۱۳۹۳ شهریور ۱۹, چهارشنبه

کوری به کوری میگه زرتی به چشمت : ظریف: ایران مخالف تندروی و تحجر است

عبدالرحمن الرشید
ما با انتقاد محمد جواد ظریف وزیر خارجه ایران از شک و تردید طولانی آمریکا در رویارویی با سازمان های تندرو در عراق و سوریه موافق هستیم، اما سخنان وی در گفت و گو با تلویزیون ایران مبنی بر این که "ایران پیشتر نسبت به تندروی و تحجر دینی هشدار داده" و این که کشور متبوعش "از آغاز علیه این تحرک وحشیانه موضع گرفته " برایمان قابل پذیرش نیست.

همه کشور سعودی را در نتیجه گسترش تندروی اسلامی در سراسر جهان ملامت می کنند، البته این امر تا اندازه ای صحت دارد، اما دولت سعودی چنین سیاستی را در پیش نگرفته زیرا این پدیده در واقع بازده شرایط اجتماعی است. در مقابل دولت ایران خود دلیل اصلی نهادینه کردن تندروی اسلامی است، در حالی قبلا، تندروی تنها حالتی فردی بود. 

دولت ایران به نام صدور انقلاب اسلامی در بنیانگذاری و گسترش سازمان های تندروی اسلامی سهیم است. اکنون که این نیروها از کنترل خارج شده اند، ایرانی ها نسبت به حجم خطری که خود و همپیمانان شان در عراق، سوریه ولبنان را تهدید می کند، آگاه شده اند.

ایران در چارچوب رقابت های منطقه ای بر سر حق تصمیم گیری فلسطینی ها، از همان دهه هشتاد میلادی مسئولیت حمایت حقیقی از گروه های تندروی سنی در شمال لبنان، به منظور رویارویی با همپیمانان سعودی در این کشور را به عهده گرفت و به همین منظور تشکیلات تندروی مذهبی فلسطینی را برای تضعیف سازمان فتح و سپس در مخالفت با تشکیلات خودگردان فلسطین تاسیس کرد . 

دولت ایران از همان دهه هشتاد میلادی حامی جماعت اخوان المسلمین بویژه در مصر و سودان شد. این کشور به منظور ارج نهادن به تروریست های سنی، یکی از خیابان های تهران را "خالد اسلامبولی" نامید. وی تروریستی است که انور السادات رئیس جمهوری پیشین مصر را ترور کرد. البته مدارک زیادی در باره حمایت و پشتیبانی ایران از پندار و کردار تندروهای شیعی و سنی در دست است.

وقتی که برادران ایرانی در لانه های خود تخم تندروی را می پرورانند، لازم است از سنگ انداختن به سوی "داعش" ، "النصره" و دیگر گروه های وحشی سنی خودداری کنند.

تندروی نهادینه شده دینی، بازده مستقیم خود انقلاب ایران است که در سال 1979 یک گروه مذهبی تندروی شیعه را به قدرت رساند و از همان هنگام بود که سراسر جهان اسلام دگرگون شد و راه تحجر و تندروی سیاسی دینی را در پیش گرفت.

من نمی دانم که آیا وزیر خارجه ایران تهدیدهای رهبران کشورش علیه نویسندگان و تهیه کنندگان تلویزیونی در ایران و اروپا را که به بهانه دفاع از اسلام و در واقع به منظور تقویت رویارویی با غرب صورت گرفته به یاد دارد یا خیر.

افزون بر این، لیستی بلند از میانه روها، اصلاح طلبان و اندیشمندان ایرانی در دست است که یا به زندان افتاده و یا این که مجبور به فرار از کشورشان شده اند.

برای مثال حسن اشکوری و دیگر اندیشمندان ایرانی که رژیم ایران به خاطر افکارشان در تعقیب آنها است، در تبعیدگاه خود در آلمان زندگی می کند . اشکوری کتابی در رد ولایت فقیه از دیدگاه دین نوشته و حجاب زنان را واجب ندانسته است، لذا محکوم به اعدام شد، اما بطور غیابی حکم او تخفیف یافت! آیا اینها افکار "داعش" نیستند؟ آیا چنین روشی تحجر نیست؟ 

تندروان سنی و شیعی بسیار شبیه یکدیگر هستند، زیرا در غلو و وحشیگری با یکدیگر رقابت دارند و هر دو بطور مستمر اندیشه های مدنی را سرکوب می کنند. 

اعتدال گرایان مذهبی در ایران ضربه خورده و اکثر آنها از رسانه ها، موسسه های آموزشی و سیاسی طرد شدند و میدان برای تندروان شیعه خالی شد، تا به تنهایی همه زمینه های زندگی روزانه مردم را کنترل و تنظیم کنند. رژیم ایران به طرد اعتدال گرایان در داخل بسنده نکرده، حمایت از تندروان را تبدیل به زیربنای سیاست خود کرد و بدین سان از گروه های مذهبی شیعی در لبنان، عراق و کشورهای خلیج حمایت کرد و نیروهای مدنی شیعی را به حاشیه راند. که در چنین شرایطی حزب الله در لبنان سر بر آورد! لذا، جناب ظریف نمی تواند تاریخی را که تجربه شده نادیده گرفته و تصمیم بگیرد که چه کسی تندرو و چه کسی میانه رو است. 

آری, ابوبکر البغدادی، سرکرده تشکیلات «داعش»، شخصی تندرو و وحشتناک است، اما از سوی دیگر عماد مغنیه در «حزب الله» نیز چنین بود، زیرا وحشیگری وی نیز شهره خاص و عام شد. هر دو آنها غیرنظامیان را ربودند و گروگان های خود را به قتل رسانده، نام خدا را به دروغ به کار برده و اسلام را تبدیل به وسیله ای برای توجیه جنایت های خود کردند. ایران کشوری است که حوثی ها را در یمن پرورش و آموزش داده و همچنان از آنها حمایت می کند. این گروه قبیله گرا پیرو مذهب تشیع زیدی است که به تشیع امامی گرویده و اینک همانند «داعش»، پرچم خلافت را برافراشته و رهبر خود را خلیفه می خواند، و به همین منظور علیه دولت یمن اعلام عصیان مدنی کرده، شهرها و شهرک هایی را که با این گروه مخالفت دارند، غارت می کند، اما با این همه از پشتیبانی و تایید ایران برخوردار است!

در هر حال، هرچند که با ایران درباره طبقه بندی تندروان اختلاف داشته باشیم، اما بر سر اهمیت همکاری مشترک با این کشور برای جنگ با تروریسم و در پیشاپیش آنها «داعش» توافق نظر داریم، کما این که «حزب الله» نیز باید جنگ مذهبی خود علیه سوری ها و لبنانی ها را متوقف کند. جهان نیز باید درک کند که لازمه برخورد با تندروی و تروریسم، همکاری همه کشورهای اسلامی و به ویژه سعودی و ایران به عنوان نمایندگان تسنن و تشیع است. این دو کشور می بایست پیش از هر چیز به وجود فرهنگ غلو اعتراف کنند و در زمینه های آموزشی، رسانه ای و دینی به مبارزه با آن برخیزند و هیچ گونه استثنایی قایل نشوند، زیرا همه گروه های تندرویی که پرچم دین را در دست گرفته اند، چه شیعه و چه سنی، با یکدیگر مشابه هستند.

ما امیدواریم که ایران سیاست های خود را تغییر دهد و از حمایت از گروه های تندروی شیعی و سنی دست کشیده، صفحه ای جدید در زمینه همکاری اسلامی به منظور گسترش اعتدال و احترام به دیگر را بگشاید.

هیچ نظری موجود نیست: