۱۳۹۰ مهر ۲۵, دوشنبه

برداشت از مقدمه کتاب تولدی دیگر

برای آنکه بت پرست نباشی - کافی نیست که بت ها را شکسته باشی - باید خوی بت پرستی را ترک گفته باشی ((نیچه))
 در پایان هر سال مردمان سوده ها وزیانهای سال کهنه خود را به حسابرسی میگذارند تا حاصل آنرا ملاک کار خویش برای سالی نو قرار دهند. ملت ها نیز میتوانند حسابرسی مشابهی را - در بعدی دراز مدت تر در مورد گذشته وآینده خویش بکنند .چنین بعدی برای برخی از آنها میتواند مقیاس دهه ها را داشته باشد. برای برخی دیگر مقیاس سده ها را وبرای انگشت شماری مقیاس هزاره ها را داشته باشد .از صد وهشتاد وهشت کشور عضو سازمان ملل متحد درجهان کنونی ما . نزدیک به صد وبیست کشور کشورهائی فقط (( دهه ای)) هستند . زیرا تاریخ موجودیتشان بعنوان کشورهائی مستقل از سال های بعد از جنگ جهانی دوم وپایان عصر استعمار آغاز شده است . شصت کشور دیگر کشورهائی هستند ((سده ای)) که آغاز موجودیتشان به تحولات تاریخی پایان هزاره اول وآغاز هزاره دوم وبه اکتشاف بزرگ جغرافیائی نیمه دوم هزاره مربوط میشود ونتها ده کشور ند که درحساب تاریخ (( هزاره ای )) بشمار میآیند . یعنی از چند هزار سال پیش تا کنون بطور مستمر درصحنه تاریخ حضور داشته اند . همه این کشورها در شرایطی یکسان به هزاره ای که از راه میرسد پا نمیگذارند .
کشورهائی از آنها چون ژاپن وایتالیا بصورت ممالکی کاملا پیشرفته وارد این هزاره میشوند .کشورهائی چون چین و هند پس از گذرانیدن دورانهائی دشوار بسوی آینده ای بسیار امید بخش تر پیش میروند . درعوضکشورهائی چون مصر و اتیوپی(حبشه) ویمن با زندگانی جهان سومی خود دست بگریبانند وآینده واقعا امید بخش تری را درپیش روی خود نمی بینند . در این میان تنها دو کشور اسرائیل وایران اند که درشرایط برزخ کنونی خویش با این معمای حل نشده روبرویند که همچنان با هویت های خاخامی وآیت الهی در دورن پیله ای که بدور خود تنیده اند باقی بمانند . یا سر از غار اصحاب کهف برآورند وبصورت کشور هائی پا به هزاره تازه ای گذارند که درآن منطقه جائی برای خاخام وآیت الله وجود نمیتوان داشته باشد.
و دراولین سال همین قرن - حاج سیاح محقق وجهانگرد ایرانی در بازگشت از سفری بدور دنیا درکتاب خاطرات خود ش که از جالبترین آثار زبان فارسی قرن حاضر است درتوصیف وضع اجتماعی ایران آنروز نوشت: ((....جماعت عمامه به سر همه جا را پر کرده اند وهمه مقامات را صاحب شده اند . کسی نمیداند کدامیک از آنها فهم وسواد دارد وکدام ندارد.همه نام آیت الله وحجت الاسلام وشیخ وملا دارند . وکارشان این است که به اسم شریعت هرچه میخواهند بکنند وجلو هرچه را که نمیخواهند بگیرند . تکفیر میکنند . معامله بهشت وجهنم میکنند . کسی جرات ندارد بگوید آقا دروغ میگوید - زیرا بیرق واشریعتابلند میشود . به آنها ایراد میگیری میگویند ایراد به مجتهد جایز نیست . تکذیب میکنی مثل این است که خدا وپیغمبر را تکذیب کرده ای . به هیچ آخوند گردن کلفتی نمیتوان گفت که مجتهد نیست یا عادل نیست . زیرا جمعی قلچماق پشت سرش دارد که هرچه بگوید میکنند ..........واما از مردم . گرد اندوه بر روی همه نشسته .رنگها زرد .بدنها لاغر لباسها کثیف . لبها آویخته . چشم ها بر زمین گویا خرمی ونشاط ازین مملکت بار بسته است وبغیر از نوحه وگریه چیزی نمانده است آنچه از اسلام باقی است زیارت رفتن و نماز جمعه خواندن و نعش کشی است وگرنه واجبات شرع متروک است))
(( جمله ای از راوی : قشنگ توصیف کرده مرحوم حاج سیاح در صد وچند سال پیش درست حال امروز ملت  یعنی ما بعد از سد واندی همونی هستیم که یبیش از یکقرن پیش بودیم))
مساوات اسلامی
این افسانه که عرب با خود مساوات اسلامی به ایرانی آورد که از تبعیضات اجتماعی ومذهبی پایان دوران ساسانی رنج میبرد تقلبی دیگر با تاریخ است . زیرا که هرچند این تبعیضات واقعا وجود داشت واین نارضائی ها هم واقعا وجود داشت ولی فاتحان عرب نه تنها هیچکدام از اینها را ازمیان نبردند بلکه تبعیضات بسیار سنگینتری را نیز بر آنها افزودند که نا پذیرفتنی ترین آنها برای ایرانیان شکست خورده ولی آزاده وسرفراز تبعیض نژادی بود. 
دراین باره نیز واقعیت تاریخ را از زبان یک مورخ سرشناس دیگرخود جهان عرب میتوان شنیدکه ((عربها ی فاتح خود را برتر از دیگران میپنداشتند وبویژه به ایرانیان مباهات میکردند وآنها را موالی (( بندگان آزاد شده )) خود می خواندند وبرای تحقیر آنان میگفتند سه چیز نماز را باطل میکند : سگ والاغ و ایرانی!! یک ایرانی دختری از قبیله بنی سلیم خواست وخانواده دختر با این ازدواج موافقت کزدند اما والی مدینه که از این جریان خبر یافت امر کرد موی سر وریش وابروان داماد را بتراشند واورا درملائ عام دویست تازیانه بزنند ودختر را نیز از او بگیرند . ((محمد بن بشیر شاعر معاصر این واقعه را به شعر درآورد ودرآن گفت : ابوالولید شرافت دخترمان را حفظ کرد وآنرا از زناشوئی با بندگان بازداشت وریش آن مرد بی ادب را تراشید واورا تازیانه زد تا برود وبعد ازین بادختران کسری ازدواج کند . زیرا بنده میتواند فقط با بنده همسر شود)) ( جرجی زیدان : تاریخ تمدن اسلامی)
این ادعای دیگر نیز که مردم ایران آسان به دین تازه گرویدند تقلبی دیگر با تاریخ است زیرا به تصریح مورخان متعددی از همین جهان اسلام .حتی درقرون چهارم وپنجم هجری بخش بزرگی از از ایران همچنان بر آئین زرتشی باقی بودند : (( اکثریت مردم فارس را حال حاضر (قرن چهارم) زرتشتیان تشکیل میدهند وهیچ شهری ودهکده ای نیست که درآن آتشگاهی نباشد . در نزد بسیاری از دهقانان تصاویر پادشاهان وپهلوانان ایران با علاقه بسیار نگهداری میشود)) ( اصطخری:مسالک والممالک) در خراسان ونواحی دریای خزر وطبرستان ودیلم ونیز کرمان عده زرتشتیان بسیار زیاد است ( مسعودی :مروج الذهب) دربخش غربی ایران جماعت عظیمی از خرمدینان به آئین خود باقی مانده اند ( مقدسی : تذکرهالموضوعات) درفارس شهری وروستائی وناحیتی نیست مگر آتشکده ای داشته باشد ودر جبل (شمال غربی ایران) هنوز زرتشتیان در اکثریت هستند( ابن حوقل: صوره الارض)
سیری در واقعیتهای مذهبی
براساس بررسیهای سید تن از دانشمندان و پژوهشگران شرق وغرب 
از زکریای رازی - ابن سینا - راوندی- خیام تا آقاخان کرمانی- کسروی- هدایت - دشتی
و از نیتون - ولتر - کانت- هگل - شوپنهاور- تا - نیچه - فروید - برتراند راسل انیشتاین ****************************************************ادامه دارد

هیچ نظری موجود نیست: