۱۳۹۰ خرداد ۱۹, پنجشنبه

اسلام ناب پورنوگرافی سید ابراهیم نبوی



من با این مردک " نبوی " رابطه ای ندارم واز او فقط بخاطر طنز هایش بدم نمی آید که در ضمن انتقاد از خودش هم هست!!
اگر وقت زیادی دارید بخوانید!


من تا بیست سال قبل فکر می کردم اسلام ناب محمدی یک چیزی است
شبیه حرفهای دکتر شریعتی و کارهای ابوذرغفاری و دیدگاههای طالقانی، تا اینکه فهمیدم که اینها همه شان به گفته طرفداران اسلام ناب محمدی از همه منحرف تر اند.
بعدا به این فکر افتادم که شاید این اسلام ناب محمدی که آقای خمینی گفته بود، همان کارهایی بود که خودش در هشت سالی که او رهبر بود و از بازرگان تا موسوی نخست وزیر بودند و هاشمی رئیس مجلس بود و خامنه ای رئیس جمهور بود، انجام می داد و مسلمانان ناب محمدی هم کسانی بودند که آیت الله خمینی آنها را این طرف و آن طرف منصوب می کرد یا از آنها حمایت می کرد، خدا را شکر اصلاحات شد و جنبش سبز رخ داد و تازه ما فهمیدیم که نخست وزیر اولی مرتد بود و رئیس مجلس دزد بود و نخست وزیر مورد اعتماد خمینی جاسوس بود و قائم مقامش هم شیخ ساده لوح، و تازه بعد از آن فهمیدیم که نه تنها پسرش احمد آقا مساله دار بود و نمی دانم کار واجبی کرد، چیز واجبی خورد، چیز واجبی مالید به جایی که بالاخره مرحوم شد. و بعد از آن هم فهمیدیم آن پسرکی که از بچگی پهلوی آقای خمینی می نشست، و می گفتند نوه اش هست، ظاهرا نفوذی استکبار جهانی بود و جاسوس آمریکا که حتی حق نداشت سر قبر پدربزرگش هم حرف بزند. آن یکی نوه اش هم که زهرا اشراقی بود، قیافه اش که شبیه کفار هالیوود بود، شوهرش هم که رضا خاتمی بود، از بیخ کارش خراب بود و اصولا کل بنیانگذاران انقلاب و جمهوری اسلامی همه شان حال شان بد بود و اصلا اسلام ناب محمدی نبودند.
این اواخر فکر می کردم که شاید زبانم لال، این هاشمی رفسنجانی که نه تنها نورچشمی رهبر سابق بود، بلکه خودش رهبر تعیین می کرد، این آقا اسلام ناب محمدی بود، اما دریغ و افسوس که فهمیدم هم خود اکبر آقا، هم زنش، هم مهدی، هم فائزه و فاطمه و الی اخر، همگی تاجر و فاجر بودند و نه تنها مصادیق بارز اسلام ناب محمدی نبودند، بلکه از بیخ دشمن اسلام و عامل فتنه بودند.
بالاخره ما هم کمثل الغریق یتشبث بکل حشیش( معنی اش این نیست که هر کسی غرق شد می رود آمستردام حشیش بار می زند، بلکه این است که آدمی که غرق می شود مثل مغروقین مرحوم بی واچ دستش را به هر طرف می برد تا یک دفعه دیدی " ممه را بقول احمدی نژاد لولو نبرده بود و یک دفعه پاملا اندرسون آدم را نجات داد) گیر دادیم به روشنفکران دینی و خاتمی و فکر کردیم شاید این پاملا اندرسون جمهوری اسلامی، هم ما را نجات بدهد و هم کشتی در حال غرق شدن اسلام را، اما افسوس که همه این داستانها بیراه بود و ما اشتباه می کردیم و معلوم شد خاتمی خودش عامل سی آی ا و انگلیس و فرانسه و بقیه جاها بوده و همه وزرایش هم مثل خودش و اصلا اصلاحات برای از بین بردن اسلام ناب محمدی بود.
تا اینکه چشم مان به هاله نور آقای احمدی نژاد روشن شد و تازه فهمیدیم بقول مدیری سابق " ایننننننه" و اسلام ناب محمدی یعنی همین احمدی نژاد و رحیمی و مشائی و اژه ای و خامنه ای و طائب و ده نمکی و اصولا تا وقتی یک کودتایی چیزی صورت نگیرد، اسلام ناب آمریکایی که سی سال مملکت را به باد داده بود، از بین نمی رود و اسلام ناب محمدی ظهور نمی کند.
البته اینها وجه اثباتی قضیه نیست، نفیا این خبرهاست و مطالعه جمهوری اسلامی نشان می دهد که اصولا اسلام ناب محمدی، یک چیزی است که قبلا نبوده، حداقل اگر هم بوده، کسی به ما نشانش نداده و اصولا یواشکی باید در مورد آن حرف زد و همان چیزی است که پدر و مادرمان می گفتند، بچه خوب این کارها را نمی کند.
البته، من الآن حالم خراب است که این چیزها را دارم می نویسم، یعنی راستش را بخواهید، دو روز است هر کسی می گوید " یاعلی" یاد چیزهای خاصی می افتم که حتی نمی توانم اسمش را ببرم. نه اینکه خدای ناکرده من با حضرت علی مخالف باشم، حتی ممکن است خودم هم وقتی به دنیا آمده بودم یک دده دودویی کرده باشم و حرفی زده باشم و منظورم این باشد که " هر کسی که محمد مولای اوست، علی هم مولای اوست" خب، بچه ها که نمی توانند درست حرف بزنند، همه چیز را یک جور دیگر می گویند، عاقلان باید بفهمند که منظور چیست. آدم باید عاقل یا عاقله یا قابله یا والده باشد تا زبان بچه را بفهمد، آن هم بچه ای که وقتی شصت سالش شد تازه یواش یواش دارد مجتهد می شود، خوب طول می کشد تا حرف ها را درست بزند.

می گویند یک مردی به زنی تجاوز به عنف کرده بود، بردند پیش قاضی و گفتند که این آقا تجاوز به عنف کرده، قاضی گفت " مرتیکه پدرسوخته! برای چی تجاوز به عنف کردی؟" متهم گریه کرد و زاری کرد و ناله کرد و آه کشید و بعد دو تا دستش را به حالت قنوت جلوی قاضی گرفت و گفت " آقای قاضی! من این خانوم را دیدم، یعنی یک جایی از این خانم را دیدم که اندازه اش این هوا بود" و دو دستی اندازه محل مذکور را نشان داد و گفت: " بخدا آقای قاضی! اگر شما هم یک چیز دیده بودید این هوا، حتما به آن خانم تجاوز می کردید." قاضی نگاهی به دست مرد که به حالت قنوت باز بود کرد، و لابد تصور کرد که محل مذکور چقدر عظیم بوده و لابد این متهم با دیدن آن احساساتی شده و اختیار از دست داده است، بعد فکری کرد و چون خودش هم مثل سگ پاولوف نسبت به حالت دست طرف احساساتی شده بود، گفت " این متهم را ببرید، الآن حالم خوب نیست، و هفته بعد حکمش را صادر می کنم."
هفته بعد آقای قاضی آمد و دو سه نفری را محاکمه ده دقیقه ای کرد و فرستادشان جایی که عرب نی انداخت، تا اینکه همان متهم متجاوز " به این بزرگی" را آوردند. تا طرف را دید، گفت " این مرتیکه پدرسوخته را بیست سال زندانش کنید، چون نه تنها به آن زن تجاوز به عنف کرده، بلکه نماز من را هم ضایع کرده است، چون هر وقت در هفته گذشته قنوت می بندم، یاد فلانجای خانم می افتم و حالم خراب می شود." حالا بقول عمران صلاحی و مانا نیستانی حکایت ماست، ده سال است که هر وقتی می بینیم یک مسلمانی قنوت بسته، یاد آنا نیکول اسمیت می افتیم، دو روز هم هست هر وقت می شنویم یکی گفت " یا علی" یادمان می افتد به محل استخراج مقام معظم رهبری. خوب، این جوری که خیلی ضایع است که ملت دائم به فکر مادر آقا باشند و هی فکر کنند، در آن لحظه چی شد. اصلا تصورش یک جوری است.
تازه فهمیدم اسلام ناب محمدی یک همچین چیزی است، یعنی یک صمیمیتی بین رهبر و ملت باشد که دائم به یاد مادر رهبر باشند. البته این رشته سر دراز دارد، یعنی واقعا اگر اینقدر دراز نبود، باز می شد فراموش کرد، ولی فکر کنید به همین آقای تاجیک که یکی دیگر از مصادیق بارز اسلام ناب محمدی هستند، فکر کنید، در این سی و دو سال کجا سابقه داشت یک آقایی روز روشن، در نزدیکی یک زیارتگاه، به دختر رئیس شورای تشخیص مصلحت بگوید " فاحشه" و بعد هم از حرف خودش دفاع کند و به پدرش هم بگوید " یابو" به نظرم اینها هم علائم ظهور است و هم نشانه های اسلام ناب محمدی، وگرنه علامت از این مشخص تر چه می خواهید؟ ننه رهبری و دختر رئیس شورای تشخیص مصلحت که بطور کلی ملی اعلام شدند، از بقیه چه انتظاری داریم.
البته، شاید بگوئید که یک قابله و یک آدم دیوانه ملاک اسلامیت نیست، ملاک اسلامیت ما وعاظ و نوحه خوانانی هستند که مواظب هستند تا بیمه سید الشهدا که سالها قبل امام فرمودند اسلام را سیدالشهدا بیمه کرد، باطل نشود. همین وعاظ هستند که مواظب اسلام ناب محمدی هستند، وگرنه تا حالا صد بار باد برده بود آن را و همه مان بی سروسامان می شدیم. مثلا همین آقای حدادیان، که رهبر معظم انقلاب که از همان زمانی که روی خشت افتاد، فرمود یاعلی، خیلی هوایش را دارد، در یک سخنرانی رسمی، نه در مجلس شوخی و در محل بازی و در توالت دبیرستان، نه، وسط مسجد، بالای منبر، اعلام کرد که آقای مشائی، معاون و مراد آقای رئیس جمهور، آلت ایشان است. و پیشنهاد کرد که لااقل یک برگ انجیری چیزی جلوی آن گذاشته شود که همه مردم وردست ناموس رئیس جمهورمان را نبینند. حالا، بدبختی ما شده سه تا، یکی قنوت، یکی یا علی، یکی مشائی، یعنی تا آقای مشائی را می بینیم، فورا تصور می کنیم آقای احمدی نژاد تازه از بالای درخت آمده پائین، برگ انجیرش هم به دلیل کمبود یارانه برای درست کردن دلمه مورد استفاده قرار گرفته و حالا ما داریم مقادیری پشم و پیلی رویت می کنیم، اگر فقط این چیزها هم بود، قابل تحمل بود، ولی کلا تصور این قضایا ذهن آدم را خراب می کند.
حالا متوجه شدید که منظور از اسلام ناب محمدی که 32 سال است، واژه اش تکرار می شود، ولی این ملت معنی آن را نمی فهمد، یعنی چه؟ وقتی رئیس جمهور وسط هزار تا آدم که ساندیس های شان را خورده و دارند کیک شان را سق می زنند، می گوید " آن ممه را لولو برد" انتظار دارید که ما وقتی خبرهای سیاسی را می خوانیم، تصاویر پورنوگرافیک پیدا نکنیم. حالا هی به ما بگوئید فاسد، هی به خودتان بگوئید اسلام ناب محمدی. هی از ما انتظار داشته باشید یک کلمه هم از پاملا اندرسون و مرحومه آنا نیکول اسمیت و اعاظم دیگر اسم نبریم، باز تا وقتی " ممه را لولو نبرده بود" می شد یک جوری فیلترش کرد، حالا مگر لولو به این سادگی کوتاه می آید؟ مشکل یکی دو تا نیست، وقتی شریعتمداری به نماینده های مجلس می گوید گاو و به مجلس می گوید طویله، وقتی رئیس جمهور به مردم می گوید بزغاله، وقتی دلار می شود کاغذ پاره، وقتی ناوگان های آمریکا بقول سردار نقدی لگنی بیش نیستند، وقتی آقای جواد لاریجانی که بالاخره هیچی نباشد، دکترایش تقلبی نیست، به اوباما می گوید کاکاسیاه، تازه داریم می فهمیم که اسلام ناب محمدی چیست. به نظر من فیلتر کردن سایت های سکسی هیچ فایده ای ندارد، چون تا وقتی اسلام ناب محمدی هست، وقتی که وارد سایت شیعه نیوز هم می شویم، انگار که وارد استریپ بار یا اتاق زایمان شدیم. به نظر شما ما مشکل داریم؟ یا اصولا اگر یک جور دیگر حرف بزنند بهتر است؟


گر می نخوری طعنه مزن مستان را
بنیاد مکن تو حیله و دستان را
تو غره بدان مشو که می می نخوری
صد لقمه خوری که می غلام‌ست آنرا



هیچ نظری موجود نیست: