۱۳۹۳ شهریور ۲۱, جمعه

تحولات عراق و سوریه، سیلی محکمی به اوباما است

فوروم ایرانیان، 11 سپتامبر 2011


تحولات عراق و سوریه، سیلی محکمی به اوباما است که با تمرکز روی سازش هسته ای با رژیم ایران و در نتیجه، پیگیری سیاست های منفعلانه و مماشات گرایانه در منطقه، به رشد بحران های کنونی کمک کرد. اکنون، اوباما مجبور به اعلام یک استراتژی جدید شده است. آیا آمریکا سیاست های 5 سال گذشته اش را تغییر داده و در ایفای نقش در خاورمیانه جدی است یا برنامه اوباما، با تضادهای آشکار آن، تأثیر جدی بر تحولات نخواهد داشت
-----------------------------------------------------------
مقدمه
پیشروی سریع نظامی داعش در بخش های مهمی از عراق و سوریه، سقوط شهر موصل و قتل فجیع دو خبرنگار آمریکائی، سیلی هشدار دهنده ای به کشورهای غربی و در رأس آن آمریکا بود که در چند سال گذشته، با بی توجهی کامل نسبت به تحولات فاجعه بار منطقه برخورد میکردند. این تحولات بیش از هرچیز یک شکست بزرگ برای پرزیدنت اوباما است که از طرف متحدان آمریکا در اروپا و خاورمیانه و همچنین از طرف بخش مهمی از دستگاه سیاسی آمریکا از هر دو حزب، به ناتوانی، عدم درک صحیح بحران های خارجی و فقدان بینش و شجاعت لازم برای مقابله با چالش های کنونی و دفاع از امنیت ملی متهم شده است.
درحالیکه عموم کارشناسان، به سیاست فاجعه بار جرج بوش در حمله به عراق اعتراف میکنند، اما همین محافل، تأکید میکنند که سیاست های منفعلانه و مماشات گرایانه اوباما در برخورد با مسائل عراق و سوریه، یکی از فاکتورهای اصلی در رشد بحران های کنونی است.
در این شرائط، اوباما که تا چند روز پیش اعتراف میکرد که هیچ استراتژی مشخصی برای برخورد با اوضاع ندارد، مجبور به موضعگیری و اعلام برنامه شده است. در این چهارچوب، سخنرانی چهارشنبه اوباما و استراتژی وی را مورد بررسی قرار میدهیم. قبل از هرچیز، باید با ریشه بحران های مرگبار فعلی در منطقه و دلائل آن آشنا شد. برای اینکار نیز کافی است به گزارشاتی که از طرف کارشناسان معتبر آمریکا منتشر شده نگاه کنیم.
.
ریشه بحران های کنونی
ظهور و گسترش سریع داعش محصول بحران عمیق در سوریه و عراق از یکطرف، و سیاست نادرست آمریکا در برخورد با این بحران ها از طرف دیگر میباشد. طبیعی است که هر استراتژی که از طرف آمریکا برای برخورد با مسئله داعش ارائه شود اما به تصحیح سیاست گذشته اوباما و حل بحران های موجود در سوریه و عراق بی توجه باشد، محکوم به شکست خواهد بود.
مهمترین دلائل رشد و قدرت گیری داعش به قرار زیر میباشند:
1- عامل اصلی رشد داعش در سوریه را بایستی در نسل کشی بشار اسد جستجو کرد که با کمک رژیم ایران دهها هزار نفر از مردم این کشور را قتل عام کرد و با استفاده از نیروی قدس، حزب الله لبنان و گروههای مسلح شیعی عراق، به اختلافات شیعه و سنی دامن زد و شرائط ایدآل برای رشد گروههای تندروی سنی را فراهم نمود. بی قانونی در بخش مهمی از سوریه، به این گروهها امکان داد چند شهر مهم را به تصرف درآورده و با ایجاد پایگاه، نیروی بیشتری از کشورهای مختلف جذب کنند. طی دو سال اول قیام مردم در سوریه، رژیم بشار اسد با محاسبه ای که داشت، بخش عمده قدرت نظامی خود را برای ضربه زدن به ارتش آزاد سوریه متمرکز کرده بود و نه تنها از حمله به گروههای جهادی مثل جبهه النصر و داعش پرهیز میکرد بلکه با یک سری اقدامات مثل آزادی زندانیان وابسته به این گروهها، به تقویت آنها کمک کرد. بی توجهی غرب به ارتش آزاد سوریه و تضعیف آنها بر اثر ضرباتی که هم از بشار اسد و هم از گروههای جهادی متحمل شدند، عامل دیگر رشد گروههای جهادی مثل داعش بود.
2-  بازگشت داعش به عراق و رشد بی سابقه آنها ناشی از سیاست سرکوبگرایانه دولت نوری المالکی علیه جمعیت سنی این کشور است که با شروع ریاست جمهوری اوباما در 2009 و سپس خروج آمریکا از عراق در دسامبر 2011 اوج گرفت. تاخت و تاز گروههای مسلح شیعه وابسته به سپاه قدس و قتل رهبران سنی و حذف آنان از دستگاه سیاسی دولت مرکزی، به شورش مناطق سنی نشین در پایان سال 2012 منجر شد و طی دو سال گذشته بسیاری از مناطق سنی نشین عملا از کنترل دولت مرکزی خارج شدند. داعش توانست از نفرت اهالی این مناطق سنی نشین علیه دولت مرکزی سود جوید و به پیروزی های نظامی دست یابد. در حال حاضر، در بخش های مهمی از مناطق سنی نشین، عشایر عراقی قدرت را بدست گرفته اند و در برخی مناطق، هم داعش و هم گروههای سنی حضور دارند.
3- با آغاز ریاست جموری اوباما و تصمیم جدی برای خروج از عراق و کاهش نقش آمریکا در تحولات منطقه، خلاء جدی در خاورمیانه بوجود آمد که رژیم ایران برای پر کردن آن وارد عمل شد. رژیم با اطمینان از بی عملی کامل اوباما، با استفاده از نیروی قدس، از لبنان تا یمن را به صحنه تاخت و تاز خود تبدیل کرد و در عراق و سوریه، سیاست های فرقه گرایانه اش را شدت بخشید. سیاست هائیکه بحران کنونی را بوجود آورده اند.
4- اوباما به گزارشات مکرر دستگاه دیپلماسی و نهادهای اطلاعاتی آمریکا که در مورد دخالت های رژیم و رشد گروههای افراطی سنی اعلام خطر میکردند بی توجه بود و تمام تخم مرغ های خود را در سبد سازش هسته ای با ایران قرار داد. خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در نشستی که سال گذشته در کنار گری سیمور مشاور ارشد اوباما داشت توضیح داد که  بی عملی اوباما در سوریه به میزان زیادی ناشی از امید وی به سازش هسته ای با ایران بود و دستیابی به این سازش را بزرگترین هدف و گل سرسبد دست آوردهای سیاست خارجی خود میدانست. از اینرو، اوباما مایل به درگیری در سوریه و یا حمایت از گروههای ضد رژیم بشار اسد نبود زیرا از بروز تنش با ایران واهمه داشت و فکر میکرد که دخالت در سوریه در نهایت به درگیری با رژیم ایران منجر شده و در نتیجه چشم انداز سازش هسته ای از بین خواهد رفت.
.
سیاست های فاجعه بار اوباما در عراق
طی سه ماه گذشته، هیلاری کلینتون وزیر خارجه سابق اوباما، سفرای سابق آمریکا در سوریه و عراق، دیپلمات های ارشد، فرماندهان نظامی و مشاوران سیاست خارجی که در سالهای اخیر درگیر تحولات منطقه بوده اند، یک به یک سکوت خود را شکسته و نسبت به سیاست های غلط اوباما به صراحت سخن گفته اند. پیتر بنارت، کارشناس معروف آمریکا در گزارشی در مجله آتلانتیک، این اظهار نظر ها را جمع آوری کرده و آنها را در قالب تحلیل بسیار روشنی تحت عنوان "کالبد شکافی سیاست های فاجعه بار اوباما در عراق" منتشر کرده است. گزارش بنارت را میتوان سنتز و نظر اجماعی بخش مهمی از دستگاه سیاسی آمریکا تلقی کرد. به بخش هائی از این گزاش که حاوی اطلاعات بسیار جالبی نیز هست نگاه میکنیم:
"بلی، همه میدانیم که حمله جرج بوش به عراق یک اشتباه عظیم تاریخی بود و همه ما ازاینکه دیک چینی و دوستان وی دوباره زبان درآورده اند آزرده میشویم اما زمان آن رسیده است که همگی ما به سیاست های فاجعه بار اوباما در عراق و نتایج آن نگاه کنیم.
از زمانی که اوباما رئیس جمهور شد، نوری المالکی به یک دیکتاتور و فرقه گرای تمام عیار تبدیل شد و در حالیکه همه کارشناسان و حتی کسانی در دولت آمریکا به اوباما هشدار دادند که سیاست های مالکی عراق را به جنگ داخلی میکشاند اما کاخ سفید آنقدر به خروج از عراق و فراموشی سپردن جنگ در عراق اشتیاق داشت که به تمامی این اخظار ها بی توجهی کرد و اکنون به این نقطه رسیده ایم که شاید دیگر برای هر اقدامی خیلی دیر شده باشد.
مالکی از سال 2009 به سرکوب و دستگیری سنی هائی برخاست که قبلا در کنار آمریکا، القاعده را از عراق بیرون رانده بوند. مالکی قبل از انتخابات سال 2010، بیش از 500 نفر از کاندیداهای سنی را رد صلاحیت کرد. آنطور که خبرنگار مجله نیویورکر گزارش میدهد، قبل از انتخابات 2010، دیپلمات های آمریکائی در بغداد، یادداشت اعتراض آمیزی به اوباما فرستادند و اخطار کردند که مالکی کشور را به بحران سوق میدهد.
با همه تقلبات، مالکی انتخابات را به ایاد علاوی باخت اما توانست با نقض قانون اساسی، مآمور تشکیل دولت شود. به گفته اما اسکای مشاور سیاسی ژنرال اودرینو، آمریکا بخوبی میدانست که این اقدام نقض قانون است ولی به روی خودش نیاورد. به گفته کنت پولاک کارشناس ارشد بروکینگز، سکوت اوباما در برابر رفتار مالکی در جریان انتخابات و بعد از آن، پیامی بود به مردم عراق و به همگان که دولت اوباما اهمیتی به روند دموکراتیک در عراق و حفظ تعادل شکننده در این کشور نمیدهد. به گفته خبرنگار نیویورکر، یکی از دیپلمات های ارشد آمریکا در اعتراض به رفتار اوباما، از کار خود در بغداد استعفا داد.
ولی نصر که در آنزمان مشاور وزارت خارجه بود در کتاب جدید خود می نویسد که قراردادی که پس از انتخابات 2010 عراق برای تقسیم قدرت بین گروههای مختلف به امضاء رسید، مستلزم نظارت و حضور فعال آمریکا در این پروسه بود اما اوباما که چشم خود را به خروج از عراق دوخته بود، بطور کامل از این پروسه کنار کشید و دست مالکی را برای بهم زدن توافقات  وحذف مخالفین خود باز گذاشت و بدین ترتیب آتشی افروخته شد که اکنون نتایج آنرا می بینیم.
سپس زمان خروج از عراق رسید. ژنرال های آمریکا اصرار داشتند که یک نیروی 10 تا 20 هزار نفری در این کشور نگاه دارند اما اوباما مخالف بود و مالکی نیز به آن تمایلی نداشت. بمحض آنکه مالکی مسئله مصونیت قضائی سربازان آمریکائی و تصمیم گیری در این باره در پارلمان عراق را مطرح کرد، اوباما بهانه خوبی پیدا کرد و خط خود برای خروج کامل را به پیش برد.
روز دوازدهم دسامبر 2011، چند روز قبل از خروج آخرین سرباز آمریکائی از عراق، مالکی به کاخ سفید آمد. به گفته ولی نصر، مالکی در دیدار با اوباما به وی گفت که طارق الهاشمی معاون رئیس جمهور و بالاترین مقام سنی در دولت، حامی تروریست هاست. به گفته نصر، مالکی در حال تست کردن اوباما بود تا عکس العمل اش را ببیند تا بتواند در مورد نقشه های بعدی اش تصمیم گیری کند. اوباما به مالکی گفت که این یک مسئله داخلی عراق است و به ما ربطی ندارد. پس از این دیدار، مالکی به دستیارانش که وی را همراهی میکردند گفت: "مشاهده کردید که آمریکا اصلا اهمیت نمیدهد."
پس از این ملاقات، اوباما در مصاحبه مشترک مطبوعاتی با مالکی، وی را بخاطر سیاست های همگرایانه اش عراق مورد ستایش قرار داد. صالح مطلق همانروز به سی ان ان گفت که "اظهارات اوباما شوکه کننده است. یک روز فرا خواهد رسید که آمریکائی ها به فریبی که از مالکی خورده اند پی خواهند برد. و آنروز، روز پشیمانی آمریکائی هاست."
یک هفته بعد، در بازگشت از واشنگتن، مالکی در صدد دستگیری هاشمی برآمد و حکم قتل وی را صادر کرد. وی نیر به ترکیه گریخت.
به گفته کنت پولاک کارشناس ارشد بروکینگز، "طی 18 ماه پس از خروج آمریکا، بخش مهمی از رهبران سنی و منجمله معتدل ترین و مردمی ترین آنها، دستگیر و یا از دستگاه سیاسی بیرون رانده شند. در این شرائط، شورش سنی ها شروع شد و دست اتحاد بسوی برادران جهادی خود که در سوریه بودند دراز کردند. اما اوباما هنوز از آرامی اوضاع در عراق اظهار خشنودی میکرد."
در مارس 2013 مالکی نیروهای نظامی را برای دستگیری رافی عیساوی، وزیر سابق دارائی و یکی از رهبران میانه رو و مورد احترام سنی ها فرستاد. همان موقع، هنری بارکی، کارشناس مسائل عراق در لس آنجلس تایمز این حرکت مالکی را میخ دیگری به تابوت عراق متحد دانست و از بی عملی اوباما بشدت انتقاد کرد.
پائیز همان سال مالکی دوباره به کاخ سفید دعوت شد. سه روز قبل از سفر وی به واشنگتن، اما اسکای مشاور ژنرال اودرینو فرمانده ارشد آمریکا در عراق، سرمقاله ای در نیویورک تایمز تحت عنوان "سیرک دموکراسی مالکی" منتشر کرد و وی را بشدت مورد حمله قرار داد. یکروز قبل از ورود مالکی، شش سناتور منجمله رابرت منندز و کارل لوین نامه تندی به کاخ سفید نوشتند و اخطار کردند که مالکی با سیاست های فرقه گرایانه اش سنی های عراق را به دامان القاعده میفرستد.
با اینحال، اوباما در اظهارات علنی خود هیچ اشاره ای به این مسائل نکرد و در مصاحبه مطبوعانی اول نوامبر گفت: "ما از پایبندی نخست وزیر مالکی به یک عراق دموکراتیک که همه گرایشات فرقه ای و مذهبی را در خود جای میدهد قدردانی میکنیم و از اقدامات گذشته ایشان که در عمل به کردها، سنی ها و دیگر اقلیت ها اطمینان داده که همه در دولت عراق جای خودشان را دارند بسیار دلگرم شده ایم." در بازگشت به عراق، نیروهای مالکی احمد ال الوانی رئیس کمیته اقتصادی پارلمان را دستگیر و پنج نفر از محافظان وی را کشتند.
در ژانونیه 2014، نیروهای داعش، بخش مهمی از استان انبار را در کنترل خود گرفتند. جو بایدن در این ایام مرتب با مالکی در تماس تلفنی بود. متن مکالمات بایدن با مالکی که توسط کاخ سفید منتشر شده نشان میدهد که وی بیشتر بدنبال تعریف و قدردانی از مالکی بود و ابراز نگرانی از اوضاع نمی کرد.
این خلاصه ای از رفتار فاجعه آمیز اوباما در رابطه با عراق بود. اکنون به جائی رسیده ایم که وی نیز به عمق فاجعه پی برده است اما اوباما برای درک این مسئله به پنج سال وقت نیاز داشت و شاید دیر شده باشد.
.
سخنرانی اوباما: استراتژی جدید یا ادامه وضعیت کنونی
سخنرانی اوباما در حالی انجام شد که بخش عظیم مردم آمریکا نگران تهدید تروریستی داعش هستند و با توجه به بی عملی اوباما، خواهان اقدامی جدی از طرف دولت دراین زمینه میباشند. بنابراین، هدف اول اوباما، اتخاذ لحن تند و قاطع در زمینه ریشه کردن تروریسم بود تا بدین ترتیب، ضعف های گذشته کاخ سفید را بپوشاند.
بنابراین، از لحن تند و وعده های آتشین اوباما که بگذریم، استراتژی مبارزه با داعش کاخ سفید روی محور های زیر قرار دارد:
·         ادامه حملات هوائی و عدم حضور سربازان آمریکائی در جنگ زمینی با داعش. افزایش مشاوران نظامی اعزام شده به عراق
·         حملات هوائی در عراق در هماهنگی با ارتش عراق و پیشمرگه های کرد
·         احتمال حملات هوائی به مراکز داعش در سوریه
·         کمک به ارتش آزاد سوریه
·         ایجاد یک ائتلاف برزگ بین المللی برای مبارزه با داعش
.
نقاط مثبت: اوباما از همکاری با رژیم ایران یا بشار اسد سخنی نگفت و از کشورهای عربی و سنی بعنوان شریک مناسب برای حل مسئله داعش سخن گفت. این نشان میدهد که فضای سیاسی کنونی در واشنگتن و واقعیت های صحنه در سوریه و عراق، امکان اتحاد آمریکا با رژیم و بشار اسد، لااقل بطور علنی را نمیدهد.
.
نقاط ضعف
•  تا آنجا که به آمریکا برمیگردد، بحران سوریه و عراق و رشد داعش به میزان زیادی ناشی از سیاست های غلط اوباما است. ازاینرو، برخورد جدی و واقعی با داعش به یک تغییر 180 درجه ای در سیاست های خاورمیانه ای کاخ سفید نیاز دارد. اما اوباما در سخنرانی خود هیچ اشاره ای به ضعف ها و اشتباهات گذشته خود نکرد و از تصحیح سیاست های منطقه ای آمریکا هیچ سخنی نگفت. این، نشان میدهد که استراتژی اعلام شده وی بیشتر ادامه وضعیت کنونی است تا یک تغییر سیاست.
• اگر بپذیریم که یکی از ریشه های اصلی بحران کنونی، دخالت های رژیم ایران در سوریه و عراق است، بنابراین، حل مشکل داعش و حل بحران های عراق و سوریه، از برخورد جدی تر و سیاست قاطع تر در مقابله با نفوذ رژیم ایران در این دو کشور میگذرد. اوباما در سخنرانی خود هیچ اشاره ای به نقش مخرب رژیم نکرد و درحالیکه آمریکا برای سازش هسته ای با رژیم تلاش میکند، احتمال اینکه اوباما قصد تغییر سیاست نسبت به رژیم و جلوگیری از دخالت های سپاه قدس در منطقه را داشته باشد بسیار ضعیف و نامحتمل است.
اوباما نه تنها به نقش مخرب رژیم ایران و برخورد با آن بعنوان اولین شرط حل مشکلات سوریه و عراق اشاره ای نکرد، بلکه بنظر میرسد که اصولا به این مسئله اعتقادی هم ندارد و چند روز پیش در مصاحبه با تلویزیون ان بی سی با دهن کجی به کشورهای عربی یادآوری کرد که مسئله داعش نشان داد که ایران مشکل عمده و خطر اصلی برای کشورهای منطقه نیست.
• محور اصلی استراتژی اوباما حملات هوائی است. اکثر قریب به اتفاق کارشناسان سیاسی و نظامی تأکید میکنند که حملات هوائی به تنهائی قادر به از بین بردن داعش نخواهند بود. بنابراین، نباید روی آن حساب باز کرد.
• اوباما در سخنرانی خود مبارزه با داعش را در کادر مبارزه را تروریسم دانست و برای روشن کردن مسئله، از نمونه مبارزه آمریکا با تروریسم در یمن و سومالی نام برد. آمریکا در این دو کشور به کمک هواپیماهای بی سرنشین به ترور رهبران گروههای تروریستی اقدام میکند. اما تمامی این اقدامات، از نفوذ گروههای تروریستی در این کشورها نکاسته است.  کارشناسان و سیاستمداران امریکائی با اشاره به اظهارات اوباما و تشبیه مسئله داعش به وضعیت سومالی و یمن، نتیجه میگیرند که یا کاخ سفید درک درستی از تهدید داعش ندارد و یا اینکه برای توجیه بی عملی خود در آینده، تلاش میکند تا قدرت تخریبی داعش و بحران در عراق و سوریه را کمتر از واقعیت نشان دهد. به گفته این کارشناسان، اگر سقف استراتژی اوباما سومالی و یمن باشد، بنابراین در عمل هیچ تحولی در جهت حل بحران عراق و سوریه و برخورد با داعش نخواهد شد.
• اوباما در اظهارات خود دولت جدید عراق به نخست وزیری العبادی و حضور همه گرایش های فرقه ای و مذهبی در آن را مورد ستایش قرار داد و آنرا نمونه یک دولت فراگیر دانست که میتواند شریک خوبی برای استراتژی اوباما در برخورد با داعش باشد. کارشناسان به اوباما یادآوری کردند که دو وزارتخانه اصلی کشور و دفاع هنوز وزیر ندارند و کردها نیز حمایت خود از دولت را فقط سه ماهه و مشروط به کسب امتیازات مهم از دولت مرکزی کرده اند. سنی هائی که دست به شورش برداشته و مناطق مهمی را در کنترل خویش دارند نیز بطور علنی نارضایتی خودشان از دولت جدید را اعلام کرده و به مخالفت با آن برخاسته اند. بنابراین، گزافه گویی اوباما نشان میدهد که کاخ سفید هنوز حاضر به قبول بحران در بغداد و در نتیجه، فشار به دولت عبادی برای خروج از سکتاریسم نیست. بدون حل این مسئله، بحران عراق و در نتیجه مسئله داعش هرگز حل نخواهد شد.
• اوباما با در مورد حمله هوائی به اهداف نظامی در سوریه قاطع نبود و تنها گفت که مانعی برای آن نمی بیند اما نگفت که آنرا انجام خواهد داد. از اینرو، تردید و دودلی از آن هویداست و نشان میدهد که وی درصدد ادامه سیاست های کجدار  و مریز گذشته است و از رو در روئی با رژیم سوریه میترسد.
• اوباما قول داد که اپوزیسیون سوریه را حمایت و تسلیح خواهد کرد اما بلافاصله افزود که این وظیفه کنگره است تا بودجه این کار را فراهم کند. نمایندگان کنگره دیشب گفتند که وزرات دفاع بودجه لازم برای اینکار را دارد و حواله دادن این مسئله به کنگره نشان ای تردید های اوباما و تلاش برای خریدن وقت است.
حل مسئله داعش در سوریه، تا زمانیکه بخش مهمی از این کشور زیر کنترل هیچ دولتی قرار ندارد امکان ناپذیر است. حل مسئله داعش از حل مسئله سوریه و رژیم بشار اسد میگذرد. اگر اوباما راست میگوید و خواهان تقویت ارتش آزاد سوریه است، این امر در نهایت به درگیری با رژیم اسد و حامیان وی منجر میشود. هیچ نشانی از قاطعیت اوباما در این زمینه مشاهده نمیشود و ارسال چند محموله اسلحه به ارتش آزاد یا چند حمله هوائی به داعش که آنهم هنوز نامعلوم است، هیچیک از مشکلات سوریه منجمله حضور داعش و جبهه النصر را حل نخواهد کرد.
• اوباما در سخنرانی خود از ائتلاف بزرگ برای مبارزه با داعش نام برد اما در عمل، این ائتلاف شکل نگرفته و هیچ نشانی از شکل گیری آن نیست. تشکیل اتئلاف با برگزاری چند نشست و کنفرانس کاملا متقاوت است. هر ائتلاف جدی، به یک رهبری جدی هم نیاز دارد. درحالیکه آمریکا هنوز در مورد نقش خود تردید دارد و درحالیکه سیاست های چند ساله گذشته اوباما همه متحدین آمریکا و در رأس آن عربستان، مصر و ترکیه را بخود بی اعتماد کرده است، شکل گیری یک ائئلاف جدی با سیاست های کنونی اوباما امکان ناپذیر است.
یک ائتلاف جدی بین کشورهای سنی عرب برای حل مسئله سوریه و عراق به معنای دخالت نظامی در این کشورهاست. دخالت نظامی آمریکا یا متحدان وی در سوریه به معنای رو در روئی نهائی با بشار اسد و حزب الله و سپاه قدس است. هیچ نشانی از اراده یا تمایل به این امر در واشنگتن، آنکارا و ریاض مشاهده نمیشود. دخالت نظامی این کشورها در عراق، با توجه به هژمونی گروههای نظامی شیعه در ارتش عراق، امری بمراتب دشوارتر و نامحتمل تر است.
.
نتیجه گیری: با توجه به سخنرانی اوباما میتوان نتیجه گرفت که برنامه اعلام شده وی، حداقل اقداماتی است که دولت آمریکا برای کنترل و مهار پیشروی داعش انجام میدهد و بهیچوجه قادر به حل بنیادین مشکلات اساسی در سوریه و عراق و ریشه کردن داعش نخواهد بود.

هیچ نظری موجود نیست: