صفحات

۱۳۹۰ آذر ۴, جمعه

جنتی: ما سلاح هسته‌ای نداشته ایم و نمی‌خواهیم داشته باشیم


خطیب نماز جمعه این هفته تهران با تاکید بر اینکه دیگر زمان سلاح هسته ای سپری شده خطاب به مسئولان غربی گفت: ما سلاح هسته‌ای نداشته ایم و نمی‌خواهیم داشته باشیم. این اتهامات شما ناشی از عادتتان برای دروغ گفتن است و این عادت برای مردم خودتان نیز روشن شده است.((دیگ به دیگ میگه روت سیاه ببینید چه کسی دیگران را دروغگو میخواند!!!))
به گزارش خبرنگار مهر، آیت الله احمد جنتی در خطبه های نماز جمعه این هفته تهران ضمن تسلیت برای حادثه انفجار و شهادت سردار حسن مقدم به سالروز فرمان امام راحل برای تشکیل ارتش ۲۰ میلیونی اشاره کرد و گفت: هنوز نهاد بسیج به طور کامل در آن مقطع شکل نگرفته بود که جنگ آغاز شد و عزیزانی که آشنایی چندانی با فضای جبهه نداشتند در جبهه های دفاع مقدس حضور یافته و با اعطای شهیدان همه را مبهوت کرده و اسلام را زنده کردند.
وی ادامه داد: برای بسیجی چه افتخاری بزرگ تر از اینکه امامش به بسیجی بودن خود افتخار می کرد.
جنتی به پایان جنگ و حضور بسیج در عرصه های مختلف اشاره کرد و افزود: پس از جنگ تحمیلی بسیج در دبیرستانها، دانشگاهها، حوزه های علمیه به کارهای علمی، اقتصادی و خدماتی روی آورد و بسیجیان در هر کجا که نیاز احساس می شد آماده به خدمت شدند.
خطیب نماز جمعه این هفته تهران بسیج را یک فرهنگ عنوان کرد و گفت: بسیج یعنی آمادگی برای تلاش در راه خدا، اخلاص و تقوا.
وی با اشاره به رزمایش ۵۰ هزار نفری امروز بسیجیان و خیر مقدم برای حضورشان در نماز جمعه این هفته تهران اظهار امیدواری کرد که بسیح روز به روز و بیش از پیش گسترش پیدا کند.
جنتی همچنین گفت: بسیج به واقع پشت آمریکا را لرزانده و کاری کرده که آنها از سر ضلالت و خفت از سردار سلیمانی نام برده و می خواهند برخی از نیروهای مخلص سپاهی را ترور کنند. من در پاسخ به آنها می گویم شما کی از شهادت این افراد سود بردید و ما چقدر از خون شهدا عزت پیدا کردیم.
خطیب نماز جمعه این هفته تهران ادامه داد: شما پاکترین عزیزان ما را به شهادت رساندید ولی این خود عامل قوت ما و ضعف و خفت شما شد.
وی، عزت روزافزون نظام جمهوری اسلامی را عامل سردرگمی آمریکا و هم پیمانانش دانست و گفت: به خاطر همین سردرگمی مدام قطعنامه صادر می کنند و خیال می کنند این قطعنامه ها ما را وادار به عقب نشینی می کند در حالیکه ما عقب نشینی نخواهیم کرد و برای یک لحظه هم فعالیت های هسته ای خود را متوقف نمی کنیم.
جنتی با تاکید بر اینکه دیگر زمان سلاح هسته ای سپری شده است، گفت: ما را متهم به ساخت سلاح هسته ای می کنید در حالیکه این شما بودید که سلاح هسته ای را برای نخستین بار استفاده کردید.
دبیر شورای نگهبان گفت: ما سلاح هسته ای نداشته ایم و نمی خواهیم داشته باشیم. این اتهامات شما ناشی از عادتتان برای دروغ گفتن است و این عادت برای مردم خودتان نیز روشن شده است.
وی به نارضایتی قشر ۹۹ درصدی مردم آمریکا اشاره کرد و گفت: شما هم اکنون در مقابل اعتراضات قانونی مردمتان گاز فلفل و خردل استفاده می کنید و دانشجویان را در دانشگاه مورد ضرب و شتم قرار می دهید چرا حاضر نیستید حقوق ۹۹ درصد مردم خود را بدهید.
جنتی خطاب به کشورهای غربی ادامه داد: در خارج هم نوکرهایتان یکی پس از دیگری از کار بر کنار می شوند و مردم این کشورها به دنبال نظام مردمی هستند.
وی به اوضاع یمن و مصر اشاره کرد و گفت: معاونین دیکتاتورها همانند خود دیکتاتورها به شمار می روند و مردم یمن و مصر باید مراقب باشند که کلاه سرشان نرود.
خطیب نماز جمعه این هفته تهران خطاب به آل سعود نیز گفت: به هوش باشید که همان سرنوشت فرعون مصر و لیبی در انتظار شماست و بدانید که قدرت های فرعونی بر اساس وعده های قرآن دوام ندارند.
وی تصریح کرد: یکی از دروغ های آمریکا این است که می گوید باید حکومت های مردمی بر سر کار آیند و من در پاسخ به آنها می گویم الان مردم شما حکومت سرمایه داری نمی خواهند حال چگونه است که با آنها رفتار خشونت آمیز صورت می گیرد.
جنتی به شرایط بحرین و اقدامات آل خلیفه در این کشور نیز اشاره کرد و گفت: آل خلیفه به همراه آل سعود در حال تکرار اشتباهات دیگران است.
خطیب نماز جمعه تهران با اشاره به صدور حکم اعدام برای دو جوان معترض بحرینی گفت: ما هشدار می دهیم با مردم درافتادن عاقبت خوبی ندارد و از سرنوشت مصر، لیبی و تونس عبرت بگیرند.
آیت الله جنتی در خطبه نخست نماز جمعه این هفته نیز به بخش هایی از تاریخ اسلام و جنگ های صدر اسلام پرداخت.

کشار جمعی یا انفجار فرماندهان بر جسته سپاه ؟؟ 8 فرمانده !!!



در انفجاربزرگ در سپاه پاسداران- ملارد - شنبه گذشته  بیش از 8 سرلشگر سپاه کشته شدند . همه انها پست های حساس در توپخانه و مراکز موشکی داشتند ... و  با اگاهی  کامل رژیم  نابود شدند ... نامی از انها یاد نشد و سرو صدا را خواباندند ...  ایران ابستن حوادث بسیار خطرناکی است که رژیم را بوحشت انداخته و نابودی یاران خود را طلب میکند .نام همه سرداران روی تابوت انان نوشته شده بود :
سردار سرلشگر محمد قاسم سلکی ، سر دار سرلشگر میثم جهانگیری
سردار سرلشگر مهدی دشتیان زاده ، سر دار سرلشگر علی اصغر منصوریان
سر دار سرلشگر سید محمد حسین فردویی ، سردار سرلشگر جواد سلیمی ،
سدار سرلشگر حسن تهرانی مقدم مسئول امور موشکی ،
 همه از فرماندهان برجسته پادگان موشکی و توپخانه سپاه بودند.... ایا این کشتار دسته جمعی برای   خفه کردن سپاه نبوده ؟ در ان جلسه مهم فر ماندهان سپاه  چه گذشته؟  طرح این جلسه سری را چه کسانی تر تیب داده بودند ؟ تا از شر انان خلاص شوند ؟
باسپاس از مجله وزین فردوسی در افشای این کشتار ......
سر لشگر پاسدار تهرانی مقدم که در انفجار در سپاه پاسداران همراه 7 نفر دیگر از سرلشگرهای سپاه کشته شدند و بدرک واصل گردیدند ...

این ویدئو راجع به جشنهای دوهزاروپانصد ساله شاهنشاهی است



۱۳۹۰ آذر ۳, پنجشنبه

نگاه برخي افراد به دين


در سايت 1400 سال بخش هایی به برگردان آيه های قرآن اختصاص دارد. بخش هایی هم به چند نوشته که مربوط به رابرت اينگرسول است مربوط می شود



و در سال 1998 نوشتم

THERE is no recorded instance where the uplifted hand of murder has been paralyzed-no truthful account in all the literature of the world, of the innocent shielded by God. Thousands of crimes are being committed every day. Men are, this moment, lying in wait for their human prey.
Wives are whipped and crushed-driven to insanity and death. Little children are begging for mercy- , lifting imploring, tear-filled eyes, to the brutal faces of fathers and mothers. Sweet girls are being deceived, lured and outraged ; but God has no time to prevent these things- no time to defend the good and to protect the pure. He is too busy numbering hairs and watching sparrows.

Robert G. Ingersoll. 

سکوت خدا

هيچگونه مدرکی در هيچ مقطعی از زمان وجود ندارد که نشان از آن داشته باشد دست قاتل در جائيکه ارجحيت  دارد از کار افتاده باشد- هيچگونه دليل روشنی بر حقيقی بودن نوشته هائی که جهانی شده اند وجود ندارد، که بيگناه توسط خـــــدا مورد حمايت قرار گرفته باشد.  هزاران جنايت روزانه در گوشه و کنار در حال شکل گرفتن است. مردانی هستند که در همين زمان بدروغ برای گرفتن نتيجه نيرنگ ها و صيد هايشان به انتظار نشسته اند. همسران به تازيانه کشيده ميشوند و خرد ميشوند – به جنون سوق داده شده و به مرگ رهنمون ميگردند. بچه های خردسال به زاری درخواست پوزش، رحمت و شفقت دارند- به التماس درخواست عجز و لابه واستغاثه دارند، اشک در چشمان آنان حلقه زده، به صورت خشن و بـــی رحم پدرانشان و مادرانشان خيره شده اند. دخترکان شيرين و دوست داشتنی اغفال شده، فريب داده شده، اغوا شده و بيدادگرانه و بيرحمانه مورد ظلم واقع شده اند: اما خــــــــــدا، وقتی برای ممانعت و جلوگيری از اين چيز ها را ندارد- او وقتی برای دفاع از خير و برکت و حمايت از فقير و بيچاره ندارد. او به شمارش گنجشککان و تار موها مشغول است.

رابرت – انگرسول
1883

و در برابر اين قرآن از زبان «الله» می گويد:

ای کسانيکه ايمان آورده ايد، با هرکدام از کافران که با شما نزديکترند قتال کنيد چنانکه در شما احساس درشتخوئی و نيرومندی کنند، و بدانيد که خداوند هميشه يار پرهيزکاران است- توبه 7-14 و 123 –

در راه خدا با آنانکه زندگی دنيا را بر آخرت برگزيدند قتال کنيد، زيرا هر کس در راه خدا قتال کند، چه کشته شود و چه پيروز آيد، اجری بزرگ خواهد يافت. چرا در راه خدا قتال نميکنيد، در صورتيکه بسياری از مستضعفان شما از مرد و زن و کودک پيوسته بدرگاه خدا مينالند که ما را از اين شهری که مردمش ستمکارند بيرون آور .... نساء 74-76 ---

خداوند آن مومنانی را که در صف قتال چون سدی آهنين استوارند بسيار دوست ميدارد. ...  صف 10-13---

پس ای پيغمبر تو خود در راه خدا به قتال بر خيز تا تکليف خويش را انجام داده باشی، و مومنان را نيز به ياری رسانيدن به خود بخوان تا خدا آسيب کافران را از شما باز دارد، زيرا قدرت خداوند از کمک مردم بيشتر وعذاب و انتقامش سخت تر است نساء 84


اين مذاهب چه می گويند و متفکرين و انسان دوستان به کجا نگاه دارند... ؟

 مذهب مردم را متقاعد كرده كه : مردی نامرئي در آسمانها زندگي مي كند
كه تمام رفتارهاي تو را زير نظر دارد، لحظه به لحظه آن را.
و اين مرد نامرئي ليستي دارد از تمام كارهايي كه تو نبايد آنها را انجام دهي،
و اگر يكي از اين كارها را انجام دهي،
او تو را به جايي مي فرستد كه پر از آتش و دود و سوختن
و شكنجه شدن و ناراحتي است و بايد تا ابد در آنجا زندگي كني،
رنج بكشي، بسوزي و فرياد و ناله كني
ولي او تو را دوست دارد… !
" جورج كارلين"
مذهب چيست؟
يک فيلسوف تابحال هرگز يک روحاني را نکشته است،
در حاليکه روحانيون فلاسفه زيادي را کشته اند....
"دنيس ديروت"


وقتي که مردم بيشتر آگاه مي شوند،
کمتر به روحاني و بيشتر به معلم توجه مي کنند.
"رابرت گرين اينگر سول"

دين بهترين وسيله
براي ساکت نگه داشتن عوام است.
"ناپلئون بناپارت"

وقتي مروجين مذهبي به سرزمين ما آمدند،
در دست شان کتاب مقدس داشتند و ما در دست زمين هايمان را داشتيم.
پنجاه سال بعد، ما در دست کتاب هاي مقدس داشتيم و آنها در دست زمين هاي ما را داشتند.
" جومو کيانتا"

روحانى نسبت به برهنگى و رابطه طبيعى دو جنس حساسيت دارد،
اما از کنار فقر و فلاکت مى گذرد.
"سوزان ارتس"

قسمت هايى از انجيل را که من نمى فهمم ناراحتم نمى کنند،
قسمت هايى از آن را که مى فهمم معذبم مى کنند.
"مارک تواين"


به من بگو قبل از تولد کجا بوده اي
تا به تو بگويم پس از مرگ کجا خواهي رفت.
"نيچه"

يكي از بزرگترين تراژدي هاي بشريت اين است كه
اخلاقيات بوسيله دين دزديده شده است.
" آرتور سي كلارك"


آنجا كه علم پايان مي يابد،
مذهب آغاز ميگردد .
" بنجامين ديزرائيلي"


دين،
افساري است که به گردن تان مي اندازند،
تا خوب سواري دهيد،
و هرگز پياده نمي شوند،
باشد که رستگار شويد...
"کائوچيو"

اولين روحاني جهان
اولین شيادی بود
که به اولین ابله رسيد.
"ولتر"

قول میدم اگه تا آخرش بخونین پشیمون نمی شین!



توی این روزهای بارانی اخیر منتظر تاکسی موندن واقعا خیلی سخته مخصوصا وقتی راننده ها هم بی انصافی به خرج داده و از جابجایی مسافر به صورت عادی خودداری کنند. این اتفاق برای ما رخ داد و راننده خط بی توجه به صف مسافران که منتظر ماشین بودند کنار خیابون داد میزد : " دربـــــــــــــــــست " . نگاه معنی دار و اعتراض های گاه و بی گاه مسافران هم راننده رو کلافه کرده بود و هم ما رو، به خاطر همین من و یک خانم و دو آقای دیگه با همدیگه ماشین رو با کرایه 6000 تومن دربست گرفتیم که برای هر مسافر نفری 1500 تومن میافتاد درحالی که کرایه خط فقط 550 تومن بود. به هر ترتیب سوار تاکسی شدیم و راننده شروع کرد از مشکلات ماشین و گیر نیومدن لاستیک و بنزین آزاد زدن صحبت کردن و به اصطلاح همون جلسه که پیش تر شرح دادم شروع شد.

کنار راننده مرد جوانی نشسته بود که انگار از خیس شدن زیر بارون دل خوشی نداشت. وقتی سخنرانی راننده درباره مشکلات بنیادی مملکت شروع شد خیلی سریع خودش رو وارد بحث کرد که بهتره ادامه بحث رو به صورت یه گفتگوی دو طرفه دنبال کنیم :

راننده تاکسی : برادر خانمم یه وام 6 میلیون تومنی میخواست بگیره مجبور شد ماشینش رو بذاره به عنوان وثیقه. بنده خدا الان خورده به مشکل دارند ماشینش رو مصادره میکنند. یه عده دزد دارند میلیارد میلیارد اختلاس میکنند کسی هم خبردار نمیشه اون وقت این جوون رو ببین چجوری سر میدوونند !

مسافر : نوش جونش !

راننده : (نگاه متعجب) نوش جون کی ؟

مسافر : نوش جون کسی که 3000 میلیارد تومن خورده

راننده : (با لحن عصبی آمیخته به تمسخر) نکنه اون بابا فامیل شما بوده ؟

مسافر : نه ! فامیل من نبوده اما یکی بوده مثل همین مردم . مثل شما! مگه این یارو از مریخ اومده اختلاس کرده ؟ یا اون مدیر بانک از اورانوس به ریاست رسیده بوده ؟

راننده : نه آقا جان اونا از ما بهترون اند. من برای یک جفت لاستیک باید 3 روز برم تعاونی اون وقت اون 3000 میلیارد تومن رو میخوره یه آبم روش !

مسافر : خب آقا جان راضی نیست نخر! لاستیک نخر ...

راننده : (با صدای بلند) چرا نامربوط میگی مرد حسابی؟ مجبورم بخرم ! لاستیک نخرم پس چجوری با ماشین کار کنم ؟

مسافر : وقتی شما که دستت به هیچ جا بند نیست و یه راننده عادی هستی وقتی میبینی بارندگی شده و مسافر مجبوره زود برسه به مقصد میای ماشینی که باید تو خط کار کنه رو دربست میکنی ...

راننده پرید وسط حرف طرف که : آقا راضی نبودی سوار نمیشدی !

مسافر : (با خونسردی) میبینی ؟ من الان دقیقا حال تو رو دارم وقتی داشتی لاستیک ماشین میخردی. مرد حسابی فکر کردی ما که الان سوار ماشین تو شدیم و 3 برابر کرایه رو داریم میدیم راضی هستیم ؟ ما هم مجبوریم سوار شیم ! وقتی تو به عنوان یه شهروند عادی اینجوری سواستفاده میکنی از مدیر یه بانک که میلیاردها تومن سرمایه زیر دستشه چه انتظاری داری ؟ اون هم یکی مثل تو در مقیاس بالاتر.

راننده آچمز شده بود و سرش تو فرمون بود ...

مسافر که حالا کاملا دست بالا رو داشت با خونسردی ادامه داد : دزدی دزدیه ... البته منظورم با شما نیستا ولی خداوکیلی چنددرصد از مردم ما اون کاری که بهشون سپرده شده رو خوب انجام میدن که انتظار دارند یه مدیر بانک کارش رو خوب انجام بده ؟ منتهی وقتی اونا وجدان کاری ندارند کسی بویی نمیبره اما گندکاری یه مدیر بانک رو همه میفهمند. برادر من تو خودت رو اصلاح کن تا اون مدیر بانک جرات همچین خلافی رو نداشته باشه

راننده که گوشاش تو اون هوای سرد از شدت خجالت حسابی سرخ شده بود گفت : چی بگم والا !

من اولین نفری بودم که تو مسیر باید پیاده میشدم و طبیعتا طبق قرار اجباری با راننده باید 1500 تومن کرایه میدادم. وقتی خواستم پیاده شم یه اسکناس 2000 تومنی به راننده دادم. راننده گفت 50 تومنی دارید ؟ با تعجب گفتم بله دارم و دست کردم تو کیفم و یه سکه 50 تومنی به راننده دادم . راننده هم یک اسکناس 1000 تومنی و یک اسکناس 500 تومنی بهم برگردوند و گفت : به سلامت !

همونطور که با نگاهم تاکسی رو که تو هوای بارونی مه آلود حرکت میکرد رو دنبال میکردم چترم رو باز کردم و پولا رو تو کیفم گذاشتم ... آروم شروع کردم به قدم زدن و با خودم فکر میکردم

یعنی من هم باید خودم رو اصلاح کنم ؟؟؟؟...

برداشتی از کتاب تولدی دیگر : استاد شجاع الدین شفا


در کتاب معتبر تاریخ قم :نوشته مورخی مسلمان از قرن چهارم هجری در ارتباط با این واقعیت میتوان خواند((عرباان دست برآوردند ومجوع سد هائی را که درمیان رودخانه ها نهاده شده بود ویران کردند . چندانکه کشتزارهاهای مردمان بکلی خشگ ند و بدیشان مضرت میرسیاندند وسدها و رودخانهیشان را میشکافتند ولاجرم مردم چون دردفع چاره وحیلت نداشتند به ناچار به حکم آنان فرود امدند . اما چون عرب بانگ نماز گفتی دهقانان آن ناحیت اورا دشنام دادندی.))
درچنین شرایطی تنها راه مبارزه ای که برای ایرانیان باقی مانده بود این بود که آئین حاکمان عرب را به رنگ آئین ملی خود درآورند . واین همان کاری بود که کردند.
 به تعبیر ادوارد براون(( تغیرات ناشی از قبول اسلام درنزد ایرانیان از پوست فراتر نرفت وبه درون نرسید . ایرانیان با نو آوریهائی چون تشیع وعرفان خیلی زود آئینی را که باشمشیر عرب به کشورشان تحمیل شده بود به چیزی تبدیل کردند که گر چه همچنان شباهتی باسلام داشت ولی محتوای آن با آنچه احتمالا پیامبر عرب در نظر داشت بسیار تفاوت داشت))
در هر ارزیابی که درباره دوران اسلامی تاریخ ایران صورت میگیرد باید این واقعیت اصولی درنظر گرفته شود که موضع ایران درجهان اسلام از آغاز موردی خاص بوده که با موضغ هیچیک از دیگر کشورهای متصرفی عرب قابل تطبیق نبوده است.
امپراطوری پهناوری که درطول یکصد سال با شمشیر عرب پی افکنده شد به استثنای ایران شامل سرزمینهائی بود که بیش از آن عمدتا مستعمره رم شرقی(بیزانس)بودند وتصرف آنها توسط اعراب عملا جابجائی یک مذهب وارداتی با یک مذهب دیگر بود . زیرا آئین مسیحیت نیز که از سه قرن پیش از آن توسط رم وبیزانس برای آنها آورده شده بود مذهب ملی هیچ یک از آنها نبود . اضافه براین فاتحان نو نوع تازه ای از همان آئین (یهودی- مسیحی ) بود که آنها درهنگام حمله عرب داشتند : خدای آن همان خدای یهودی بودکه تغیرنام داده بود وپیغمبران آن همان پیغمبران یهودی بودند که این بار حتی تغیر نام هم نداده بودند. بدین ترتیب اشکالی نبود که بهمان آسانی که ارباب عوض کردند ارباب پیشین را نیز با مذهب ارباب تازه عوض کنند وبدنبال این هردو یبان خود راهم تغیر دهند اینبار (( از بیخ عرب شوند)) بخصوص که زبان های بیشتر آنان شعبه هائی از خانواده زبانهای سامی یعنی خویشاوند زبان عربی بود. این ماجرائی بود که بصورتی یکنواخت در سوریه ولبنان وفلسطینومصر ولیبی وتونس والجزایر کنونی تکرار شد.
مورد ایران ازهمه این موارد جدا بود. ایران نتنها در هنگام حمله اعراب مستعمره کشور دیگری نبود .بلکه خود امپراطوری مقتدی بود که تنها چند سال پیش از آن بخش مهمی از همین جهان بیزانسی مستعمره آن بود مذهب آن نیز مذهبی وارداتی نبود. آئین ملی خود او بود که سابقه ای کهن تر از مسیحیت واحتمالا کهن تر از یهودیت داشت. همچنانکه زبان ملی آن زبانی آریائی بود که هیچ قرابتی با دیگر زبانهای سامی نداشت.
بناچار ملتی که موجودیتش از هزار وچهارصد سال پیش از حمله عرب با هویت وآئین وزبان وفرهنگ خاص خودش درآمیخته بود رسالتی در پاسداری همه اینها برای خود قائل بود که هیچیک از دیگر سرزمینهای اشغال شده اعراب برای خود قائل نبودند. درست هم بهمین دلیل بود که مبارزه ملی برای باز ستاندن این اصالت از شمشیرکشان بیگانه از همان فردای استقرار عرب آغاز شد وتا بازیابی استقلال از دست رفته به پایان نرسید.
به گفته (( رنان : ایران با آنکه اسلام را پذیرفت .هرگز تسلیم عرب وفرهنگ بیابانی او نشد .وغلیرغم زبان ومذهبی که بدو تحمیل شده بود درکوتاه مدتی توانست حقوق خود را بعنوان یک ملت آریائی بازگیرد . بیست سال پس از مرگ محمد . عربستان در مقایسه با سرزمینهای پهناوری که متصرف شده بود سرزمین بیمقداری بیش نبود . صد سال بعد از آن درحالیکه زبان ومذهب برخاسته از حجاز از مالزی تا مراکش واز نومبوکتو تا سمرقند برقرار شده بود . خود عربستان رانده وفراموش شده از صحنه جهانی طرد شده وبه صحرای بی آب وعلفیش وبه همان صورتی که پیش از زمان اسماعیل داشت بازگشته بود))
تاریخ اسلامی ایران تاریخ مبارزه ای پیگیر برای دفاع سرسختانه از این اصالت ملی درهمه زمینه های سیاسی واجتماعی ومذهبی وفرهنگی آن است. ودرین مبارزه ایران بطور دائم راه خود را از بقیه اعضای جهان مسلمان جدا کرده وهمواره عضو سرکش یا به اصطلاح امروزی (( بجه شرور)) دنیای اسلام باقی مانده است.به تعبیر صاحب نظری آلمانی :درحرمسرای شلوغ اسلام ایرا آن همسری بوده که هیچوقت قلبا به ازدواج تحمیلی خود رضایت نداده و(( بلی)) نگفته است.
نخستین قیام مسلحانه علیه خلافت عرب درسرزمین ایران آغاز شد .اولین شکاف دروحدت سیاسی امپراطوری عرب با تاسیس دولت مستقل (( رستمیه )) در شمال آفریقا (الجزایر وصحرای گنونی) بدست عبدالرحمن رستم رهبر نظامی ومذهبی خراسانی صورت گرفت. دومین شکاف اعلام استقلال خود ایران توسط یعقوب لیث صفاری بود.نخستین ارتشی که در داخل امپراطوری اسلام با ارتش منظم خلافت عرب جنگید وآنرا درهم شکست ارتش خراسانی ابو مسلم درچنگ زاب بود. ونخستین ارتشی نیز که بغداد پایتخت خلافت عرب را بتصرف درآورد ارتش ایرانی دیلمی بود. درتمام هزار وچهارصد ساله تاریخ اسلام ایران حتی یکبار بخاطر اسلام اسلام نجنگید . نه در جهانگشائی های اسلامی شرکت داشت ونه در جنگهای صلیبی . درعوض بارها علیه دیگر مسلمانان جنگید. دویست سال تمام با امپراطوری مسلمان عثمانی در پیکاری بی امان بود ودراین راستا با کشورهای نا مسلمان لهستان وبرهمیا و ونیز واسپانیا علیه عثمانی مسلمان پیمان اتحاد بست . اما حتی یکبار در تاریخ خود با یک کشور مسلمان علیه نا مسلمانان چنین پیمانی نبست.حتی در دورا خود ما تنها جنگ خارجی ایران اسلامی جنگ هشت ساله ای نافرجام با کشور مسلمان دیگری بود.