۱۳۹۰ فروردین ۳۰, سه‌شنبه

دیو مقدس ( سرگذشت روح الله خمینی)بقلم برزین بردیا



بچه ها درود
یکی بود یکی نبود
درگذشته ای نه چندان دور  در سرزمینی بنام کشمیر مردی بود بنام تولاخ خان که از مغولان هند بود زندگی میکرد . زندگی این مرد از راه شکار وراهنمائی شکارچیان خارجی میگذشت.
در سال 1860 برحسب اتفاق راهنمای یک انگلیسی بنام سر جان تامپسون شد.
این انگلیسی قصد داشت در سری ناگار  مرکز کمشیر بماند وزندگی کند واینجا بود که تولاخ خان به عنوان مستخدم وراهنمای شکار درخانه سر جان تامپسون اقامت گزید. این مرد انگلیسی از روسای کمپانی هند شرقی بود وصاحب مال ودارانی بسیار . بظاهر مسلمان وپیرو مذهب شیعه ویار ومددکار خوبی برای انجمن مسلمان هند شرقی درسری ناگار . انجمن مذکور بعد از استقرار کمپانی هند شرقی وبه همت چند راجه هندی بدستورچند انگلیسی که خواهان حفظ اسلام ومذهب شیعه بودندتاسیس شد.
بودجه وپول انجمن از اعتباری بنام پول هندی تامین میشد وقسمت اعظم این پول را دولت انگلیس که دوستدار شدید اسلام وحافظ خون امامحسین علیه السلام بود وهست پرداخت میکرد. این پول را دولت انگلیس بطور منظم به حساب پول هندی در بمبی میریخت . بعد ها منابع بسیار زیادی نیز از بازمانده یک رقاصه هندی وهمچنین خزانه غارت شده لطفعلی خان زند به آن اضافه شد.
هدف انجمن علاوه بر تامین هزینه های طلبه های مستعد علما و مجتهدان  رواج اسلام درتمامی آسیا خاور میانه وآفریقا منهای اروپا آمریکا واسترالیا بود.
این انجمن کمکهای بسیاری به مذهب شیعه ورونق آن درایران کرده است. منجمله حمایت مادی مجتهدان حمایت از جنبشهای مذهبی چاپ وتکثیر کتب مذهبی .توضیح المسائل- روایات وطلسم- معجز نامه- دعا- کتب نوحه خوانی وسینه زنی- خواب نامه- مهر وتسبیح وخاک تربت- پنجه آل عبا- دست بریده شده حضرت عباس از حلبی- تولید و توزیع رایگان پارچه سیاه علم وکتل علامت- زنجیر- قمه –قفل- سیخ سوزن- حجله حضرت قاسم- جنازه علی اصغر- مشگ آب- شمشیر وزره یزید ولوازم تعزیه واسب وشتر برای مورد آخر- تامین رایگان برنج- شله زرد-قیمه پلو-برای روز عاشورا –سفره حضرت رقیه- وسکینه وزهرا- (محمود محمود مولف 9 جلد تاریخ روابط سیاسی ایران وانگلیس درقرن 19 در جلد ششم خود مینویسد:اسامی ده نفر مجتهدی که در نجف ماهی پانصد روپیه ازبابت پول هندی دریافت میداشتند بقرار زیر است:1- آخوند ملا محمد کاظم خراسانی 2- شیخ عبدالله مازندارانی 3-شیخ ابوالحسن شیخ راضی4- شریعت اصفهانی 5- شیخ محمد مهدی کشمیری6- شیخ مهدی ابن شیخ اسداله 7- شیخ حسن صاحب جواهر8-سید محمد بحرالعلوم 9- سید ابوتراب خوانساری10- سیدابوالقاسم اشکوری و ده دفر آخوندی که درکربلا ماهیانه پانصد روپیه بعنوان مقیم دریافت میکردند عبارتند از 1-شیخ حسن مازندرانی2- مولوی سید کلب باقر هندی 3- سید مرتضی هندی-4 سید سبط حسین 5- سید محمد کاشی6- سیدمحمد باقر طباطبائی7 سید جعفر طباطبائی 8- شیخ هادی اصفهانی 9- سید محمد باقر بهبهانی10- شیخ علی بفروئی یزدی
پس از دانستن نقش انجمن مسلمانان هند مابقی قصه دیورا دنبال کنیم.
پسر 16 ساله تولاخ خان بنام هاموت مورد توجه سرجان تامپسون قرار میگیرد وبا راهنمائی او درمحضر مولوی عبدالرحمن بن مولوی عبدالغنی مفتی وآخوند سری ناگار به اسلام درمی آید ومسلمان میشود او مذهب شیعه عثی عشری را اختیار میکند. سرجان تامپسون هاموت را در فراگیری علوم اسلامی درنظر داشته وچون اورا بسیار مستعد میبیند اورا به انجمن مسلمانان هند معرفی میکند وترتیب سفرش را به نجف وکربلا میدهد . درضمن نام اورا عوض کرده وباعنوان افتخاری سید هاموت میشود سید حامد بدینوسیله از تولاخ خان هندی سید میر حامدی هندی راهی نجف وکربلا میشود.وی پس تحصیلات به کشمیر بازگشته پس از ازدواج به امر هدایت مسلمانان کشمیر آنهم زیر نظر استادش سرجان تامپسون میپردازد.
درآنزمان کتابی مینویسد بنام ((اباکات الانوار))که این کتاب توسط مرکز شرق شناسی دانشگاه آکسفورد درلندن درتیراژی وسیع چاپ میشود. دراین کتاب شیخ میر حامد هندی مینویسد مسلمان شیعه اگر یک مسلمان سنی را بکشد به بهشت میرود . چون میبایست این کتاب نقش والایش را درایران که اکثر مردم آن شیعه وپیرو مذهب جعفری بودند بازی کند ونام شیخ میر حامد هندی زیاد مطابق طبع ایرانی جماعت قرار نمیگیرد برای باردوم باراهنمائی سرجان تامپسون نام شیخ هندی به (( سید محمد حسین نیشابوری )) تغیر میابد .
کتاب اباکات الانوار درسال 1358 درقم چاپ شد.ولی بدستور آخوند بهشتی سریعا جمع آوری ونابود شد همه میدانید که ما سیاستی داریم بنام( تفرقه بینداز وحکومت کن) نشر این کتاب بهمین منظور بود بعد ها روح الله خمینی به پیروی از جدش درکتاب ((کشف الاسرار )) که درسال 1322 درقم بچاپ رسید سنی ها را جزو مسلمانان نمیداند.
از ازدواج هاموت یا سید محمد حسین نیشابوری با طرخان خاتون فرزندی بدنیا میاید بنام سید احمد .
وی مقدمات علوم اسلامی را درمحضر پدرش فراگرفته وچون او نیز استعداد زیادی درین راه ازخود نشان میدهد به انجمن مسلمانان هند معرفی میشود وبه کربلا ونجف سفر میکند و درآنجا بود که خبر مرگ سر جان تامپسون وپدرش را به او میدهند .
درسال 1208 یعنی 168 سال پیش یوسف خان کمره ای مالک ده خمین به قصد زیارت عازم کربلا میشود وآخوند سید احمد ملقب به سید هندی زیارت نامه خوان او میشود .تکرار این عمل موجب نزدیکی آنها بهم گردید وخوش خدمتیهای سید هندی به یوسف خان باعث میشود تا یوسف خان بهنگام مراجعت ازاو دعوت کند بهمراه اوبایران وخمین برود.
سید هندی دعوت را پذیرفته وراهی خمین میشود درضمن سید هندی با دختر یک چشم یوسف خان بنام صفیه ازدواج میکند وآنها صاحب هشت فرزند میشوند که چهارمین آنها سید مصطفی هندی پدر خمینی است.
بچه نوشتن داستان کمی خسته کننده است بنابراین بقیه را در چندین لینک پیاپی خواهم نوشت بنابراین 
تا درودی دیگر بدرود

هیچ نظری موجود نیست: