است.
اما این تنها یک مسابقه برای تصاحب نفت و گاز نیست. روسیه امیدوار است که آب شدن این یخ ها مسیر دریایی جدیدی را باز کند که به کشتی های کشورهای اروپای شمالی امکان سفر سریعتر به خاور دور را بدهد که زمان آن در مقایسه با سفر از طریق کانال سوئز یک سوم کوتاهتر است.
محل های صیادی جدیدی هم در حال شکل گیری هستند و ضمنا گرینلد دارای منابع معدنی از جمله آلومینیوم و یاقوت نیز هست.

در جواب به الماس فریب سردار مدحی

پدال آسید علی رهبور مسلمین جهان وتوابع



پدال آقا
استالین در اواخر عمرش از ترس ترور  توسط نزدیکترین  آدم ها دستور داده بود در  هر یکمتر به یکمتر درون کاخش و در دو طرف راهروها میله هایی  کار بگذارند که در انتهای ان ها کلید بزرگی بود که تا او به آن ها فشار می اورد  به آنی در پشت سر و یا روبرویش ، یک دیوار ضد گلوله از زمین بالا می آمد و او در پشت ان پنهان میشد حالا ببینید این کلید را زیر پای آقا
 
پدال آقا
 
وقتی در صفحه ی فيس بوک دوست ارجمندی - که اسم او را نمی برم تا خدای نکرده بلايی بر سرش نياورند- تصوير "آقا" را با پدال زير پايش ديدم، به خودم گفتم: "نه بابا، اين عکس واقعی نيست!" ولی وقتی ديدم منبع عکس، سايت "ليدر ايران" و خبرگزاری "مهر" است شک ام تبديل به شگفتی شد. دوست خبرنگارم اين پدال را پدال تکبير ناميده است. يعنی وقتی آقا در اثنای صحبت هايش به نقطه ی اوج رسيد و تکبير لازم آمد، پدال را فشار می دهد و سربازان جان بر کف ولايت، الله کبر می گويند. بسيار پيش آمده که آقا وسط نطق بوده و يک نفر مثل خروس بی محل قوقولی قو کرده و تکبير فرستاده و تمرکز ايشان را در هم ريخته و ايشان به جای "آوَرين، آوَرين"[آفرين، آفرين]، دست اش را به علامت ساکت! تکان داده و دلخور شده است. بر اين اساس بعيد نيست که اين پدال، پدال تکبير باشد.
ولی با در نظر گرفتن تصوير نورافشانی ايشان در داخل اتومبيل، اين حدس تقويت می شود که پدال مزبور، نوعی "ديمر" باشد که ميزان نورافشانی به سمت ايشان را کم و زياد می کند و مانع آزردگی چشم مبارک می گردد. بعد از رخداد "احمدی نژاد- صالحی- مشائی – آقا"، يا به طور خلاصه "مشائی گيت"، جنگ امروز، نه جنگ سخت و نه جنگ نرم، بل که جنگ هاله های نور است، يعنی اگر احمدی نژاد دارای هاله ی نور است، آقا هم بايد هاله ای هم اندازه ی او و بل که پر نورتر از او داشته باشد که حرف اش در ميان مسلمين جهان شنيده شود. حالا اين پدال ممکن است در اثنای ارشاد جهانيان، نور هاله را کم و زياد کند و مانع کاهشِ بينايیِ صاحبِ نور در اثر تشعشع بيش از حد شود و خداوند بر حقايق عالِم است

۱۳۹۰ خرداد ۲۸, شنبه

پادشاه مراكش قدرت را به پارلمان واگذار كرد


یک هیات تعیین شده از سوی پادشاه مراکش، طرح اصلاحات را تدوین کرده است.
یک هیات تعیین شده از سوی پادشاه مراکش، طرح اصلاحات را تدوین کرده است.

محمد ششم، پادشاه مراکش، طی نطقی طرح خود برای اصلاح قانون اساسی این کشور و ارائه آزادی بیشتر به مردم را اعلام کرده و از آنها خواسته است که از این برنامه اصلاحات حمایت کنند.

پادشاه مراکش می گوید که این طرح ایجاد نهادهای دموکراتیک، حفظ حقوق اساسی و تضمین آزادی بیان شهروندان را در پی خواهد داشت.
مراکش یکی از کشورهای عرب است که شاهد تظاهرات دموکراسی خواهان بوده است.
طرح پادشاه مراکش روز یکم ژوئیه امسال به رفراندوم گذاشته خواهد شد. تظاهرات مردم در ماه فوریه امسال سبب شد که محمد ششم در ماه مارس وعده اصلاحات جامع بدهد.
محمد ششم جمعه در نطقی که از تلویزیون دولتی مراکش پخش شد گفت بر اساس این طرح، قدرت پادشاه "تا حد امکان" کاهش خواهد یافت.
به گفته وی، بر اساس طرح مذکور نخست وزیر از اختیارات بیشتر از جمله حق انتصاب مقام های دولتی و منحل کردن پارلمان برخوردار خواهد شد.
با این وجود، شاه مراکش فرمانده کل نیروهای مسلح باقی خواهد ماند و کنترل نیروهای امنیتی را در دست خواهد داشت.
در طرح اصلاحات ارائه شده، پادشاه به طور رسمی بالاترین مقام دینی مراکش اعلام شده است. محمد ششم تاکید کرد: "فرمول جدید سعی نمی کند که به شخص شاه جنبه دینی بدهد بلکه بر مسوولیت های سیاسی تاکید دارد."
همچنین، زبان مردم بربر به عنوان زبان رسمی کشور به رسمیت شناخته خواهد شد. در حال حاضر، عربی تنها زبان رسمی در مراکش است.
این در حالیست که تجمعات اعتراض آمیز در مراکش همچنان ادامه داشته است. مخالفان می گویند که خاندان سلطنتی مراکش بارها وعده اصلاحات داده اما به آن عمل نکرده است.
یک هیات تعیین شده از سوی پادشاه مراکش، طرح اصلاحات را تدوین کرده است.
سال گذشته، بوش و رهبران ۸ کشور صنعتی جهان مغرب را کشوری در راه دمکراسی توصیف نمودند. ماه جاری نیز در گزارش امور اقلیت‌های دینی صادره از وزارتخارجه آمریکا و همچنین در گزارش اقتصادی مجله اکونومیست در خصوص پایتخت‌های جهان، جایگاه مغرب ارتقاء و موقعیت ممتازتری پیدا کرده‌است. اخیرا نیز واحد اطلاعاتی نشریه اکونومیست، سطح آزادی سیاسی و مدنی در بیست کشورخاورمیانه را بر اساس پانزده شاخص رده بندی کرده‌است که مغرب در راس آن قرار دارد.
در دوره ملک محمد ششم مراکش به عنوان سومین دمکراسی در خاورمیانه و آفریقا مورد تمجید رسانه‌های غربی قرار گرفته است .

Amir Kabir Nasser Malek motii -0001.mpg

روازاده: استکبار با اتل، متل، توتوله به جنگ اسلام رفته

۱۳۹۰ خرداد ۲۶, پنجشنبه

دیو مقدس (زندگی نامه روح اله خمینی) تحقیق از برزین بردیا بخش هشتم



هموطنان درود بر شما
 در سال 1333 بدستور شاه در محوطه دانشگاه مسجدی بنا میگردد که بعدا پایگاه شورش میشود واولین عکسها وشعار مرگ بر شاه بر دیوارهای همین مسجد آویزان گردید. عبدالناصر همچنان هوای روح اله را دارد وفرستنده رادیوئی فارسی زبان قاهره علیه شاه سخن پراکنی میکند . با تبانی عبدالناصر وسازمان فدانیان اسلام تعدادی حزب الهی در تاریخ 20 آذر 1333 سفارت ایران دردمشق را اشغال میکنند وخواهان دموکراسی !!!!!!!!!از نوع اسلامی آن یعنی ولایت فقیه میشوند که با دخالت پلیس غائله پایان میگیرد ولی سر بزرگ زیر لحاف است. دسیسه پشت دسیسه پیاده میشود واینک خارج از کشور محل تاخت وتاز روح اله وهمپالگی هایش قرار گرفته رادیو قاهره اخوان المسلمین وسازمان فدائیان اسلام ترتیب تظاهرات ضد آمریکائی وضد اسرائیلی را در سوریه میدهند که با اعتراض شدید دولت ایران مواجه شود .سال 1334 با جبهه گیری روحانیون به سرکردگی روح اله وشیخ محمود حلبی علیه بهائیها آغاز میشود . درماه رمضان همین سال محمد عقی فلسفی آخوند ساواکی درمسجد سلطانی به منبر میرود وبه شاه هشدار میدهد که جلوی فتنه انگیزی این فرقه بهائی را بگیرد. درتمام شهرها آخوندها به منبر رفته وعلیه بهائی ها داد سخن میدهند . کار بیخ پیدا میکند مردم درخیابان های تهران راه میافتند وگروه کثیری بسمت حضیره القدس که مرکز بهائی های تهران بود آنهم با نیت تخریب ونابودی اعضای آن براه میافتند که  شاه به سرتیپ تیمور بختیار فرماندار نظامی سرلشگر باتمانقلیچ رئیس ستاد ارتش فرمان میدهد تا آنها به اتفاق شش کامیون سرباز مسلح حضیرالقدس را اشغال وتخریب نمایند.
البته درشیراز کا ر باتخریب خانه سید علیمحمد باب آغاز میشود ودامنه شورش بزودی شهر را فرا میگیرد  که بااعمال حکومت نظامی غائله را میخوابانند . آیت اله بروجردی از نجف تلگرافی به محمد تقی فلسفی فرستاده از او تشکر میکند .ازاینطرف هم آیت اله سید محمد بهبهانی حضور شاه رسیده از اقدام وتخریب حضیره القدس سپاسگزاری میکند : در مملکت اسلامی امام زمانی شیعه عثنی عشری چطور دولت اجازه میدهد تا عده ای مشرک وخدا نشناس !!فرقه ظاله بهائیت را ایجاد کنند. این مملکت همه اش اسلامی است وهیچ کس حق ندارد تابع مذهب دیگری باشد !! و شاهنشاه اسلام پناه نیز ایشان را مورد تفقد قرار داده وبه ایشان فرمودند خاطر جمع باشند کاری میکنیم تا همواره حضرت مهدی از ما راضی باشند.
مبارزه با بهائیان خون تازه ای در رگ مبارزاتی روح اله جاری ساخت وبار دیگر در 19 اردیبهشت 1334 روح اله با جمعی از روحانیون از شاه مصرا خواست تا او درقلع وقمع بهائیان تا انهدام کامل بکوشد . آبان 1334 نیز کارنامه فعالیت سازمان فدائیان اسلام انعکاس از ترور وتخریب دارد .در23 آبان همین سال سید مصطفی پسر آیت اله کاشانی که با مرام دودوزه بازی کردن پدرش مخالف بود بطرز مشکوکی میمیرد درمراسم ختم او در مسجد سلطانی (امام خمینی فعلی) حسین علا نخست وزیر حضور بهم میرساند .دراین وقت مظفر علی ذوالقدر از شاخه فدائیان اسلام خودش را به حسین علا  درشبستان مسجد رسانده واز فاصله نزدیک به اوشلیک میکند گلوله در هفت تیر گیر کردهوخارج نمیشود مظفر که میبیند گلوله خارج نشد با اسله بطرف حسین علا حمله کرده و ویرا مجروح از ناحیه سر وصورت مجروح میکند وی دستگیر میشود دولت کمی بهوش میاید وموج بگیر بگیر شروع میشود واولین کسیکه از سازمان فدائیان اسلام دستگیر میشود عبدالحسین واحدی فر معاون سازمان است که اورا دراهواز میگیرند . درآذر ماه همین سال سید مجتبی نواب صفوی به اتفاق دوتن از اعضای سازمان دستگیر میشوند متعاقب آن خلیل طهمایبی نیز دستگیر میشود دراین زمان هیچ اعتراضی از جانب روح اله بعمل نمیآید .او به سوراخی درقم رفته وپنهان میشود .
درجلسه دیدار سرتیپ تیمور بختیار وعبدالحسین واحدی فر معاون سازمان فدائیان اسلام واحدی فر به تیمور بختیار میگوید اگر یک مو از سر نواب کم شود تمامی شما ها را میکشیم وتیمور بختیار که تمایل به القاب اسلام پناه ونظایر آن ندارد اسلحه اش را میکشد وبه واحدی فر میگوید خفه شو بی پدر و مادر فکر کردی تحت نام خدا ومذهب هر جنایتی را میتوانی انجام بدهی وهیچ کس مانع تو نشود ؟واحدی که قبلادیده بود دوستانش رجل مملکت را ترور کرده اند وآب از آب تکان نخورده بود این بار نیز با خاطر جمعی که رئیس مملکت پشتیبان جنایتهای آنان است بنای فحاشی را میگذارد وتیمور بختیار با شلیک پنج گلوله این عضو حطرناک ومنفور را بدرک میفرستد.
در 27 دیماه 1334 نواب صفوی /خلیل طهماسبی /مظفر ذوالقدرو سید محمد واحدی فر درلشگر دوزرهی تیر باران میشوند.
کاری که چندین سال پیش ودر ابتدای تاسیس سازمان فدائیان اسلام میبایستی صورت بگیرد. با اعدام افرادمذکور بازهیچگونه واکنشی از طرف روح اله دیده نمیشود . درتاربخ 27 بهمن 1334 ابوالقاسم کاشانی بجرم دادن دستور قتل رزم آرا دستگیر وبزندان لشگر دو زرهی انتقال میابد و
با دستگیری کاشانی مهره اصلی فدائیان اسلام اگر روح اله بازهم سکوت میکرد آبروئی برایش باقی نمیماند ازینرو بادیدن سید محمد بهبهانی که مورد توجه شاه بود فعالیت برای آزادی کاشانی را شروع کرد .دولت کاشانی را محدود وخانه نشین کرد وازین شیخ نا بکار تا هنگام مرگش که در22 اسفند 1340 دیگر اقدامی حاد نمی بینیم . درتاریخ اشاره به 80 سال زندگی پر از نکبت ومملو از خیانت سیدی بسته میشود که بعد ها درزمان خمینی اورا بعنوان اسطوره مقاومت !! یاد میکند . گفتیم که درسال های اول دهه 1330 ساواک قدرتمند بود ولی هرچه بسالهای آخر این دهه نزدیک میشویم بنا به دعلل که درزیر برخواهیم شمرد از قدرت ساواک کاسته میشود تا جائی که درساه1339 و1340 ترس سازمانها وگروهها ی سیاسی محفی ریخته وآنها باردیگر راه مبارزه علنی با رژیم شاه رازاسر میگیرند .دراین میان روح اله خودش را آماده میکند تا بر گرفتن بهانه ای الم شنگه برپا کند .وظیفه اصلی ساواک که عهده دار امنیت کشور واداره کننده اطلاعات آن ومراقبت از مصالح مملکت بود به رده های دوم وسوم نزول پیدا کرده وساواک به ترخیص کالا از گمرکات وخرید وفروش سهام کارخانجات وساختن شهرک وقاچاق مواد مخدر اشتغال میابد . ساواک بخواب رفته بود وجوانان فوج فوج به اسلام عزیز گرایش پیدا میکردند واز کمونیست فاصله میگرفتند .شروع سال 1340 مصادف با فوت بروجردی است روح اله حالا یکه تاز میدان مذهبی سیاسی ایران شده بود .علیرغم آنکه مقام رهبری متوجه آیت اله حکیم است . ساختن فیلم محمد رسول اله توسط مصطفی آکاد کاردگردان هالیود بهانه بدست روح اله میدهد واوهیاهو راه میاندازد که مقدسات ما لگد مال شده حیثیت اسلام ببازی گرفته شده نا مسلمانان ارتیت چطور میتوانند نقش بزرگان اسلام را بازی کنند ؟ خدا به ملل مسلمان رحم کند اگر این فیلم بنمایش درآید.
این بار برخلاف انتظار دولت موضع قاطعی درمقابل اوگرفته ومیگوید ساختن فیلم هیچ ارتباطی به ما ندارد.جائیکه علمای تسنن با آن مخالفت ندارند وفیلم نامه را دانشگاه الازهر مصر مرور کرده وتنها شرط آنهم اینست که نقش محمد وعلی را بازی کسی بازی نکند وهرویت که خواستند محمد را نشان بدهند شتری را نشان دهند وهرموقع نوبت به علی رسید سمبل رحم وشفقت اورا یعنی ذوالفقارش را نشان دهند((یعنی محمد شتر بوده وعلی قاتل))بنابراین دولت ایران نه سر پیاز است ونه ته پیاز ما که کاسه از آش داغتر نیستیم ودایه مهربانتر از مادر و دیدیم که فیلم محمد ساخته شد ودرایران هم بکرات بنمایش درآمد .روح اله که از بابت فلم محمد کاری پب=یش نمیبرد منتظر بهانه دیگری است که آنهم دست میدهد دولت بنا به ضرورت ونیاز اهالی قم تصمیم به تاسیس سینما درقم میگیرد .روح اله باز آتش بیار معرکه شدهوطوماری با امضاصدها نفر طلبه مبنی براین که تاسیس سینما درقم مصادف با اشاعه فحضا وفساد است وسینما اسلام را ریشه کن میکند وتقدس شهر قم را میگیرد تنظیم وطومار را به رئیس شهربانی قم میدهد وازاو میخواهد تا از لکه دارشدن !!! شهر قم خوداری کند.هیاهوی روح اله بجائی نمیرسد ودولت با سرمایه خصوصی یکی از اهالی قم سینما دروازه طلائی را میسازد واین سینما پیش از انقلاب توسط طلبه های فیضیه بآتش کشیده شد.

بقیه را دربخش نهم عرض خواهم کرد

تا درودی دیگر بدرود