صفحات

۱۳۹۰ شهریور ۱۱, جمعه

دیروز طرابلس ،امروز دمشق و فردا تهران!


با درود وسپاس فراوان....ناصر مستشار



  رژیمی که این روزها برای ایران، همچنان گام های صدامی ، معمر قذافی و بشار اسدی برمی دارد!
چراکسی نیست تا این زنگی مست را عاقل کند؟

هشدار فرانسه نسبت به پیامدهای رویکرد هسته ای ايران!

 


لجبازی های رهبران نابخرد جمهوری اسلامی در مورد مسائل اتمی ، مردم و موجودیت ایران رابه بازی گرفته است.وضعیت ناهنجار می تواند بسرعت شکل بگیرد بی آنکه مردم ایران خواستار و تعین کننده آن باشند بلکه یک حکومت کودتائی و زور گو برای بر آورده ساختن شهوات قدرت طلبی خود حاضر شده است تا سرنوشت یک سرزمین و ملت تاریخی به بازی بگیرد.
رژیم اسلامی اینک با بی تدبیری همیشگی خود می اندیشد که از صدام قوی تر است و غرب مانند سالهای گذشته قدرتمند نیست اما رهبران اسلامی از این موضوع غافلند که غرب زخم خورده می تواند از گرگ زخمی نیز برای حفظ اعتبار و قدرت جهانی ، خطرناکتر باشد.
رهبران جمهوری اسلامی با لج بازی های کودکانه و غیر سیاسی خود تنها آرزوهای نیروهای جنگ طلب را بر آورده می سازند. باید اقرار کرد که جرج بوش بدرستی گفته بود که رژیم اسلامی مردم ایران را برای رسیدن به بلند پروازی های خود به گروگان گرفته است!کشور ایران در فقر و نابسامانی غوطه ور است اما رژیم اسلامی به یک دندگی با کشور های جهان برخاسته است.
راه لج بازی را که رژیم اسلامی با غرب برگزید ه است قبلا صدام پیمود و عراق را به نابودی کشاند.
تنها راه جلوگیری از آغاز جنگ در این است که جنبش سبز به پیشرفت های چشمگیری دست یابد و خود را نماینده قانونی مردم ایران برای جهانیان معرفی نماید و به تمام قرارداد بین المللی احترام بگذارد تا از آغاز جنگ جلو گیری نماید.حاکمان جمهوری اسلامی سخنگوی مردم ایران نیستند ودر 22 خرداد علیه آرای مردم کودتا کرده اند وبه هیچ وجه حق ندارند به نمایندگی از جانب مردم ایران در مورد مسائل اتمی مذاکره کرده و تصمیم بگیرند.تصمیم رهبران حکومت اسلامی اینک در مورد مسائل اتمی به معنای اعلان جنگ به جهان است که این هرگز خواسته مردم در زنجیر ایران نبوده است.
در واقع اینک رژیم اسلامی با تصمیم گیری های مقابله جویانه در برابر جهانیان خود را برای یک خودکشی آماده می سازد. اما مردم ایران خواستار این خودکشی نیستند. مردم ایران در طی تظاهرات میلیونی در ماههای گذشته علیه حاکمان اسلامی این پیام را به جهانیان رسانده اند که حکومت اسلامی دیگر مشروعیت ندارد.صدام نیز تا آخرین ساعات قبل ازآغاز جنگ به تمام پیشنهاد های مصالحانه جویانه غرب پاسخ منفی داد وعاقبت عراق را اسیر عفریت جنگ نمود.
اینک جمهوری اسلامی نیز به لجاجت های صدام روی آورده است که پایان خوشی برای کشور ایران نخواهد داشت.غرب نیز اینک اینرا نمی فهمد که مردم و کشور ایران در مورد مسائل و تصمیم گیرهای اتمی بی اراده اند وبه صلح دائم در منطقه علاقمندند . بلکه این رژیم جمهوری اسلامی است که جنگ طلب است.

آذر ابراز "نگرانی شديد" غرب از تصميم ايران برای ساخت ۱۰ مرکز جديد غنی‌سازی، راديو فردا
آذر تأسيس ده مرکز غنی سازی اورانيوم به دستور دولت، راديو بين‌المللی فرانسه
آذر مدير جديد آژانس بين المللی انرژی اتمی، مخالف سرسخت سلاح های اتمی، راديو بين‌المللی فرانسه
حاکمان اسلامی مانند صدام به همه پیشنهادات غرب برای حل وفصل دیپلماتیک پروژه اتمی خویش جواب رد می دهند.غرب نیز در برابر ایران یکپارچه نیست وجمهوری اسلامی شاهد سستی های آنهاست. جمهوری اسلامی با آگاهی از عدم یکپارچگی غرب در برابر خویش، می خواهد هرچه بیشترفرصت بخرد تا برای پیشبرد سیاست کسب دانش اتمی سود بجوید.عدم یکپارچگی غرب علیه جمهوری اسلامی مانع اتحاد کشورهای اسلامی با ایران میشود.
اگریکپارچگی غرب علیه ایران که داعیه رهبری جهان اسلام را نیز دارد، بسرعت شکل می گرفت ـ جنگهای صلیبی را تداعی می کرد. اما تفرقه وعدم سیاست متحد علیه حاکمان ایران درمیان کشورهای غربی مانند دوره حمله نظامی به عراق به میان کشورهای اسلامی نیز سرایت کرده است و تضاد ایران اسلامی با غرب را به تقابل مسیحیت واسلام نمی کشاند ،چراکه قدرت گیری بیش از پیش جمهوری اسلامی در منطقه همه حاکمان منطقه را به وحشت واداشته است و همه آنها خطری بنام اسرائیل رایا بهفراموشی سپرده اند ویا دیگر بدان چندان بها نمی دهند.
همه تحلیل گران سیاسی داخلی وخارجی بر این موضوع پای می فشارند که ایران ـ عراق نیست!اما همه آنها این موضوع را نمی پرسند که چگونه عراق ـ آماده حمله نظامی برای امریکا شد و عراق تحت حاکمیت صدام کدام پروسه ها را پشت سر گذاشت تا مشروعیتی برای امریکابدست آید تا مورد حمله نظامی قرار بگیرد؟ مادامیکه عراق با تشویق های ضمنی امریکا در سال 1990 میلادی دست بهتصرف کویت نمی زد ـ امکان نداشت که در سال 2003 مورد تجاوز نیروهای ائتلافی قرار بگیرد!پس از آنکه صدام به کویت حمله برد، صدام در جهان عرب وغرب منزوی گردید وهمه حامیان قبلی خود را در جنگ با ایران از دست داد.
تصرف کویت برای صدام یک دام بود که برای برنامه های دراز مدت امریکا و برای آینده منطقه گسترده شده بود. وقتی جرج بوش پد رـ صدام را از کویت بیرون راند این مشروعیت منطقه ائی و جهانی را بدست آورده بود تا روزی وارد عراق نیز بشود اما با وساطت و توصیه های مدبرانه رهبران عربستان سعودی که ناظر بر قدرت گیری جمهوری اسلامی در منطقه بودند ـ امریکا را از تهاجم به کشورعراق بازداشتند.صدام در یک پروسه دوازده ساله همه زمینه ها و آرزوهای امپریالیست ها را بر آورده ساخت تا حمله نهائی به عراق نفت خیز برای سرنگونی صدام ـ جامه عمل بپوشد! اما جمهوری اسلامی با اتخاذ سیاست های افراطی تر در برابر جهانیان، همه آن پروسه دوازده ساله صدام را که بالاخره به در گیری نظامی انجامید در حال حاضر سرعت داده است.
حکومت باند خامنه ائی واحمدی نژاد وسپاه این خطر جنگ را نه اینکه تقلیل نداده اند بلکه بر شدت آن افزایش داده اند.جمهوری اسلامی به رهبری خامنه ائی بی تدبیر با برگزید ن احمدی نژاد می خواست بر طبل افراطی گری بکوبد تا دنیای غرب ازقلدری جمهوری اسلامی به وحشت در آید! اما همه تحلیل گران سیاسی داخلی وخارجی شاهدند که درسایه دولت احمدی نژاد چگونه پروسه و پروژه حمله نظامی را سرعت بخشیده است! صدام از آنجائیکه با محوریت مذهب به قدرت نرسیده بود، بلکه با ناسیونالیست عرب بر عراق چنگ انداخته بود هیچگاه مانند احمدی نژاد خود را نماینده امام زمان و ادعای مدیریت جهان را در سر نمی پروراند! صدام علیرغم اینکه چند موشک اسکات در جنگ کویت در سال 91 میلادی بسوی اسرائیل شلیک کرد و همان باعث شد که قبر خود را بدست خویش بکند اما هرگز بطور مکرر شعار نابودی اسرائیل سر نداد.
صدام یک حکومت یکد ست نظامی را بر عراق حاکم کرده بود و مانند ایران ـ با جناح بندی های شکننده و حکومت گران متخاصم روبرو نبود! اما امریکا چکار باید بکند تا هرچه بیشتر برای حمله نظامی به جمهوری اسلامی مشروعیت بد ست آورد؟ جهان از بالا رفتن قیمت نفت به مرز بشکه ا ئی 150 دلار در سایه حمله نظامی به مراکز اتمی جمهوری اسلامی به وحشت رسیده است و همه جهانیان عامل گرانی آتی نفت را ناشی از بحران اتمی جمهوری اسلامی می دانند.همانطور که همگان می دانند ـاسرائیل وامریکا فعلا قصد پیاده کردن نیروی نظامی در خاک ایران را ندارند وتنها به حمله هوائی واز بین بردن تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی دست خواهند زد که در آن هنگام برابر پیش بینی اقتصاد دانان ـ قیمت هر بشکه نفت به 270 دلار نیز خواهد رسید که تا همینجا یک شوک کوبنده بر اقتصاد بحران زده جهان است اما به خود امریکا صدمه زیادی نخواهد رسید چون این کشور از نفت سرشاری در آلاسکا ودر خود امریکا برخورداراست .
در جریان حمله هوائی امریکا واسرائیل به مراکز اتمی جمهوری اسلامی ـ همه استعدادهای نظامی و موشکی ایران نیز از بین خواهند رفت تا موشکی از جانب ایران بسوی اسرائیل شلیک نگردد .اگر جمهوری اسلامی نتواند پاسخ نظامی متناسب به امریکا واسرائیل بدهد ـ برابر ادعا های همیشگی رهبران و سپاهیان ارشد جمهوری اسلامی ـ آنگاه نیروهای نظامی تهران تنگه استراژیک هرمزوآنسوی آبهای خلیج فارس را خواهند بست و شاید جزیره بحرین را بعنوان بخشی از قلمرو واگذار شده ایران به گروگان در آورند .در کنار همه اینها جمهوری اسلامی به ناوگان امریکا در خلیج فارس حمله خواهد برد.
در چنین موقعیتی قیمت هر بشکه نفت از 270 دلار هم فراتر خواهد رفت و اقتصاد بخش وسیعی از جهانیان فلج خواهد شد ودر آن وضعیت همه نگاه ها بسوی ایران بعنوان عامل نابسامانی های جهانی دوخته خواهد شد که به حل مسالمت آمیز و دیپلماتیک مسائل اتمی گردن نمی گذارد .آنموقع امریکا به افکار عمومی جهان توضیح خواهد داد که عامل بدبختی و گرانی نفت و رکود اقتصاد جهانی ـ رژیمحاکم بر ایران است ودر سایه همین سیاست ـ همان مشروعیتی را که برای اخراج صدام از کویت بد ست آورده بود این بار در برابر ایران منزوی شده بدست خواهد آورد تا کار را یکسره کند تا برای آزاد سازی تنگه حیاتی هرمز در خاک ایران نیرو پیاده کند ودر همین راستا خود را به مرزهای آسیای میانه وماوراء قفقاز ودر همسایگی روسیه نوپا برساند.
با وضعیتی که پیش روی داریم ،اگر پای روسیه به آبهای گرم خلیج فارس نرسید اما پای امریکائیها به راه ابریشم که بخش وسیعی از آن در آسیای میانه قرار دارد خواهد رسید! بهمین خاطر حکومت روسیه با بت حمله به ایران هم به غرب هشدار وهم به ایران گوشزد می کند که با جناح های معتدل غرب به توافق برسد! موقعیت سیاسی و جغرافیائی ایران بعنوان آخرین مانع پیشروی جهان سرمایه داری تلقی می شود.تضاد های جمهوری اسلامی با غرب دیگر از مرحله مسائل اتمی گذشته و به مرحله حیثیتی و غیرتی ورجز خوانی همیشگی حاکمان تاریخ تبدیل شده است و در همین راستا جمهوری اسلامی بعنوان عامل ناامنی در خاورمیانه در مجاورت با نیروهای نظامی غرب در عراق وافغانستان باید از میان برداشته شود! همه این سیاست ها را بخش های بسیار"هار وتوسعه طلب" سرمایه داری وهوس بازی های دیرینه امپراتوری هائی که از دیرباز در پی استقرار وتحکیم نهاد تک امپراتوری جهانی ـ رهبری ومدیریت می کنند و جرج بوش ها و"او باما ها" تنها عوامل پیشبرد این سیاست ها می توانند باشند.
کسانی که به پیروزی اوباما از حزب دمکرات دل خوش کرده بودند تا شاید جلوی جنگ گرفته شود در همینجا باید گفت اگر شوروی به افغانستان لشگر نکشیده بود ـ قرار بود که جیمی کارتر دمکرات برای آزاد سازی گروگان ها در تهران درخاک ایران نیرو پیاده کند و 20،000 هزار ایرانی کشته شوند.در مقایسه با جرج بوش دوم ـ بیل کلینتون از حزب دمکرات ومعشوغه باز،قبل از جرج بوش ـ عراق،افغانستان ، یوگسلاوی،سودان،لیبی را بمباران کرده بود بی آنکه از حزب جمهوریخواه باشد!همین موضوع می تواند براحتی در مورد اوباما دمکرات رخ دهد.
اوباما نیزبارها تکرار کرده است که از صبر و تحمل بی انتها در برابر یک دندگی های رهبران جمهوری اسلامی در مورد مسائل اتمی برخوردار نیست و گزینه نظامی همچنان بر روی میز است.

۱۳۹۰ شهریور ۱۰, پنجشنبه

گوشه های نادیده ویا فراموش شده از محمد مصدق (( محمد مجزا))



 (ارائه اسنتاد دیگر بحث را مستحکم تر میکند:)
 الف- دوگانه گوئی مصدق درمورد سنش حتی مورد اعتراض یاران جبهه ملی اش هم بوده است.
به محض این که موضوع سن محمد مصدق درجلسات جبهه ملی مطرح شد آقای دکتر فاطمی نطق غرائی کرده ومیگفت ما اجازه نخواهیم داد که اشخاص نسبت به سن دکتر محمد مصدق هنگام طرح اعتبار نامه صحبت کنند رفقا خوبست موضوع دیگری را درجلسه طرح ومورد مذاکره قرار دهند . درست 20 روز قبل از طرح اعتبار نامه مصدق روزنامه ها نوشتند بعضی از جاسوسان بیگانه وافراد مشکوک تصور کرده اند علیرغم تمایلات ملت ایران سن دکتر مصدق را دستاویز قرار داده وموقع طرح اعتبار نامه ایشان با نمایندگی او مخالفت نمایند ولی گویا نمیدانند که ملت ایران دست آنها را از پیش خوانده ونفس این عناصر مشکوک ومزدور نفت را درسینه حبس خواهد کرد.
ب – بعد از وقایع 28 مرداد 1332 که بزندانی شدن ومحاکمه مصدق منجر گردید در چهاردهمین جلسه دادگاه نظامی متهم شد درگذشته برای این که بتواند در دور شانزدهم بنمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شود سن خودرا برخلاف واقع پائین آورده است. میدانیم مصدق هرگز در دوران زندگی خود کوچکترین مطلبی که برخلاف میل او بیان شود را بدون پاسخ نمیگذاشت ولی چون میدانسته که تمام اسنادی که خودش تکمیل کرده سال تولد خود را 1258 خورشیدی قید نموده است لذا نه تنها دراین مورد سندی بدادگاه ارائه نداد بلکه ضمن مدافعات بعدی خود حتی از پاسخگوئی به این قسمت از اظهاراتدادستان خودداری ورزید لذا سکوت او درین مورد مشخص میسازد که انتخاب او دردوره شانزدهم مجلس برخلاف قانون اساسی بوده است.
علت کدورت حضرت علیا وخودکشی نجم السلطنه مادر مصدق
مسئله روابط نجم السلطنه با مظفرالدین شاه به کتاب خاطرات خارجی ها هم کشیده شده است کلنل کاساکوفسکی روسی 17 سال بعداز تولد مصدق درکتاب خاطراتش چنین نوشته است:
خواهر دومی فرمانفرما (نجم السلطنه) با این که سی سال بیشتر ندارد سه بار شوهر کرده وشوهر سوم او وکیل الملک است که فعلا منشی حضور مظفرالدین شاه میباشد . شاه سخت خاطرخواه اوست وبا وی به سر میبرد . اوزنی است زیبا – خوش مشرب وبی اندازه تسلط طلب است ازین جهت هیچ تعجبی ندارد که شاه بی اراده وصد درصد زیر فرمان اوقرار دارد.این است که درحال حاضر زن وکیل الملک اداره کننده کشورایران است . کلید دستخط ها – همه تقاضاها وتمام انتصابات خلاصه هرچه بخواهد نکول درآن را ندارد به نشانه علاقه ملوکانه شاه کلیه تیول املاک ودهاتی را که درزمان ناصرالدین شاه تعلق به عزیز السلطان (ملیجک) عزیز کرده ناصرالدین شاه داشت به این خانم واگذار نموده است ((ماخذ خاطرات کلنل کاساکوفسکی ترجمه عباسقلی جلی))
خاطرات علی امینی درباره کدورت مادربزرگش (حضرت علیا)
علی امینی ضمن شرح حال مادر خود (خانم فخر الدوله) درکتاب خاطراتش چنین نوشته است : مادر بزرگم (حضرت علیا) وخواهرش مرحومه نجم السلطنه خیلی بهم علاقه داشتند وازهمین جهت ابتدا مادرم را برای آقای مصدق خواستگاری کردند ولی بعدا که مظفرالدین شاه به تهران آمد ومرحوم میرزا علی خان امین الدوله مادرم را برای پسرش محسن خان امین الملک خواستگاری کردند لذا مادر بزرگم از دادن دخترش به آقای مصدق منصرف شد وهمین اقدام موجب کدروت بین ایشان وخواهرش مرحومه نجم السلطنه گردید وتا آخر زندگی این کدورت متاسفانه باقی ماند. ماخذ(( زندگی سیاسی علی امینی نگارش وتالیف جعفر مهدی نیا))
خاطرات حاج محمد علی سیاح درباره خودکشی نجم السلطنه
حاج محمد علی سیاح داستان خودکشی نجم السلطنه را درکتاب خاطراتش تعریف کرده که بشرح زیر میباشد:
علی خان امین الدوله دختر بزرگ مشیرالدوله را برای پسرش محسن خان معین الملک امین الدوله بعدی) عقد کرده وبه خانه آورد . متاسفانه از او هیچ ولدی بوجود نیامد ازطرف دیگر حضرت علیا از مظفرالدین شاه یک دختر محترمه بنام فخرالدوله داشت که نامزد پسر خاله اش مصدق السلطنه بود. مشیرالدوله میخواست علی خان امین الدوله برای پسرش هرکسی را که میخواهد بگیرد ولی دختر اورا بعلت نازائی طلاق ندهد ومشیرالدوله حاضر بود اسم طلاق بمیان نیاید ودخترش را مادامالعمر نزد خودش ویا درجای دوری نگهداری نماید . ولی علی خان امین الدوله که مایل بود دختر شاه (فخرالدوله ) را برای پسرش بگیرد ترتیب اثری به خواهش مشیرالدوله نکرد زیرا شرط حضرت علیا این بود دخترش را میدهد بشرطی که پسر علی خان امین الدوله دختر مشیرالدوله را طلاق دهد.
خانم نجم السلطنه خاله دختر تریاک خورد خودرا بکشد وبحال بدی افتاد ولی نجات یافت ماخذ((خاطرات حاج سیاح به کوشش حمید سیاح))
مصدق درآغاز مشروطییت و عضویت وی در جامع آدمیت  بحث بعدی ما خواهد بود

تولد محمد مصدق وازدواج های مادرش خانم نجم السلطنه


گوشه های نادیده ویا فراموش شده از محمد مصدق  (( محمد مجزا))
تولد محمد مصدق وازدواج های مادرش خانم نجم السلطنه
در زمستان سال 1258 خورشیدی درخانه میرزا هدایت الله وزیر دفتر از خانم نجم السلطنه پسری بدنیا آمد که اورا محمد نام نهادند . خانم نجم السطنه دختر شاهزاده فیروز میرزا (نصرت الدوله) بود که نسبتش با خاندان سلطنتی قاجار است ودختر عموی ناصرالدین شاه بوده است.
مادر محمد مصدق درطول زندگیش سه بار ازدواج کرده است که هربار بحث هائی را دربر داشته واز آنجا که درکتاب ها وبعضی از اسناد به این ازدواجها اشاراتی شده لذا برای آگاهی بیشتر طرفداران پیشوا بطور مختصر وفشرده اشاره بآنها میشود.
ازدواج اول با مرتضی قلی خان وکیل الملک ثانی
ازدواج وزندگی نجم السلطنه با مرتضی قلی خان که بسیار پیر وفرتوت بوده از اسرار خانودگی آنهاست ومدت ازدواج چند سالی نبوده زیرا پیر مرد در فروردین 1257 درحالیکه از مدتی قبل کور شده بود به تهران رفته وبعد از یک سال درتهران درخرداد 1258 وفات یافته است.
ازدواج دوم با میرزا هدایت الله وزیر دفتر (پدر محمد مصدق)
این ازدواج از جهات مختلف بحث انگیز – غیر عادی واز وقایع عجیب است . زندگی این دونفر وعلت آن از اسرار خانوده های وابسته به زن وشوهر بشمار میرود زیرا:
میرزا هدایت الله در موقع ازدواج با خانم نجم السلطنه درمرز هشتاد سالگی بوده وهیچ نکته قابل توجهی که ویرا درخور ازدواج با شاهزاده خانم جوان وزیبا بنماید دراو نبود. این پیر مرد مانند دیگر رجال دوره قاجاریه از آغاز جوانی علاقه ای به زنان نداشته وهمواره پسران را بر زنان ترجیح میداده  است. عکسهائی که از میرزا هدایت الله وزیر دفتر باقی مانده نشان میدهد که درآن زمان درحدود هشتاد سال از سنش میگذشت . خوش قیافه نبوده وآنگونه که مورخین نوشته اند بد اخلاق وبسیار بد دهن بوده است.
نجمالسلطنه درمدت زندگی درخانه میرزا هدایت الله دوفرزند بدنیا آورد که فرزند اول محمد مصدق است ودرسال 1261 فرزند دوم را که به احتمال قوی وفات یافته است.
ازواج سوم با میرزا فضل الله وکیل الملک تبریزی
ازدواج نجم السلطنه با نیرزا فضل الله درمقایسه با ازدواجهای قبلی از نظر سن مناسبتر به نظر میرسد زیرا داماد درهنگام ازدواج حدود 50 سال داشته است.
جای هیچ کونه تردیدی نیست که این ازدواج هم بنا به مصالح ولیعهد مظفرالدین میرزا (مظفرالدین شاه بعد) وجلوگیری از شایعه سازی های افراد واطرافیان بوده است. زیر میرزا فضل الله با آینده نگری صلاح ومصلحت خود را درآن دید که بمنظور حفظ آبروی ولی نعمت خود مظفرالدین میرزا به مبارکی ومیمنت ملک تاج خانم نجم السطنه را به عقد ازدواج دائم خود درآورد.
میرزا فضل الله وکیل الملک نوه میرزا رفیع بوده که میرزا رفیخ جد خانوادهای دیبا و طباطبائی تبریزی محسوب میگردد. میرزا فضل الله درآغاز کار به عنوان منشی مظفرالدین میرزا ولیعهد خدمت میکرد ودر سلطنت مظفرالدین شاه ملقب به وزیر خلوت گردید( ماخذ شرح حال رجال ایران جلد سوم وکتاب افضل التواریخ کرمانی)
وقتی این ازدواجهای عیر عادی وبحث انگیز را مورد بررسی وتحقیق قرار دهیم این سئوال را پیش رو داریم چه دلیلی داشته است خانم نجم السلطنه دختر زیباوکم سن وسال فیروز میرزا (نصرت الدله) یکی از بزرگترین ثروتمندان ایران – نوه عباس میرزا نایب السطنه – دختر عموی ناصرالدین شاه وخواهر زن مظفرالدین میرزا ولیهد که بنا به داستانهائی که از وی نقل شده موید این است که بیش از حد خواهرش حضرت علیا همسر مظفرالدین میرزا ازفهم وشعور ودرایت درامور برخوردار بوده وبسیار خوش مشرب بوده است ومسلما معبود دهها جوان که از نظر اجتماعی هم طبقه خودش بودند وآرزوی همسری اورا داشته اند ازدواج نکرده وبا مردان مسن وپیر ازدواج کرده است؟
ازدواجهای بحث انگیز خانم نجم السطنه مطالب نوشته شده درکتاب نو یافته هائی از محمد مصدق که طی بحث های مفصل ومستند درمیابیم که مصدق پسر مطفرالدین شاه بوده است را ثابت میکند(به طرفداران پیشوا پیشنهاد میکنم حتما کتاب نو یافته هائی درارتباط با محمد مصدق نوشته پژوهشگر محمد مجزا را بخوانند)
ملاحظه میشود محمد مصدق از طرف مادری با سه پشت فاصله به فتحعلی شاه قاجار میرسد . بدین شرح فتحعلی شاه---عباس میرزا----فیروز میرزا----نجم السلطنه ---محمد مصدق . اگر برابر اسناد بپذیریم که محمد مصدق فرزند مظفرالدین شاه بوده لذا از جانب پدر میتوان اورا شاهزاده ای درجه یک وبلافصل بحساب آورد.
مصدق درکتاب خاطرات وتالمات خود مینویسد . در رژیم قدیم اعطای لقب وارجاع خدمت به سن وسال نبود بعد از فوت پدرم (میرزا هدایت وزیر دفتر ) شوهر دوم مادرم که بیش از 12 سال نداشتم ناصرالدین شاه به من لقب داد ( مصدق السلطنه)
هرگاه راجع بتاریخ تولد یکی از شخصیتهای تاریخی که دهها قرن قبل از ما میزیسته است ومرور زمان اورا به افسانه ها درهم آمیخته بررسی نمائیم شاید زودتر به نتیجه برسیم تا بررسی تاریخ تولد محمد مصدق . خودداری لجوجانه مصدق درتمام طول حیات طولانی اش از انتشار مدرکی قابل اطمینان ومستند راجع به ازدواج های مادرش – تاریخ تولد خود واقوامش واقعا تعجب آور است . تقریبا شواهد وقرائن موجود تائید مینماید که مصدق در سال 1258 متولد شده است.
دلیل اول: درفرهنگ دهخدا تولد محمد مصدق را سال 1258 شمسی نوشته است
دلیل دوم: هنگامیکه میرزا هدایت الله وزیر دفتر دراول شهریور ماه 1271 خورشیدی بمرض وبا درتهران درگذشت مصدق که فوت اورا خوب بیاد دارد میگوید پسری 12 سال وچند ماهه بوده است. اگر دوازده سال وچند ماهه را 13 سال بگیریم واز 1271 کم کنیم تولد مصدق درسال 1258 بدست میاید
دلیل سوم: فرمانفرما دائی مصدق درسال 1275 مصدق را بسمت مستوفی ایالت خراسان منصوب کرده چنین میگوید این کار را به خواهرزاده خود جناب آقای مصدق پسر میرزا هداین الله وزیر دفتر که درآن وقت جوانی 16-17 ساله ای بیش نبودند .......اگر 17 را از 1275 کم کنیم 1258 تاریخ تولد مصدق بدست میاید.
دلیل چهارم: شخصا دربرگ اظهار نامه ولادت تاریخ 1258 را بعنوان سال واقعی تولد خود اعلام کرده ودرهمان روز شناسنامه او به شماره 2047 از بخش 3 تهران باقید تاریخ تولد 1258 صادر شده استحتی مصدق به عنوان شاهد تمام اظهار نامه های ولادت تمام اعضای خانواده برادرش ابوالحسن دیبا (طباطبائی) را تائید وتصدیق نموده است وتاریخ خود را روی تمام اظهار نامه های مزبور 1258 سمی نوشته است.
دلیل پنجم: مصدق درسال 1305 شمسی کاندیدای پنجمین دوره انتخابات مجلس شورای ملی بوده ودر پرسشنامه مربوزه سن خودرا 46 سال ذکر است . هرگاه 1+46 را از 1305 طبق روشی که در سالهای آغاز تاسیس اداره ثبت احوال مورد عمل بوده کم کنیم باز 1258 حاصل میگردد
مصدق درسال 1344 خورشیدی بدون هیچ علت وسببی به خط خود تولدش را بدین شرح تصحیح واعلام میکند: تاریخ ولادت 29 اردیبهشت سال 1261 شمسی 83 ساله.
دوکلمه گفتگ.ی مستند:
درقسمت ازدواج اول نجم السلطنه با مرتضی قلی خان وکیل والملک ثانی گفته شد که مرتضی خان شوهر اول نجم السلطنه در 19 خرداد 1258 وفات یافته ومیدانیم مصدق در 1258 خورشیدی درخانه میرزا هدایت الله شوهر دوم مادرش بدنیا آمده است و با کمی دقت متوجه میشویم ازدواج دوم نجم السلطنه با میرزا هدایت الله وزیر دفتر وتولد محمد مصدق در زمستان سال 1258 اشکال شرعی دارد ز یرا زنان مسلمان بنا به شریعت اسلام باید بعداز فوت شوهر ویا جدائی وطلاق چهار ماو ده روز عده بگذارند ونمیتوانند ازدواج کنند. لذا اگر از تاریخ 19 خرداد  1258 چهار ماه وده روز بعد از آن بابت عده زنان محاسبه شود قاعدتا نجم السلطنه تا آبانماه 1258 نمیتوانسته با میرزا هدایت الله ازدواج کند .
 سئوال دراین است چطور مصدق در 29 اسفند 1258 که چهارماه پس از پایان عده مادرش که آبان ماه 1258 بوده بدنیا بیاید یعنی مصدق جهار ماهه بدنیا آمده است ؟؟؟
این فرض مردود است لذا متوجه میشویم بهمین دلیل بوده که محمد مصدق خوداری لج.جانه در مورد تاریخ ازدواج های مادرش وتاریخ تولد خودش میکرده است . بعد ها چون مصدق از افتضاحاتی که بر تاریخ تولد واقعی او وجود داشته آگاهی یافته برای گریز از آنها وبرائت مادر خود درصدد برآمده است تاریخ  تولد فرزند دوم خانواده که سال 1261 بوده را تاریخ تولد خود یاد کند.درادامه (ارائه اسنتاد دیگر بحث را مستحکم تر میکند: