۱۳۹۰ مهر ۲۹, جمعه

زباله دان تاریخ در انتظار ولایت - فیروز نجومی


آدينه، 29 مهر ماه 1390 برابر با 2011 Friday 21 October


در هفته ای که گذشت، ولایت فقیه به شهر کرمانشاه و چندین شهر در منطقه ی غرب سفر کرد. مهم نیست که ولی فقیه به کدام یک از نقاط کشور سفر نماید. قصد او، اما، همیشه یک چیز بوده است: تجدید و احیای سلطه ی ولایت، سلطه ای که واسطه اش دین، باورها و ارزشهای دینی اند. سلطه ی ولایت تنها میتواند با حضور گسترده ی مردم به تایید و تصدیق برسد. که حکومت اسلام که مظهر آن ولایت است، همان حکومت مردم است. با آنان یکی ست و جدا از آنان نیست. ولایت وقتی میتواند خود را جلوه الله، مظهر یکتایی و یگانگی او نشان دهد که در برابر امواجی از انبوه مردم، قرار بگیرد. ولی فقیه همیشه بر جایگاهی بالاتر و برتر و دورتر از انبوه مردمی که خود را جلوه آنها می پندارد، تنهای تنها جلوس پیدا میکند، بدون آنکه حتی کسی او را بتواند به چشم از دور ببیند. اخیرا ولایت را در جایگاهی می نشانند که تاریک و نیمه روشن است. البته بمنظور احتیاط و حفظ امنیت ولایت. اما مگر کسی میتواند الله را به چشم ببیند؟
در اینجا از کیفیت انبوه مردمی که به استقبال ولایت شتافته اند، از چگونگی احساس و عواطف آنان نسبت به ولایت نمیتوان سخنی بمیان آورد. زیرا که چندان مهم نیست که در درون استقبال کنند گان چه میگذرد و یا چه احساسی نسبت به ولایت فقیه دارند. مهم حضور آنها ست، به اجبار و یا به رضایت، با رشوه و یا با صداقت، تفاوتی نمیکند. جمعیت هرچه انبوه تر، قدرت و عظمت و شکوه ولایت بیشتر. این است که به هر گوشه ای از کشور که سفر میکند، با استقبال انبوهی از مردم روبرو میشود گویی که پر از شور و شوق اند. چنانکه آغوش خود گشوده اند که ولایت، این هدیه ی آسمانی را پذیرا شوند. در تصاویری که از سفر ولی فقیه به نقاط مختلف کشور و جهان مخابره میشود،امواج مردم است که به چشم میخورد. در این امواج است که تفاوت ها، تضادها، خصومت ها، دشمنی ها، نا برابری ها، بی عدالتی ها، انحطاط و تباهی، ناپدید میشوند، یکی، یکسان و یک جور، بیانگر تبدیل کثرت به وحدت و یا ملت به رهبر، فریبی بزرگ که دستگاه ولایت تولید کننده آن است و سرنوشت یک کشور قربانی آن.
مخالفان و دگر اندیشان، هرگز در کاذب و مصنوعی بودن استقبال های پر "شکوه " از طرف مردم، شک و تردیدی نداشته اند و آنها را تهی از اصالت میخوانند. برهانی که نمیتوان با آن موافق نبود. هزینه ی سازماندهی و طراحی سفرهای ولی فقیه سر به میلیاردها تومن میزند. یعنی که نظام ولایت جمعیت سازی و یا تجمع افراد گوناگون از اطراف و اکناف یک کشور را به یک صنعت تبدیل کرده است که دارای تولیدکنندگانی هست و کارگردانان و نقش آفرینان حرفه ای و لشگری بس بسیار بزرگ از مزد بگیران و مز دوران جیره خوار. که پیشآ پیش ولی فقیه سفر نموده و زمینه ورود وی را آماده میسازند. واقعیت آن است که طراحان و معماران سفرهای ولایت در خلق صحنه های باور نکردنی، صحنه های اسطوره ای از حضور مردم، از کارگردانان ماهر هالیودی سبقت گرفته اند.
این بدان معنا ست که در حکومت دین، مهم، کمیت است، تعداد و نفرات. جمعیت هرچه انبوه تر،هرچه وسیعتر، ظاهرا عمیقتر است پیوند امت اسلامی با ولایت، معنایی نمادین که عین قدرت است انبوه جمعیت. که تنها اسلام است که میتواند چنین کثرتی را بر انگیزاند و به استقبال ولایت بشتاباند. ولی فقیه به شیفتگان خود بظاهر، یاد آوری میکند که این هویت اسلامی است که دشمنان در انکار آن سخت کوشش میکنند. ولایت و ملت یکی هستند، الگویی که هم اکنون حتی جنبش وال استریت هم در پی پیاده سازی آن است. در کدام نقطه ی جهان میتوان چنین پدیده ای را یافت، جامعه ای که معنویت و ارزشها و باورهای دینی بر آن حاکم است و صلح و صفا بین تمام اقشار مختلف مردم بر قرار. که ملت یک پارچه، همچون یک تن به جنگ دشمنان اسلام رفته آتش بر سرشان بر افروزد. ولی فقیه در حالیکه عبا از دوش بر افکنده و "چفیه " ی معروف شانه هاش را پوشانده، به مردم دنیا هشدار میدهد که مبادا در وفا داری و حمایت انبوه مردم از نظام ولایت بخود تردیدی راه دهند.
"اولاً همه‌ى دنیا بداند، دشمنان غربى ما بدانند که این نظام به خاطر حضور مردم، یک نظامِ داراى استحکام و اقتدار است. سیاستگذاران غربى، اینجا را اشتباه نکنند با بعضى از کشورهائى که انقلاب کردند، بعد هم همان جورى که غرب مایل بود راهشان را تغییر بدهد، تغییر دادند. اینجا مردمند. اینجا بافت عمومى کشور – یعنى مردم در بخشهاى مختلف کشور و از طبقات مختلف – در این انقلاب ذى‌سهمند، ذى‌نظرند، اراده و عزم آنها تأثیر میگذارد. اگر یک مسئولى هم بخواهد کجروى کند، بخواهد حرکت دیگرى در قبال حرکت انقلاب به راه بیندازد، مردم او را حذف میکنند."
این البته در حالی است- ولی فقیه در ادامه سخنانش خاطر نشان میسازد- که کشورهای غربی و نظام سرمایه داری در دریای طوفانی بحرانهای مادی در حال غرق شدن اند و دیکتاتور های دست نشانده شان در منطقه یکی پس از دیگری سرنگون میشوند. حال آنکه در کشور ولایت، مردم هستند که حاکمان اصلی اند، نه اختلاسی هست و نه غارت و نه چپاولی، نه گرانی هست و نه فقر و بیکاری، همگان راضی اند و خشنود. ایران جامعه ایست که گرداننده آن مردم هستند و مظهر آن ولایت. این الگویی ست که جهان را بر گرفته است. این است سبب دشمنی و خصومت قدرتهای بزرگ جهانی. برغم تحریم های سی ساله و فشارهای گوناگون است که کشور ولایت، به پیش رانده است و در همه عرصه های علم و صنعت و تکنولوژی، به تعالی و کمال رسیده است. دشمن بی خبر است که جامعه ی ولایت درختی ست که سهمگین ترین طوفانها نیز آنرا بلرزه در نیآورد. تهمت توطئه ترور به ما میبندند اما خودشان رسوا میشوند. فقیه نهیب برآورد. که میخواهند ما را "منزوی " کنند، خودشان منزوی میشوند. حال آنکه "امروز در ميان ملتها،هيچ دولتى در دنيا به قدر آمريكا منفور نيست. امروز آمريكا منفورترين دولتها و رژيمها در چشم ملتهاى منطقه است. شما منزوى هستيد كه منفوريد."
در این مقطع حساس، بار دیگر، فراخوان تکبیر از نقطه ای نا معلوم شنیده میشود و انبوه جمعیت مشت ها گره کرده و یک صدا "فریاد الله اکبر" را با "مرگ بر آمریکا" و یا در پیروی از رهبر، دین را با قدرت در میآمیزند. ولی فقیه آنگاه با نفسی تازه ولی ملایم و آرام خاطر نشان میسازد که: " ایران طرفدار ملتهاست، طرفدار مظلومين است. جمهورى اسلامى با ظلم مخالف است، با ظالم مبارزه ميكند، در مقابل زورگوئى و زياده‌خواهى ظالمان و مستكبران هم با همه‌ى وجود مى‌ايستد و عقب‌نشينى نميكند."
واقعیت آن است که تا زمانی که دستگاه ولایت صحنه های اسطوره ای و باور نکردنی از استقبال پرشور مردم را سازماندهی و آنرا تولید و باز تولید مینماید، ولایت فقیه میتواند بر فراز منبر مقدس دروغهای بزرگ را بعنوان حقیقتی چون و چرا ناپذیر به مردم ایران عرضه نماید. چرا که صدای ولایت، صدای دین است، فراخوانی ست بسوی جهاد و شهادت. برغم ثروت و مکنتی که آیت الله ها و حجت الاسلام اندوخته اند، آنها به شکوه و عظمت حکومت اسلام در جهان که روحانیت ایران مظهر آن است می اندیشند. ولایت روضه شهادت و معصومیت و مظلومیت را برای انبوه مردم سر میدهد که احساسات و عواطف ساده دلان را برانگیزد تا به استقبال جنگ و شهادت بروند. چرا که حکومت ولایت تا قیامت، یعنی تا لحظه خروج امام عج از غیبت، ادامه دارد و ابدی ست. بهمین دلیل چندان ارجی برای دولت های موقت هم قائل نیست. اگر لازم بداند، نهاد ریاست جمهوری را هم از صفحه قانون پاک میسازد که اخیرا نیز آنرا مطرح ساخته است.
بعضا توطئه ی ترور سفیر عربستان در آمریکا را از سوی سپاه قدس، که سابقه ای درخشان در عملیات تروریستی از خود نشان داده است نه منطقی میدانند و نه معطوف به نفع و منافع ملی، چنانکه گویی دستگاه های جاسوسی و سرکوبگر ولایت برای حفظ منافع ملی است که پا به عرصه ی وجود نهاده اند. نهادهای امنیتی و نظامی بر اساس ارزشها ی دینی سازماندهی یافته اند. رسالت آنها، رسالت دینی ست نه حفظ منافع مادی و ملی. آنها قدرت و ثروت خود را در مرحله ی اول مدیون دین میدانند. کافی ست که نگاهی به اسامی نیروهای نظامی بیافکنی، از جمله سپاه قدس، همه اسلامی ست. آنها خود را لشگر امام حسین میدانند. موشک سازی و غنی سازی هسته ای را ارجح دهند بر آسایش و رفاه مادی و ملی. جهاد وشهادت نه عقل و خرد محاسبه منافع که از غیرت و تعصب بر میخزد، از انتقام و خونخواهی. هر توطئه نیز در راه اسلام جایز است. اما بعید بنظر میرسد که آمریکا و متحدین اروپایی ش در تله ی جمهوری اسلامی گرفتار بیایند و آروزی و ولایت و سربازانش را بر آورده ساخته به ایران حمله نمایند. از عدم احتمال آن ولایت بخوبی آگاه است، این است که روضه ی جهاد و شهادت را در دفاع از هویت اسلامی هرچه قاطعانه تر میخواند. ولایت صاحب اختیار است مالک و ارباب ملت ایران، میتواند بر فراز منبر در برابر جمعیتی بسته چشم و گوش، مسدود به رجز خوانی بپردازد.
اما آنچه روضه معصومیت و مظلومیت ولی فقیه را بطور روز افزونی بی رنگ ساخته است، 33 تجربه ی حکومت اسلامی ست، خشم و خشونت و بیرحمی- همچنانکه تعداد اعدامهای روزانه و زندانیاسیاسی شهادت میدهند- کهنه پرستی و ترویج خرافات و واپسگرایی. مضاف بر این لکه ننگی که در خرداد 88 بر دامنش نشسته است، هزاران هزار روضه ی شهادت هم انرا پاک نکند. در آن لحظه که ولایت مست و مدهوش از پیاله قدرت بود به ناگهان بخود آمد که در یک روز بیش از 4 میلیون جمعیت تنها در خیابانهای تهران هم چون دریایی خشمگین و خروشان بر رای ولایت مبنی بر انتخاب محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری، مهر باطل زدند. این لکه ی ننگ بر دامن حکومتی نشسته است که خود رابا ملت یکی میداند و جلوه ی اراده ی مردم. این روسوایی که هم اکنون بعنوان مقدمه ای بر بهار عربی به ثبت رسیده است، فروپاشی نظام ولایت را نیز اجتناب ناپذیر ساخته است. اینبار تنها ولی فقیه نیست بلکه تمامی دستگاه فقاهت و روحانیت است که به زباله دان تاریخ گسیل داشته میشوند

هیچ نظری موجود نیست: