۱۳۹۰ مرداد ۱۵, شنبه

بشریت بی آزرم نوشته : کاوه


بشریت بی آزرم
 نوشته : کاوه
  article pictureبه راستی بشریت به کدام سو می رود؟ در خبر آمده بود دادگاه رییس جمهور مصر حسنی مبارک و پسرانش آغاز شد، اما همین خبر حاکی از آن بود که قهرمان ملی مصر به اتفاق پسرانش در قفس دادگاه قرار گرفته بودند، به این خبر بسیار اندیشیدم زمانی که سرهنگ خون آشامی همانند معمر قذافی با آن همه کشتار در برابر دنیا مقاومت می کند و ظاهرا فعلا بر سر قدرت است و همزمان بشار اسد پسر آن ديکتاتور (حافظ اسد) روزانه سد ها نفر را مجروح و کشتار می کند ولی اين غوغا و کشتار مردم سوریه مسکوت می ماند، در حاليکه فرمانده و خلبانی که جان بر کف از شرافت و حیثیت یک ملت  مثل مصر دفاع کرد در پایان عمر با وجود بیماری که دارد مزدش را از ملت ناسپاس مصر به گونه ای ديگر می گيرد.

براستی تنها می شود گفت این بی آزرمی بس ناجوانمردانه است و این ضربه دوم مردمان مصر برای همیشه آنها را در تاریخ جهانی رو سیاه خواهد کرد، زمانی که مصر (قبط) پس از حمله تازیان اصالت خود را از دست داد و به امت عرب تبدیل شد اينبار با این شیوه برخورد دومین ضربه را بر پیکر خود و به دست خود و به نیابت و عاملیت استعمار می زند.

خلبان دوره مقدس دفاع از سرزمین مصر، سرزمین تاریخی که توسط استعمار و به دستور حاجیه بگم نکبت ملکه انگلستان و اداره کنندگان مستعمره انگلستان یعنی ایالات مهاجران بی وطن آمریکا خود خواسته اسیر یک مشت نا انسان بی آزرم گردید، در حالی که گمان می کرد او برای مصر آنقدر خدمت کرده است که در هر بیدادگاهی هم تبرئه خواهد شد، اما صد افسوس که دست استعمار را نخوانده بود که او را برای همان خدماتی که به وطنش کرده و مصری را که هیچ نداشت به یک کشور صاحب نفوذ در خاورمیانه تبديل کرده بود، در حالی که کشورهای دیگر منطقه ثروتمند هستند و همه نوع امکانات را دار بودند، محاکمه خواهند کرد.
هر چند اگر حسنی مبارک از کشورش می رفت سرنوشت خوبی در انتظارش نبود، زیرا استعمار انگلیس در گذشته هم نشان داده بود اگر علیرغم میل و برنامه هایش زمامداران کشورها اگر کاری را انجام دهند آنها را در هر کجایی که باشند خواهند کشت.

سازمان های دروغین حقوق بشر تماما سکوت اختیار کرده اند و انگار رییس جمهور حسنی مبارک بشر بحساب نمی آید، خوب به یاد دارم همین سازمانها زمانی که تروریست های القاعده در زندان بودند آنقدر سر و صدا راه انداختند تا به آنها در دامن مستعمره انگلستان ( آمریکا ) خوش بگذرد و مزد خود را بابت خدمات شایان به ملکه نکبت انگلستان دریافت دارند، اما امروزه همه شان خفه شده اند. باز ما ایرانیان زخم خورده استعمار همچنان می گوییم و می نویسیم در حاليکه ياری دهندگان به استعمار همچنان با سدای کلفت در راديو تلويزيون ها به عربده کشی مشغولند.

تازه رییس جمهور محمد حسنی مبارک شانس آورده است که در میان اشغالگران فتنه مصر یعنی نوکران استعمار و بیگانگان با تمامی بی شرفیشان افراد بی اخلاق، بی آزرمی و جنایتکاری همچون شیخ صادق خلخالی، حاج رضایی و ابراهيم يزدی نیستند و گر نه حال روز آقای حسنی مبارک به مراتب بدتر از اینها بود.
در همین فکر بودم که یاد حرف های یک مشت بی وطن توده ای و جبهه خیانت ملی و چریک و مجاهد کشور خودمان افتادم، در این زمان پس گذشت پنجاه و هشت سال که از امرداد 1332 می گذرد و با توجه به اسناد و رجوع به قانون اساسی مشروطیت بساط کربلای 28 امرداد ماه ازشان گرفته شده و دیگر قادر نیستند برای نسل کنونی هییت های عزاداری پهن کنند، به تازگی عنوان می کنند که چرا پادشاه ما را گذاشت و رفت مثل اینکه یادشان رفته همانها بودند که یکی شان می گفت آفتاب از شرق طلوع کرده ( جبهه ملی ) و این یکی ( حزب توده ) شیخ صادق خلخالی این جنایکار علیه بشریت را بعنوان اولین کاندیدای رییس جمهوری شان برگزیده بودند و دست در دست هم آخوندها را کول کردند و بر جان و مال و ناموس و حیثیت مردمان بی خبر ایران سوار کردند و به استعمار سواری دادند.

نمی دانم اینها چقدر بی حیا و بی آزرم هستند با اینکه این صحنه ها را می ببیند، باز از رو نمی روند به راستی سنگ پای قزوین پیششان شرم آورده، در هر صورت اینها مزدبگیران استعمار هستند و قلمی و دهانی می زنند تا نانی به کف آرند، هر چند استعمار و شخص حاجیه بگم ملکه نکبت انگلیس و حرامزاده بادام فروش جیمی کارتر سرنوشت شومی برای پادشاه ایران طراحی کردند و ایشان را در اتاق عمل بیمارستان کشتند و سپس روانشاد انور سادات را نیز به جرم شرافت و انسانیت و دوستی ترور کردند، حال زمان به دیگر قهرمان ملی رسیده تا خون او را بریزند به جرم شرافت و میهن پرستی و انسان دوستی، در این مدت سی سال مهر رییس جمهور محمد حسنی مبارک شامل بسیار از هم میهنانمان شده بود.
با آرزوی استقامت و رهایی انسانی والا، خلبان جنگنده برای سرزمین مصر آقای محمد حسنی مبارک
===============
شخص ديگری از درون ايران نوشته است:
((متاسفانه درد همین است؛ در بین مخالفین و مردم مخالف نظام این حرف زیاد خریدار ندارد و این نوع مخالفت با شجریان را رد می کنند
من بارها گفته ام ما با مردمی سر و کار داریم که با این رژیم مخالفند، اسلام را هم نمی دانند، عملا با اسلام تناقض دارند اما باز راضی به مخالفت با آن نیستند
بیش از صد نفر را شخصا میشناسم که اهل مشروب و رابطه جنسی آزاد هستند اما اگر کسی به ابولفضل یا حسین و علی چیزی بگوید چشمانش را در میاورند
اینها نه مسلمانند نه ایرانی، جانورانی بی همه چیز و ایران باد ده هستند
درد ما اسلام نیست، اسلام خوب است برای عرب
درد ما اسلامیزه شدن ایران است که حاصلش میشود جانوری به نام شیعه که از سگ و خوک پست تر است
وگر نه سنی ها مسلمان هستند و در کشور خود در رفاه کامل زندگی می کنند یا اگر رفاه ندارند با اسلام کنار آمده اند
این حرام زاده های شیعه رافضی را چه کنیم؟

هیچ نظری موجود نیست: